صحت دستوری و صحت کاربردی – توانش دستوری و توانش کاربردی چیست؟

صحت دستوری و صحت کاربردی – توانش دستوری و توانش کاربردی چیست؟

صحت دستوری و صحت کاربردی – توانش دستوری و توانش کاربردی
صحت دستوری: منظور از صحت دستوری این است که آیا یک جمله از نظر ساختار و قواعد دستوری زبان مربوطه صحیح و قابل قبول است یا نه.
صحت کاربردی: گاهی ممکن است جمله ای از نظر دستوری صحیح باشد اما در جای مناسب خود به کار نرود این مناسبت کاربردی جملات را صحت کاربردی می نامند.
توانش دستوری: توانش دستوری عبارت است از توانایی شخص برای تشخیص صحت دستوری جملات.
توانش کاربردی: توانش کاربردی عبارت است از توانایی شخص برای تشخیص صحت کاربردی جملات

اصطلاحات به انگلیسی:

competence: توانش زبانی

: توانش دستوری grammatical competence


در زبان‌شناسی، معنا، اطلاعات یا مفاهیمی است که فرستنده، در ارتباط با یک گیرنده، قصد انتقال آن را دارد یا آنها را منتقل می‌کند.
ابهام (ambiguity)، به معنی سردرگمی دربارهٔ آنچیزیست که منتقل شده، چرا که بافت (context) کنونی ممکن است به تعابیر مختلفی از معنا منجر شود. بسیاری از کلمات در بسیاری از زبان‌ها دارای تعاریفی متعدد هستند. ابهام، نتیجه ایست از گسیختگی قاعده تساوی در بافت تبادل اطلاعات. بویژه، فرستنده ممکن است به لحاظ فیزیکی وجود نداشته باشد، و بافت، به صراحت واگرا باشد، مانند حالتی که گیرنده یک خواننده باشد و فرستنده یک نویسنده.
کاربردشناسی

کاربردشناسی زبان (Pragmatics)، مطالعه نحوه تأثیر بافت بر معناست. دو شکل اولیه از بافت که در کاربردشناسی زبان مهم هستند، بافت زبانی و بافت وضعیت هستند.

بافت زبانی این است که چگونه معنا، بدون تکیه بر قصد و مفروضات فهمیده می‌شود. برای نمونه، در کاربردشناسیِ کاربردی، معنا از راه تجارب حسی شکل می‌گیرد، حتی اگر محرک حسی نتواند به سادگی از راه زبان یا علائم تبیین شود. کاربردشناسی زبان، بنابر این، نشان می‌دهد که معنا، هم متأثر از و هم مؤثر بر جهان است. معنی، چیزیست که ماهیتی بافتی نسبت به زبان و جهان دارد، و همچنین چیزی فعال نسبت به دیگر معانی و جهان است. بافت زبانی زمانی مهم می‌شود که به دنبال مسائل خاص زبانی مانند ضمایر می‌پردازیم.

وضعیت بافت اشاره به هر غیر زبانی از عوامل تأثیر می‌گذارد که معنای یک عبارت است. یک مثال از وضعیت زمینه را می‌توان در عبارت «آن را سرد در اینجا» که هم می‌تواند یک دستور ساده از واقعیت یا یک درخواست برای تبدیل گرما، بسته، در میان چیزهای دیگر اینکه آیا یا نه آن است که تصور می‌شود در شنونده را قدرت بر متوسط.
معناشناسی

رابطه بین کلمات و مَراجعشان، سمانتیک (semantic) یا معناشناسی نامیده می‌شود.[۳] معناشناسی، مطالعه نحوه انتقال معنا از طریق نشانه‌ها و زبان است. درک اینکه چگونه حالات چهره، زبان بدن و تُن (آهنگ) بر معنی تأثیر می‌گذارد و چگونه واژگان، عبارات، جملات و نقطه گذاری به معنا ارتباط می‌کنند مثالهایی هستند. زیرگروه‌های گوناگونی از معناشناختی در زمینه‌های زبانشناسی، منطق و محاسبات مطالعه می‌شوند. برای نمونه، معناشناسیِ زبانشناختی شامل تاریخچه چگونگی استفاده واژگان در گذشته، معناشناختی منطقی، شامل این است که چگونه مردم از راه قصد و مفروضات محتمل، ارجاع می‌دهند یا منظورشان را تببین می‌کنند.
معنای مفهومی
زبانها اجازه می‌دهند تا اطلاعات منتقل می‌شود، حتی زمانی که واژگانی خاص، از سوی خواننده یا شنونده شناخته نشده باشند. مردم، واژگان را با معنا ترکیب کرده و از واژگان برای اشاره به مفاهیم استفاده می‌کنند. نیات یک فرد، آنچه را منظور بوده، تحت تأثر قرار می‌دهد.

You may also like

You may also like

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و سئو و طراحی قالب توسط : شرکت نوین پرداز گستر پارسیان