امروز : دوشنبه, ۲۶ آذر , ۱۳۹۷ - 9 ربيع ثاني 1440
شناسه خبر : 8585
  پرینتخانه » اصطلاحات نقدی و ادبی, مقالات ادبیات فارسی تاریخ انتشار : ۱۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۰ | 161 بازدید | ارسال توسط :

ادبیات مهاجرت و مشخصه های آن – ادبیات مهجر در ایران

ادبیات مهاجرت و مشخصه های آن – ادبیات مهجر در ایران نویسنده : مهتاب کرانشه/ منبع : مجله ادبی پیاده رو ادبیات مهاجرت شاخه اى بسيار قوى است كه به طور گسترده و همپاى ادبيات داخلى پيش رفته وبه رشد و بالندگی رسیده است. این نوع ادبیات را مى توان واكنش اهل قلم دانست درخارج […]

ادبیات مهاجرت و مشخصه های آن – ادبیات مهجر در ایران

ادبیات مهاجرت و مشخصه های آن – ادبیات مهجر در ایران
نویسنده : مهتاب کرانشه/ منبع : مجله ادبی پیاده رو

ادبیات مهاجرت شاخه اى بسيار قوى است كه به طور گسترده و همپاى ادبيات داخلى پيش رفته وبه رشد و بالندگی رسیده است.

این نوع ادبیات را مى توان واكنش اهل قلم دانست درخارج از مرزهاى بومى ای که در آن روزگار می گذراند. نويسنده اى كه خود خواسته يا به اقتضاى جبر زمان به محيطى خارج از سرزمين مألوف پا مى گذارد و در آنجا مى نويسد.

تاریخچه ی این نوع نگارش نشان می دهد که شروع آن به شکل امروزی عمدتا مربوط می شود به جنگ جهانی دوم به بعد و فرار ادبای یهودی از اروپا. اما در ایران ادبیات مهاجرت به صورت امروزی بعد از انقلاب سال 57 به وجود آمده است.

مولفه ها و مشخصه هاى ادبيات مهاجرت براى خودش تعريفى دارد كه در هر اثر ادبى – ولو اينكه در خارج از موطن فرد نوشته شده باشد- بايد بگنجد تا آن اثر در زمره ى ادبيات مهاجرت قرار گيرد. اگر به سیر داستان نويسى نوين و معاصر ايران نظرى بيفكنيم در مى يابيم که شروع آن با قصه هاى جمال زاده همراه است .جمال زاده بيشتر عمر خود را در كشور سوئيس گذرانده و بيشتر داستان هايش را نيز در آنجا به رشته ى تحرير درآورده است. اما داستان هاى او در زمره ى ادبيات مهاجرت قرار نمى گيرد. زيرا بافت داستان ها و اتفاق ها همه ايرانى است .

وقتی از این نوع ادبیات صحبت می کنیم منظور مشخصه هایی از فضاʻ زبانʻ شخصيت ها و ساختار و یا هر صورت دیگر ادبی ست. در يک کلام، اگر خواننده پس از پايان خواندن يک اثر، از تأثيری که پذيرفته است دریابد که اين اثر اگر نويسنده اش در سرزمين بومی خود آن را نوشته بود هرگز به اين صورت و با اين ساختار، به روی کاغذ نمی آمد . درمورد رمان هم ،در ادبيات مهاجرت، صحبت از فضا و زبان شخصيت ها و ساختار رمان است. مثلا در داستانی از نسیم خاکسار که در آن دو راهبه در ِ خانهء یک نفر را می‌زنند که تازه به هلند رفته و زبان نمی‌داند … می توان در هر واژه و هر حرکت، بلاتکلیفی و استیصال آدم مهاجر را دید. شاید اگرنویسنده این داستان خود مهاجر نبود نمی‌توانست این داستان رااینگونه بنویسد.

نويسندگانى چون هدايت، چوبك و بزرگ علوى ادبيات مهاجرت رادر نثر ( و نه در مضمون) پيش بردند.

در رابطه با شعر نیز در دوره هاى قبل ( درزمان صفويه) به نوعى، شاهد اين نوع ادبى بوده ايم با سوغاتى به نام سبك هندى در آثار بسيارى از شاعران آن زمان.

در ادبیات مهاجرت پیام آشکار نیست و پیام را باید در لایه­های پنهانی اثر جست‌وجو کرد، هم­چنین در این آثار از خشم و خروش سیاسی خبری نیست و شما به عنوان خواننده حالتی از احساس را که آدمی در جابه­جایی جغرافیایی با آن روبه­روست حس می­کنید و با عنصر مکان، فضا، شخصیت داستانی و زبان روبه­رو هستید که می­تواند با زبان مادری یا بنا بر لزوم با زبان کشور میزبان همراه شود. در فصل مهاجرت که نویسنده در فضا و مکان جدید قرار می­گیرد احساس جدیدی به وجود می­آید که با بهره­گیری از تخیل، اثر را باورکردنی و در قالب رمان و داستان کوتاه و یا شعرعرضه می­کند.

مهاجرت نويسندگان به كشورهاى مختلف دنيا باعث نوعى تاثير پذيرى از فرهنگ ميزبان در آفرينش آثار هنرى نیز مى شود و اين مسئله درمطالعه ی آثار نسل اول نويسنده ى مهاجر كه دچارنوعى دوگانگى فرهنگى می شود کاملا مشخص است .نوعى كشمكش فرهنگى بين فرهنگ موطن و كشور ميزبان . از طرف ديگر تابوهاى موجود در جامعه ايران نيز همواره همراه نويسنده ى مهاجر بوده است. به اين ترتيب مسئله ى خودسانسورى در جامعه ى پدر سالار ايران مخصوصن در زنان نويسنده با اين پيش زمينه ى فكرى ممكن است حتا در كشورى آزاد نيز خودش را در آثار نگاشته شده بنماياند. از سوی دیگرشاهد هستیم که بعضى آثار نويسندگان مهاجر تابوهاى ذهنى و زبانى را شكسته و صداهايي كه سال ها در هزار توى سنن و آداب قومى به بند كشيده شده بود را از تاريكى بيرون راندند. البته تا اين صدا به اثر ادبى تبديل شود به زمان ، آموزش و تجربه نياز دارد.

پس از موضوع فرهنگ ٬ بيشترين دغدغه ى نويسندگان مهاجر مسئله ى زبان است. به طور كلى در مرور آثار ادبى نويسندگان مهاجر ما با برخوردهايى متنوع در زبان روبه روييم .

گسترده ترين برخورد از ميان تمامى برخوردهايى كه با زبان صورت مى گيرد از يك سو با روساخت هاى زبان مادرى است و از ديگر سو برخورد و كند و كاو نويسندگان و تاثير پذيرى ايشان از رويارويى با ژرف ساخت هاى زبان ميزبان اتفاق مى افتد .در مورد زبان گاهى ديده مي شود نويسندگانى كه با تغييرات زبانى در داخل کشور موطن همراه و هم گام نبوده و هنوز در افكار زمان قبل از مهاجرتشان هستند براى نگارش اثر خود از زبان آن دوران استفاده مي كنند. اين ها كسانى هستند كه نمى توانند به کشورخود سفر کنند و این خود معظلی است که تولید ادبی را از نظر زمانی و به روز بودن عقب نگه می دارد.البته باید گفت اینترنت ، تلفن و پست مي تواند تا حدی دورافتادگى از خاستگاه زبان را کاهش دهد .

در این بین نويسندگانى هم هستند كه مى توانند به راحتى به كشور خود سفر كنند و در بحث زبان روز موفق تر باشند.

براى اولين بار داستان “همنوايى شبانه ارکستر چوب ها” نوشته ی رضا قاسمى در ايران چاپ شد كه از نوع ادبيات مهاجر در بعد از انقلاب است. پس از او از نويسندگان ديگرى چون مهستى شاهرخى مقیم فرانسه که کتاب “شالى به درازاى جاده ابريشم” را در ايران چاپ کرد و جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات را نیزدريافت نمود. اثر مهستى شاهرخى دقيقاً در قالب ادبيات مهاجرت است.

از دیگر نویسندگان در این نوع ادبی می توان به سودابه اشرفی با مجموعه داستان “فردا می بينمت”ʻ پرتو نوری علا با مجموعه داستان “کوتاه مثل من”، کيوان فتوحی با مجموعه داستان” تک نفر”، مهرنوش مزارعی با مجموعه داستان” خاکستری”، خسرو دوامی با مجموعه داستان” پنجره”، روح انگيز شريفيان با کتاب “چه کسی باور می کند رستم”، محمود فلکی با مجموعه داستان “خيابان طولانی” ،مرجانه ساتراپی با کتاب مصور “پرسپولیس”، فیروزه جزایری با کتاب “عطر سنبل عطر کاج ” ، ساسان قهرمان با رمان ” گسل”، نسیم خاکسار با داستان “بادنماها و شلاق ها” اشاره کرد.

در این بین بودند و هستند نویسندگانی که داستان هایشان را از طریق جهان مجازی منتشر نمودند وآن ها را در معرض دید علاقه مندان به آثارشان قرار دادند. از بین این نویسندگان می توان به داستان های بسیار زیبا و شورانگیز “مرضیه ستوده” اشاره کرد و یا با “درکوچه پس کوچه هاي ناآشنا”اکبر سردوازمی ،….

در شعر نیز مى توان به عباس صفارى با كتاب “دوربين قديمى و شعرهاى ديگر”، منصور خاکسار با مجموعه شعر” لس آنجلسی ها” و مجيد نفيسی با مجموعه شعر “ونيزی ها”…. در این بین می توان به رضا فرمند شاعرى که در دانمارک زندگى مى کند و شعرى دارد که درباره نهنگ ها و عبور آنها از آبراه هاى قطبى ست ،اشاره کرد. شعرهاى اين شاعر يکى از نمونه هاى بارز ادبيات مهاجرت است. فضا، رنگ و صور خيال فقط در پس اين جا به جايى جغرافيايى ميسر شده است.

اگر به قسمتی از شعر” دوربین قدیمی” سروده ی عباس صفاری توجه شود به روشنی مفهومی نوستالژیک از روایت شعر به نظر خوانند می رسد:

روزنامه ي صبح / پر از آگهي ي پرواز است/ با قيمتهاي استثنايي/ با ديدن آگهي ي گمشدگان/ در صفحه ي مجاور/ بيشتر دلم ميخواهد بيايم/ باور كن/ تازه از سفري رويايي/ به سواحل از ياد رفته ات/ بازگشته ام/ و عكس بي سئوال اين مرغ دريايي/ كه بركنده ي آب آورده اي/ نشسته بود/ بيشتر از فكس هاي تو/ وسوسه ام ميكند…

همانطور که گفته شد بعد از انقلاب ايران موجى از مهاجرت به راه افتاد و بسيارى از نويسندگانی که كشور را ترك كرده بودند، همديگر را در خارج از مرزها يافتند و حلقه نويسندگان ايرانى اين بار تنگ تر اما صميمى تر شكل گرفت در این بین می توان به شهرنوش پارسی پور، رضا براهنی، مهشيد اميرشاهی، نسيم خاکسار، محسن يلفانی، قاضی ربيحاوی، محمود مسعودی، عباس معروفی، رضا قاسمی ، مهری یلفانی ، آذر نفيسی، رضا دانشور،مرحوم نادر نادرپور ،اسماعیل خویی و بسياری ديگر که در خارج از ايران به کار ادبی ادامه می دهند اشاره کرد. آثار اين افراد هم در خارج از کشور انتشار می يابد و هم گهگاه در نشريات ايران به دست دوستاران ادبيات می رسد.

امروزه سی سال پس از شروع اين مهاجرت گسترده، آنچه اين خيل عظيم مهاجران را که در کشورهای اروپا و آمريکا پراکنده اند، در پيوند و همبسته نگه می دارد زبان فارسی است و رسانه هايی که به اين زبان انتشار می يابد، و نوشته ها و ادبياتی که در اين زبان وجود دارد و نيز ادبياتی که هر روز و به طور فزاينده در اين زبان پديدار می شود. از طرفی به نظر می رسد پديده ی ادبيات مهاجرت يک پديده موقتی نیز می تواند باشد. زیرا این نوع ادبی در نسلی پديد آمده که ممکن است رو به انقراض باشد .زیرا امکان دارد مساعد شدن شرایط زندگی در موطن فرد مهاجر باعث بازگشت او به آنجا شود و نسل بعدی هم چنان در فرهنگ بومی مستحيل شود که ديگر نوشتاری با محتوای مهاجر و مهاجرت معنی نخواهد داشت .اما در صورت تکرار روند مهاجرت در نسل های بعدی می توان امیدوار بود این نوع از ادبیات همچنان به حیات خود ادامه دهد.

در مجموع می توان گفت ٬ادبيات مهاجرت ايران ٬ ادبيات حضور در عرصه زندگى است. و افقى نو را به روى دنياى امروز گشوده است. اين دستاورد كمى نيست. مى توان به اين ادبيات اميدوار بود و آن را جزء قاذورات به حساب نياورد. این نوع از ادبیات ثابت کرده است که توانايى آن را دارد تا با ذهن انسان امروز در جهان امروز از مسائل و مصايب و سرگشتگى هاى آدميان امروز بگويد. همچنان كه خود سال هاى سال عميق ترين مسائل انسانى اجتماعى را تجربه كرده ؛ مي تواند در بيان جهانى آن مسائل و مشكلات به زبانى گويا و قالبى فراگير دست يابد؛ تا جهان مجبور به تكرار مصايب ويرانگر روح و جان آدمى نباشد. اين يك واقعيت است، واقعيتى كه مى تواند برگى از شناسنامه اين جهانى بودن نويسندگان ما در هر جاى جهان امروز باشد.

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.