آزمون مدرسی معارف اسلامی دانشجوی دکتری مدرسی معارف اسلامی پذیرش می شود

وضعیت زبان عربی در حوزه

زبان عربی در ایران - رشته عربی

وضعیت زبان عربی در حوزه : وضعیت نابسامان زبان عربی در حوزه های علمیه
محمدرضا زائری
اساس درک دین یعنی فهم قرآن و روایات متوقف بر درک زبان این متون بنیادین و دریافت و فهم مخاطب جاهلی از آنهاست.
پس امروز هم اگر کسی بخواهد مراد و مقصود متون دینی را درک کند ناچار باید تسلط عمیق و کامل بر زبان عربی داشته باشد، اما متأسفانه در نگاهی گذرا درمی یابیم که وضعیت زبان عربی در حوزه های علمیه بسیار نامطلوب است.
در حالی که روزگاری روحانیون و فضلای حوزه علمیه قم و مشهد و اصفهان از سرامدان اهل تخصص در ادبیات عربی به شمار می رفتند و عالمان و ادیبان ایرانی حوزه های علمی مورد مراجعه پرسشگران عرب از مصر و سوریه بودند یا در الأزهر تدریس می کردند و بسیاری از کتابهای آموزش صرف و نحو و معانی و بیان و لغت زبان عربی به قلم آنان نگارش می یافت، اما امروز غالب روحانیان ما نه تنها توان گفتگو و سخنرانی به زبان عربی را ندارند بلکه متاسفانه از خواندن متون بسیاری از کتابهای عربی عاجزند!

همچنین بخوانید : نقد آموزش زبان عربی در مدارس

دلیل اصلی این عقب ماندگی – جدا از تنبلی و رخوت عمومی روزگار جدید که در همه عرصه ها و حوزه ها مشترک است – به تنزل جایگاه این موضوع در ذهن و فکر روحانیت امروز برمی گردد.
برداشت غلط و تفکر ناصوابی که در دهه های اخیر ترویج شده این است که فهم و یادگیری زبان تنها وسیله ای ابتدایی و سردستی برای قرائت متون فقهی و اصولی و یادگیری اقوال قدماست.
وقتی شناخت دین را به فقه محدود کنیم و دایره فقاهت را نیز به نقل و حفظ اقوال محدود سازیم این برداشت البته طبیعی است!
اما اگر دین را مجموعه ای گسترده تر از نقشه خدا برای هدایت انسان و جامعه بدانیم و فقاهت را هم شناخت اقتضاءات عمل به این نقشه ببینیم، آن وقت برای درک و فهم احکام الهی نیاز به درک و فهم متون بنیادین یعنی قرآن کریم و روایات داریم و برای فهم زبان قرآن و روایات ناچار هستیم تا فهم مخاطب زمان نزول و صدور را دریابیم.
کسانی که می گویند قرائت اشعار جاهلی یا تعمق در شواهد امثال تلف کردن وقت است و به جای آن بهتر است که مثلا طلاب متون دینی قدیم یا برخی تألیفات متاخر را بخوانند، به این نکته ظریف توجه ندارند که فهم صحیح همین متون نیازمند تعمق در آن آثار قدیم است.
اگر پیشینیان ما در حوزه های علمیه مثلا به حفظ الفیه اصرار داشتند یا سالها برای علوم ادبی عربی وقت می گذاشتند از این جهت بود که می دانستند بدون درک محیط جاهلی، بدون مطالعه شرایط اجتماعی صدر اسلام، بدون فهم زبان عربی مخاطب وحی الهی در چهارده قرن پیش از این و … نمی توان به دریافت درستی از متون دینی رسید.
نمونه های متعدد از خطاها در فهم و تحلیل مسایل دینی به طور عام و استنباط های فقهی به طور خاص وجود دارد که دقیقا به خاطر ضعف در همین زمینه هاست.

*منتشر شده در روزنامه خراسان

شرکت ناسار - تجارت با عراق

دکتر حبیب کشاورز عضو هیأت علمی دانشگاه سمنان - گروه زبان و ادبیات عربی

http://www.naasar.ir/habib-keshavarz/