خانه / گوناگون / اطلاعات عمومی / غالب کردن یا قالب کردن ؟ کدام صحیح است

غالب کردن یا قالب کردن ؟ کدام صحیح است

غالب کردن یا قالب کردن ؟ کدام صحیح است

این اصطلاح را زیاد استفاده می کنیم یا با آن برخورد داریم
کدام شکل آن درست است و املای صحیح آن چیست
به نظر می رسد غالب کردن صحیح باشد و از ریشه غلب است که به معنای پیروز شدن و غلبه کردن است
بنابراین شکل صحیح عبارت غالب کردن است
غالب کردن
(لِ. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م .) 1 – پیروز کردن ، غلبه دادن . 2 – (عا.) کالای بد را با نیرنگ و حقه به خریدار به جای کالای خوب فروختن .

چند اصلاح عامیانه مهم دیگر
زاغارت
ضایع، داغون و یه همچین چیزی

اشتب
اشتباه کردن، اشتباه شدن

ادبی شدن
یهو مودب شدن و با شخصیت نشون دادن

دمت غیژ
دمت گرم، ایول

آب از آتش برآوردن
کار محال کردن

آب خنک خوردن
به زندان افتادن

آدم نچسب
کسی که علاقه بقیه بهش جلب نمیشه و هیچ جاذبه ای نداره
و پاچه کردن
کاری یا چیزی رو به کلک یا زور به کسی واگذار کردن

خرخون
کسی که زیاد درس میخونه

آنتن
کسی که خبری رو یواشکی از جایی میرسونه به جای دیگه یا به عبارتی زیر آب اینو اونو میزنه

از خر شیطان پایین آمدن
دست از لجبازی برداشتن

از زیر سنگ در آوردن
گیر آوردن چیزی که بدست آوردنش خیلی سخت باشه

اصحاب منقل
کسایی که اهل گفتگو هستن

انگشت به دهان
حیرت زده
باد بزن جیگر: غیبت، پشت سر دیگران حرف زدن که باعث خنک شدن دل برخی، از جمله غیبت کننده می شود.

بادمجون واکس کن: علاف، بیکاره، کسی که کارهای بیهوده انجام می دهد

پارس خودرو: سگی که راه می رود و پارس می کند

پاناسونیک: دختر ناز و خوش اندام

تخم ادیسون: لامپ برق

حسین صافکار: صدام حسین که شهرها را با خاک یکسان می کرد

خر به خراسان بردن: زیره به کرمان بردن

خفن: عالی، ترسناک، بی نقص، خوب و تحسین برانگیز، جالب و دیدنی

خفن بازار: محلی که تیپ خیلی خفن دارد، محلی که اجناس خفنی در آنجا زیاد یافت می شود

خلافی داشتن: شکم بزرگ داشتن (خلافی مخصوص ساختمانهایی است که برخلاف قوانین شهرداری ساخته شده و مقداری از خیابان یا پیاده رو را تصاحب کرده باشد)

خیار شور: آدم بی مزه

دستمالیسم: فرهنگ چاپلوسی

رفتم تو سایتش: تو نخ کسی رفتن

سازمان سنجش: کسی که زیاد سوال می کند

سازمان گوشت: آدم چاق و چله

سفرة الفقرا: روزنامه

سکه رایج بلاد اسلامی: صلوات، چیزی که همه توان آن را دارند

سوار درخت انگور: مست، کسی که شراب زیادی خورده و تلو تلو می خورد

سوپر قلعه: آخر دهاتی بودن

سوراخ جورابتیم: نهایت مخلصی و فروتنی در برابر دوست

سه دروغ بزرگ: دانشگاه آزاد اسلامی

سیامک سنجرانی: سیم و سنجاق، اسباب تریاک کشی در زندان

فضانورد: معتاد به قرص، معتاد به حشیش که خیالات خام دارد

فلفل سبز: سرباز نیروی انتظامی (به خاطر رنگ لباس)

کاکتوس: مامور نیروی انتظامی/ مادر زن(بخاطر زبان تيغ‌دارش!)

منابع:
فرهنگ معین
نواندیشان
نواندیشان

درباره ی شرکت ناسار - تجارت با عراق

دکتر حبیب کشاورز عضو هیأت علمی دانشگاه سمنان - گروه زبان و ادبیات عربی

همچنین ببینید

روش های تحقیق

اصطلاحات عامیانه و پرکاربرد فارسی

اصطلاحات عامیانه و پرکاربرد فارسی حرف پ پا حریف پا را از گلیم خود فراتر …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *