بررسی زندگی بحتری ترجمه اشعار

زندگی نامه بحتری شاعر عصر عباسی

زندگی نامه بحتری شاعر عصر عباسی
ابوعباده وليد بن عبيد بن يحيى بحترى طائى شاعر معروف و از شعراى والا مرتبه قرن سوم و معاصر با ابوتمام بوده و بعضى او را از ابوتمام برتر مى دانند.

ابن خلكان گويد: به بحترى گفتند: شعر تو بهتر است يا شعر ابوتمام؟ وى گفت: خوب او از خوب من بهتر است ولى بد من از بد او بهتر و به شعر بحترى سلاسل الذهب مى گفتند. از ابوالعلاء معرّى پرسيدند كداميك از اين سه شاعرترند ابوتمام يا بحترى يا متنبى؟ وى گفت: متنبى و ابوتمام دو حكيم بودند ولى شاعر، بحترى است.

وى در سال 206 در منبج شام متولد شد و از آنجا به عراق رفت و در آنجا خلفا و سردمداران زيادى را از متوكل به بعد به شعر خود ستود و در سال 284 در منبج به سكته بمرد.
بحتری هرگز پیوند خود را با زادگاهش نگسست، بلکه با ثروت سرشاری که طی سالیان دراز از راه شاعری دربار فراهم آورده بود املاک فراوانی در آن شهر خرید و با استفاده از اصل و نسب خود مناسبات پرمنفعتی نیز با اولیای امور برقرار کرد.
س از به خلافت رسیدن متوکل ، بحتری به بغداد بازگشت و با مساعی ابن مُنجَّم، توجّه فتح بن خاقان را به خود جلب کرد، و فتح، احتمالاً در ۲۳۴، او را به خدمت خلیفه برد و روزگار پر جلال بحتری در مقام شاعر دربار از همین زمان آغاز شد.
بحتری، علی‌رغم حسادتهای چاره ناپذیری که یک چند موجب سردی مناسباتش با فتح بن خاقان شد، تقریباً همیشه از حمایت او بهره‌مند بود؛ حماسه خود را به نام او ساخت و در مدحش اشعاری سرود.
او بسیاری دیگر از بزرگان مملکت را نیز مدح کرد، اما بیش‌تر سروده‌های خود را به خلیفه اختصاص داد.
با او مناسباتی نزدیک داشت و مورد اعتمادش بود و از سیاست حکومت ، حتی آنگاه که با گرایش شیعی او سازگار نبود، حمایت می‌کرد و آشکارا به تبلیغ فضایل و حقوق عباسیان می‌پرداخت.
اشعار این دوره او، به رویدادهای سیاسی، مانند شورش دمشق (۲۳۶)، طغیان ارمنستان (۲۳۷)، قیام حِمْص (۲۴۰)، اقامت خلیفه در دمشق (۲۴۴)، و ایجاد بنای متوکلیّه (۲۴۵ـ۲۴۶)، اشارات بسیار دارد.
مایه اصلی اشعار بحتری
[ویرایش]
بحتری در آغاز تقریباً پیوسته به سرودن شعرهایی در ستایش خویشتن یا در وصف سیر و سفرش در بادیه می‌پرداخت، [۱]
اما با ورود به دربار ، مدیحه مایه اصلی اشعارش شد.
در این سبک ، قالب سه پاره قصیده را، جز احتمالاً در اواخر عمرش، بدقت رعایت می‌کرد، و از ممدوحان گوناگون خود تصویری متعارف عرضه می‌داشت.
با این همه مدایح اواز رهگذر وصفهای درخشانش (بویژه وصف کاخها) شکوهی دیگرمی‌یابد.
دراین وصفها در پرتو ذوق ظریفش در صورت پردازی شاعرانه و ترسیم زیبای جزئیات، یکتا و بی‌رقیب است.
فقط دراواخر زندگی، شعری کامل را به وصف ایوان کسری اختصاص داد.
سبک شعر بحتری
با این‌که مضامین شعر بحتری اغلب از اصالت و تازگی بی‌بهره اند.
سبک او با واژگان ساده و ابیات آهنگین و پرطنین دارای اعتبار والایی است و این امر بحتری را، نسبت به دیگر شاعران دربار که در آغاز از رقابت با آنان ناگزیر بود، در جایگاهی برتر قرار می‌دهد.
در رثا نیز بردیگران پیشی گرفت، اما در هجا چندان جلوه‌ای نکرد؛ وانگهی هجا در نظر او فرع بر مدیح بود و هجاهای او بیش‌تر خطاب به حامیانی بود که ناامیدش کرده بودند.
بنا به روایتی افسانه‌ای، بحتری در بستر مرگ از فرزندش خواست تا همه هجاهای او را نابود کند.
در دیوان او، اشعاری که به مناسبتهایی سروده شده باشد اندک است و مضامین عاشقانه را نیز تنها در آغاز قصایدش می‌توان یافت؛ و اگر گاهی به وصف غِلمان پرداخته در واقع از رسم زمان پیروی کرده است.
دیوان بحتری

این آگاهی در دیوان او انعکاس فراوان یافته و همین امر سبب شده است تا دیوان او، افزون بر ارزش ادبی، سندی گرانبها به شمار آید. [۶]

این دیوان، در حقیقت به منزله ذیلی سودمند بر کتب تاریخی آن زمان و شامل جزئیاتی است از قبیل اسم کامل شخصیتها، شرح بناها و ذکر وقایعی که مورّخان ظاهراً نادیده گرفته اند.
دیوان بحتری بارها به چاپ رسیده ( استانبول ۱۲۹۹/۱۸۸۲، بیروت و قاهره ۱۳۲۹/۱۹۱۱) اما این چاپها نسبتاً مغلوط و ناقص‌اند؛ ازینرو چاپ تازه‌ای از آن، براساس نسخه‌های خطی گوناگون (خاصه نسخه کتابخانه ملی پاریس )، بسیار بجا خواهد بود.
شرح ابوالعلاء معرّی بر دیوان او، به نام عبث الولید، در ۱۳۵۵/۱۹۳۶ در دمشق به چاپ رسیده است.
از حماسه بحتری تنها یک نسخه خطی (دانشگاه لیدن) پیدا شده و این خود دلیل عدم توفیق این مجموعه است که در آن اشعار براساس مضامین ـ نه مانند مجموعه ابوتمّام براساس نوع ادبی ـ تنظیم شده است.
از این اثر نیز سه چاپ مختلف در دست است (لیدن ۱۳۲۷/۱۹۰۹، بیروت ۱۳۲۸/۱۹۱۰، قاهره ۱۳۴۷/۱۹۲۹).
سومین اثر منسوب به بحتری، معانی الشعر (الشعراء)، از میان رفته است.

منابع در مورد بحتری :
(۱) ابن رشیق، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱)، جاهای متعدد.
(۲) ابن مُعتز، طبقات الشعراء، لندن ۱۹۳۹، ص۱۸۶ـ۱۸۷.
(۳) ابن ندیم، الفهرست، قاهره، ص۲۳۵.
(۴) احمد بن عبداللّه ابوالعلاء معرّی، رسالة الغفران، چاپ محمد عزّت نصراللّه، بیروت (تاریخ مقدمه ۱۹۶۸)، جاهای متعدد.
(۵) علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، کتاب الاغانی، بیروت (بی تا)، ج ۲۱، ص ۳۶ـ۵۳.
(۶) ولید بن عبید بحتری، دیوان البُحتُری.
(۷) ابراهیم بن علی حصری، زهرالا´داب و ثمرالالباب، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳، فهرست.
(۸) عبدالسلام رُستُم، طیف الولید، او، حیاة البحتری، قاهره ۱۹۴۷.
(۹) سیّدالعَقل، عبقریّة البحتری، بیروت ۱۹۵۳.
(۱۰) م صبری، ابوعُبادة البحتری، قاهره ۱۹۴۶.
(۱۱) طه حسین، من حدیث الشعر و النثر، قاهره ۱۹۳۲، ص۱۱۳ـ۱۳۳.
(۱۲) جرجی کنعان، البحتری، حماة (بی تا).
(۱۳) علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس ۱۸۶۱ـ۱۸۷۷، فهرست.
(۱۴) عبدالقادر مغربی، در مجله مجمع العلمی العربی (۱۹۵۶).
(۱۵) یاقوت حموی، معجم الادباء، بیروت (بی تا)، ج ۱۹، ص۲۴۸ـ ۲۵۸.
(۱۶) S Achtar, Un poete arabe du III e siecle de l’hegire (IX e sdeJ-C) :Buhtur i ¦ (رساله دکتری دانشگاه سوربن، ۱۹۵۳، که تحیی عالی است) ;.
(۱۷) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden ۱۹۴۳-۱۹۴۹, Supplement band , ۱۹۳۷-۱۹۴۲, I, ۱۲۵;.
MCanard, “Les allusions ب la guerre byzantine ches les poةtes Abu ¦ Tamma ¦ m et Buh ¤ tur ¦ â “, in AA Vassiliev,
(۱۸) Byzance et les Arabes, I, Brussels ۱۹۳۵;.
(۱۹) Ibn Khallika ¦ n Kita ¦ b Wafaya ¦ t al-A c ya ¦ n , tr by Baron MacGuckin de Slane, Paris ۱۸۴۲-۱۸۷۱, ê , ۶۵۷-۶۶۶;.
(۲۰) Margoliouth, The letters of Abu ‘l- ـ Ala ¦ , Oxford ۱۸۹۸, passim;.
(۲۱) ZDMG , (۱۸۹۳) , ۴۱۸-۴۳۹, ۷۱۵-۷۱۷.

منابع:
دانشنامه اسلامی
ویکیپدیا
ویکی فقه

شرکت ناسار - تجارت با عراق

دکتر حبیب کشاورز عضو هیأت علمی دانشگاه سمنان - گروه زبان و ادبیات عربی

View all posts by شرکت ناسار - تجارت با عراق →

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *