خانه / دانلود مقالات ادبی / مقاله عربی / رثاء حضرت معصومه در شعر عربی

رثاء حضرت معصومه در شعر عربی

رثاء فاطمه معصومه (س) در شعر عربی

حضرت فاطمه معصومه (س) دخت هفتمین پیشوای آسمان ولایت و امامت نگین شهر قم است. وی که امام صادق (ع) سالها قبل از میلادش، بشارت تولدش را داده اند، با قدوم خود شهر مقدس قم را آبرو و اعتبار بخشیدند و دریای علم را در این شهر جاری ساختند. وی خزانه علم، تقوا و عصمت بودند و آنقدر مورد کرامت خاندان عصمت بودند که پدر بزرگ، مبشر میلادش و پدر عطا کننده مدال پر افتخار “فداها ابوها” و برادر اهدا کننده زیارت ماثوره به وی شدند. متون عربی به خصوص نظم در دوران های ادبی گذشته گویای تهی بودن ادبیات عربی از توصیف نورانی این شخصیت است. با توجه به اینکه ادبیات فارسی در ستایش و توصیف این بانوی کریمه غنی است، شاید دلیل اندک بودن اشعار عربی را میتوان این نکته را دریافت که وجود مرقد مطهر کریمه اهل بیت (ع) در ایران باعث غفلت ادبای عربی نسبت به این شفیعه محشر شده است. لذا میتوان گفت: یکی از عوامل موثر در شناسایی شخصیت ها و عنایت ادبیات به ایشان محیطی است که وی در آنجا حضور دارد. به عبارت دیگر شخصیت ها هر کجا باشند ادبیات زبان آن مکان نسبت به سایر زبان ها میباشد و توصیف کننده ی ایشان خواهد بود. خوشبختانه در اشعار عربی معاصر به این موضوع بیشتر توجه شده است و اشعار متنوعی هر چند محدود در توصیف، مدح و رثای آن حضرت سروده شده است. البته تعداد این سروده ها در مقایسه با سروده های فارسی قابل مقایسه نیست. در این مقاله موضوع رثاء آن حضرت در برخی سروده ها بررسی و تحلیل شده است.
– مـقدمه

حضرت معصومه (س) تنها امام زاده واجب التعظیمی است که مورد عنایت خاص معصومین قرار گرفته است. دارای زیارت مأثوره است و وارث علم و عـصمت و شـفاعت خـاندان مکرمش. همچون مادرش حضرت زهرا (ع) متحمل مصائب بود و جون عـمه اش حضرت زینب (س) سالار کاروان. با این تفاوت که حضرت زینب سالار کاروانی بود که با برادر وداع کرده بود و در فـراقش مـیسوخت و حـضرت معصومه سالار کاروانی بود که به شوق دیدار برادر را در سر داشت و آتـش اشـتیاق دیدار وجودش را فرا گرفته بود. اما شعله کینه دشمنان اهل اهل بیت (ع) از آتش اشتیاق شدیدتر بود و هـمچون گـرگی کـاروان را دریو و همراهان را از همراهی سالار کاروان بازداشت. مسمومیت کریمه اهل بیت (ع) حاصل این فراغ و درگـیری بـود و بـیماری مانع ادامه راه و آغوش قم التیام بخش درد جسم و فراق برادرش و سر انجام شهادت، او را به پدر رسـاند و شـیعیان را در فـراقش داغدار کرد و حرمش شد ملجأ و پناه مظلومان و بی پناهان.
حضرت معصومه:

حضرت فاطمه مـعصومه (س) از فـرزندان امام کاظم (ع) و مادرش نجمه خاتون یکی امام و دیگری تالی امامت است.

حضرت فـاطمه مـعصومه (س) از فـرزندان امام کاظم (ع) و شخصیت های برجسته ی خاندان موسوی است که دو امام را در عصر خویش درک کرده و از رهـنمود هـای آن بزرگان بهره برده است. با توجه به محدودیتی که شیعیان در عصر موسوی داشـتند، تـاریخ تـشیع در این دوره به صورت کامل تدوین نشده و یا تألیفات و آثار پیشینیان در پی طی حوادث و رویداد ها از بین رفته است . چـنانکه روایات و احـادیث امام کاظم (ع) هم نسبت به ائمه پیش از خود چون امام صادق (ع) رواج نیافته و تـنها بـخشی از عـلوم و معارف حضرتش به ما رسیده است. (سید کباری، جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)، ١٣٧٦)

عظمت حـضرت مـعصومه (س): تـوصیف مستقیم ائمه (ع) نسبت به جایگاه حضرت فاطمه معصومه (ع) روشن ترین برهان بـرای شـناسایی مقام معنوی آن حضرت است. اندکی تامل در شرح حال آن بانوی بزرگوار، راز عظمت و جاودانگی و تفضل و عنایات پروردگـار بـر ما آشکار میسازد . طهارت و پارسایی آن حضرت، فروغ هدایت و جلوه حسنایی است کـه زیبـنده ترین نقش انسانی را در نگارستان هستی با نـسیم روح بـخش مـعنویت بهشتی هویدا کرده و کویر جامعه بشری را بـا شـمیم دلنواز عشق و معرفت ولایی عطر آگین ساخته است . معصومه آل طه (ع) یاس خوشبوی گلستان ولایت و امامت اسـت؛ بـانوی عظیم الشأنی که تالی تـلو مـعصوم (ع) و گنجینه بـی نـهایت الهـی است و سرزمین قم به زلال قدسی حـضورش روحـ معرفت و حیات طیبه یافته است. روایت شده است که قم جای پای جبرئیل و آن جـایی اسـت که آبی جوشیده که هر کـس از آن آب بنوشد از بـیماری در امـان باشد و از آن آب ، گلی سـرشته شـد که با ان شکل پرنده (به دست عیسی مسیح (ع))ساخته شد. همچنین آمده اسـت کـه امام علی بن موسی الرضـا (ع) از آن چـشمه آب خـورده و بدان موضع غـسل فـرموده اند و از همین مکان، قـوچ ابـراهیم (ع) و عصای موسی و انگشتری نوح بیرون آمده است.

مورخ شهیر عباسقلی خان سپهر در وصف آن حـضرت چـنین بیان کرده است: ناموس خداوند عـالمیان ، عـابده و زاهده مـتقیه، عـارفه کـامله، مستوره مخدره، معصومه فـاطمه دختر حضرت امام موسی کاظم (ع) را مقامی عالی و منزلتی متعالی و شأنی رفیع و مکانی منیع است کـه خـداوند عطا فرموده است….. مزار کثیر الانـوارش در مـدینه المـومنین قـم اسـت، و حرم محترمش مـلجأ زائرین و تـمام مسلمین و مؤمنین و محل اجابت دعوات، بروز کرامات و خوارق عادات و درگاه بنیانش مسکن عباد و موطن زهاد اسـت. (عـبدی، ١٣٩٣)

تـصریح امام رضا (ع) در اثبات جلالت قدر آل حضرت در ابـعاد مـختلف کـه در زیارتـنامه کـه در زیارتـنامه بدان اشاره شد، بخشی از کمالات علمی و فضایل اخلاقی ایشان را می رساند : “فان لک عندالله شأنا من الشأن” (یوسفی، ١٣٩٢)

دوران زندگی: دوران زندگی آن حضرت یعنی از سال ١٧٣ تا ١٧٩ در کانون گرم خانواده و در مـحضر پدر بزرگوارش گذشت، ولی پس از آن سال یعنی از سال ١٧٩ تا ١٨٣ امام هفتم (ع) در زندان های هارون عباسی به سر برد. (یوسفی،١٣٩٢)حضرت فاطمه معصومه (ع) در تحت تربیت پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (ع) و برادر گرامی اش حـضرت رضـا (ع) به مقام والایی رسید و در پاسخگویی به پرسشهای مراجعین به درجه ای رسید که مطابق نقل ابن العرندس، حضرت موسی بن جعفر به او مدال “فداها ابوها” ارزانی داشت. در ایام محبوس بودن حضرت مـوسی بـن جعفر (ع) در روزگار مسافرت برادرش امام رضا (ع) در دفاع از حریم ولایت و پاسداری از خط امامت آن چندان نقش موثری ایفا نمود که به شفیعه روز محشر و کریمه اهل بـیت پیامـبر اکرم (ص) اشتهار یافت و در زیارت ماثوره از مـعصوم جـمله “فانَّ لَکِ عندالله شأنا من الشأن” در حقش صادر شد. (میر عظیمی، ١٣٧٦)

عصر حضرت معصومه (س): دورانی که می رفت به شکفتن فاطمه بینجامد، همزمان بـا امـامت امام موسی بن جـعفر(ع) بـود که در سال ١٤٨ هجری قمری به امامت رسید و مدت ٣٥ سال به امامت پرداخت. خلفای بنی عباس در این دوران آنچنان عرصه را بر امام و شیعیان تنگ کردند که راویان به هنگام روایت نمی توانستند صریحا از نام حـضرت یاد کـنند و ناگزیر کنیه های حضرت مانند (ابی ابراهیم و ابی الحسن) یا القاب وی مانند(عبد صالح، عالم و…) را به کار بردند و یا صرفا به رمز و اشاره مانند «رجل » بسنده میکردند.

تقیه در این اِیام شدت یافت و منصور، مـهدی، هـادی و هارون چـنان وضعی پیش آوردند که امام حتی از لحاظ مالی برای اداره زندگی و دخترانش در مضیقه قرار گرفت. هارون آنگاه که حـکومت رسید، حضرت را زندانی کرد، گاه حضرت را آزاد میکرد، دوباره زندانی میساخت و هـمین.

وضـع تـا مدت چهارده سال ادامه یافت. هارون با رفتار آمیخته به قساوت و سنگدلی چنان رعب و وحشتی به وجـود اورد کـه شیعیان هرگز طعم امنیت را نچشیدند.

در چنین عصری بود که زمان تولد حضرت مـعصومه (س) فـرا مـیرسید. تا آن روز ٢٥ سال بود که علی ابن موسی الرضا (ع) یگانه فرزند نجمه خاتون بود، او این همه سـال را در آرزوی تولد فرزندی دیگر سپری کرده و چشم به راه تولد کودکی بود که امام صـادق (ع) بشارت شکفنتش را ده هـا سـال قبل داده بود. (آشوری، ١٣٧٧)

حضرت امام رضا (ع) پس از شهادت پدر بزرگوارش در سال ١٨٣ هجری در سن ٣٥ سالگی، عهده دار مقام امامت شد. دوره امامت ایشان بیست سال بود که ده سال نخست آن با خلافت “هارون الرشید “، پنج سال بـا خلافت “محمد امین ” و پنج سال آخر با خلافت “عبدالله المأمون ” معاصر بود (سید کباری ، هجرت امام رضا به ایران ، ١٣٧٦)

خلفای معاصر حضرت معصومه (س):دولت عباسی از سال ١٣٢ه -ق، با به خلافت رسیدن ابوالعباس سـفاح تـاسیس شد و تا سال ٦٥٦ه -ق، ادامه داشت. خلفای معاصر حضرت معصومه (ع) عبارتند از: هارون الرشید، امین و مامون. (عبدی، ١٣٩٣)

نمونه ای از ظلم خلفای عباسی : در سال ١٩٩ ه -ق سپاه جلودی برای دستگیری محمد بن جعفر بن محمد عـازم مـدینه شد. جلودی دستور داشت محمد را به قتل برساند و خانه های آل ابوطالب را در مدینه غارت کند. وقتی سپاه او به در خانه ی امام کاظم (ع) رسید، امام رضا (ع) تمام زنان را در یک اتاق جمع کرد و جـلوی در خـانه ایستاد. جلودی گفت: من ناچار باید داخل خانه شده، لباسهای زنان را بگیرم و غارت کنم. امام (ع) سوگند یاد فرمود که تمامی جامه های زنان را به او بدهد. آن حضرت پیوسته اصرار میکرد و مـانع داخـل شـدن جلودی به خانه میشد. آنـگاه امـام (ع) تـمام لباسها حتی خلخال ها و گوشواره ها و آنچه را که در خانه بود به جلودی داد. یقیناً در این حادثه دردناک یکی از حاضران و شاهدان عینی حضرت فـاطمه مـعصومه (ع) بـوده است. این حادثه یادآور هجوم دردناک به در خانه فاطمه زهـرا (ع) و تـداعی کننده دود و آتش و مسمار و میخ و سینه و پهلوی شکسته و بازوی کبود میشد. (عبدی، ١٣٩٣)

مقام صابره: زندگی کوتاه حضرت فاطمه معصومه (ع) سـرشار از دردهـا و رنـج ها و حوادث اندوهگین است. کمتر بانویی با سن و سال حـضرتش تاب و تحمل آن را دارد . از جمله این حوادث عبارتند از :

١- اسارت پدر

٢- از دست دادن پدر در ده سالگی (شاهد شهادت پدر بودن)

٣- زندگی در غربت مدینه

٤- شاهد تبعید شـدن و بـه اسـارت بردن برادر

٥- هجرت غریبانه به سوی برادر

٦- مورد تهاجم قرارگرفتن کـاروان و شـاهد صحنه برادران و برادر زادگان بودن

٧- مسمومیت به دست زن یهودیه

٨- هجرت به قم و به سر بردن در غـربت و بـیماری

٩- رحـلت و شهادت دور از برادر در غربت

١٠ – دست نیافتن به آرزوی دیدار با برادر

آن بانو با همه این شـدائد و سـختی هـا ، صبر و شکیبایی پیشه کرد و یقین داشت ، هر امری که از ناحیه خداوند متعال صادر مـیشود و ان چـه خـداوند بندگانش را بدان مبتلا میکند از جمله گرفتاری یا گشایش، بیماری یا شفا و هر چیز مطلوب یا نا مـطلوب ، بـر طبق حکمت و مصلحت الهی صادر می شود . بدین سبب به قضا و قدر الهـی خـشنود بـود و سینه اش جایگاه حکمت های الهی شد. (یوسفی ، ١٣٩٢)

حامی ولایت: آن حضرت مدافع و پشتیبان و حامی ولایت امـر امـام هشتم (ع) ازمدینه راهی مرو شود و در همین مسیر جان مقدّس خویش را فدای ولایت و تقدیم امـام مـفترض الطـاعه خویش کرد.

نامه حضرت رضا (ع)به حضرت معصومه (ع): به سال ٢٠٠ ه -ق امام هشت (ع) حضرت رضا (ع) از طـرف مـامون، از مدینه منوره به مرو دعوت و به اقامت اجباری در انجا ناگزیر گردید. حـضرت فـاطمه مـعصومه (ع) یک سال فراق برادر گرامیش ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) را تحمل کرد. (میر عظیمی، ١٣٧٦)

حـضرت ثـامن الحـجج علی بن موسی الرضا (ع) نامه ای خطاب به خواهر گرامیش حضرت فاطمه مـعصومه (ه) مـرقوم فرمود و آن را توسط یکی از غلامانش به مدینه منوره ارسال فرموده است. امام رضا(ع) به غلام دستور داد کـه در هـیچ منزلی توقف نکند تا در اندک زمان ممکن آن رقیمه را به مدینه طیبه بـرساند. آنـگاه نشانی خانه حضرت موسی بن جعفر (ع) را بـرای او بـیان فـرمود تا از کسی نشانی نپرسد. غلام خود را بـه مـدینه منوره رسانید و نامه امام هشتم (ع) را خدمت حضرت معصومه (ع) تسلیم نمود.

حضرت فاطمه مـعصومه (ع) بـه مجرد رسیدن نامه برادرش حـضرت رضـا (ع) خود را آمـاده سـفر نـمود. (میر عظیمی، ١٣٧٦) مؤلف “قم المقدسه عـش التـشیع و قیاده الامه ” هم معتقد است که امام رضا (ع) نیز حضرت معصومه (س) را بـیار دوسـت داشت و تقدیر احترام ویژه ای برایش قائل بـود و به جهت اشتیاقش بـه خـواهر و تعلق خاطرش به وی، نامه ای بـه وی فـرستاد و او را به نزد خود فرا خواند.

درگیری و کارزار کاروان: کاروان آن حضرت راه را منزل به مـنزل طـی کرد تا به شهر سـاوه رسـید. مـاموران حکومتی که پیشـ از این وضـعیت کاروان و مقصد آن با خـبر بـودند به آنان حمله ور شدند. جنگ سختی در گرفت که در نتیجه ٢٢ نفر از افراد این کاروان به شـهادت رسـیدند و گروهی متواری شدند و گروهی اسیر گـشتند (یوسـفی، ١٣٩٢)

محققانی کـه بـه این واقـعه (درگیری) اشاره کردند عـبارتند از:

١- سید مرتضی، مؤلف «بحر الأنساب » به خاطر وجود آرامگاه هایی از فرزندان امام هفتم (ع) در شهر سـاوه بـه واقعه حمله حرامیان بنی عباس بـه کـاروان مـدینه اشـاره مـیکند.

٢- میرزا محمد خـان مـلک، مؤلف «ریاض الأنساب » واقعه درگیری و وجود همراهان حضرت را که متشکل از برادران و برادرزادگانش بودند آورده است.

٣- آیت الله سید مـحمد عـلی روضـاتی در کتاب «جامع الأنساب » نیز به این واقعه اشـاره نـموده اسـت.

٤- عـلامه سـید جـعفر مرتضی، مؤلف کتاب «الحیاه السیاسیه للامام الرضا» بدین واقعه اشاره نمود.

٥- محققانی دیگر نیز به واقعه درگیری و تهاجم اشاره کردند (از جمله): مسند فاطمه معصومه، جغرافیای تاریخی هـجرت حضرت معصومه (س)، حیاه الست، خصائص السیده فاطمه المعصومه، حضرت معصومه چشمه ی جوشان کوثر، حضرت معصومه فاطمه دوم، فروغی از کوثر، هجرت کریمه، بارگاه فاطمه معصومه تجلی گاه فاطمه زهرا، کریمه اهل بـیت. (یوسـفی، ١٣٩٢)

ورود به قم: هجرت حضرت معصومه و اجلال نزول آن حضرت به قم ، نقطه ی عطفی در سیر تکاملی تاریخ مذهبی، فرهنگی این شهر است. طلوع آفتاب وجود او بر افق قم، خا ک این سرزمین را نور بـاران سـاخت. از جای جای قدم های مبارکش چشمه های خیر و برکت جوشید و رودی ار نور بر این گسترده روان ساخت.

قمی ها، فاطمه معصومه را بسیار خوب میشناختند. او بانوی مـوعود بـود. حضرت امام صادق (ع) سالها پیشـ از تـولدش از او خبر داده بود و قمی ها منتظر زیارت او بودند. از سوی دیگر، حضرت فاطمه معصومه (ع) مردم قم را خوب میشناخت و بارها در خانه امام کاظم (ع) مردم قم و سرزمین قم یاد و تـکریم شـده بود. (عباسی فردویی) و اینـکه ان حـضرت سوال نکردند تا ری چقدر فاصله است؟ یا تا خراسان چقدر راه مانده؟ و تیز پس از ورود به قم، وصیت نفرمودند که پس از رحلت، پیکر ایشان را به مدینه یا خراسان یا جای دیگری ببرند، امر اتفاقی نبود، بلکه شـواهد زیادی وجـود دارد که این امر حساب شده بود و آن حضرت با آگاهی این مسیر را انتخاب کردند. این امر می بایست تحقق پیدا کند تا سخن امامان معصوم (ع) به تحقق برسد. (یوسفی، ١٣٩٢)

استقبال از حضرت معصومه (س): روز ٢٣ ربـیع الاول ٢٠١ هـجری کجاوه حـضرت فاطمه معصومه (ع) در میان استقبال پر شور مردم شریف قم به این سرزمین وارد شد، موسی بن خزرج زمام ناقه را شـخصاً به دوش می کشید و عده فراوانی پیاده و سواره گرداگرد کجاوه آن حضرت زانو زد ، و این افـتخار نـصیب مـوسی بن خزرج، بزرگ اشعریان قم گردید که هفده روز میزبان دختر امام، خواهر امام و عمه امام، شفیعه روز جـزاء حـضرت فاطمه معصومه (س) می باشد. (میر عظیمی ، ١٣٧٦)

تاریخ وفات: حضرت فاطمه معصومه (س) در سن ٢٨ سـالگی در روز چـهارشنبه بـرابر با دهم ربیع الثانی سال ٢٠١ هجری (برابر با چهارشنبه هجده آبان سال ١٩٥) در محله ستّیه قـم به شهادت رسید و روح ملکوتی اش به ملکوت اعلی پر کشید. (یوسفی ، ١٣٩٢)

نقل های (اسناد) شـهادت آن حضرت: یعضی از نقل اه عـنوان شـده که حضرت فاطمه معصومه (ع) با دیدن منظره شهادت عده ای از افراد کاروان که چند نفر از برادران و برادرزادگان او نیز بودند، حالش دگرگون و بیمار شده است . اما در بعضی از نقلها چنین آمده که آن حضرت به وسـیله زهری که زنی از دشمنان اهل بیت در غذای ایشان ریخته بود مسموم و بیمار شدند .

١- در کتاب الحیاه السیاسه للامام الرضا آمده: «…. و اما زعیمه القافله السیده فاطمه ینت موسی فیقال انما هی الاخری قـد دس الیهـا ساوه و لهذا لم تلبث الا ایاما قلیله و استشهدت. » (و اما سالار کاروان ، حضرت فاطمه دختر موسی بن جعفر، یکی از کسانی که در ساوه مسموم شده و به همین جهت چند روزی عمر نکرد و به شـهادت رسـید .)

٢- در کتاب قیام سادات «… حضرت فاطمه بنت حضرت امام موسی کاظم (ع) را در ساوه به دست عمال و مأموران حکومت عباسی مسموم کردند و باحالت بیماری بیماری به قم رفته و در آنجا رحلت نموده اسـت.

٣- در کـتاب وسیله المعصومیه هم به مسموم نمودن آن حضرت توسط زنی در ساوه و شهادت نقل شده است.

٤- کتاب «بحر الأنساب» نیز به شهادت آن حضرت اشاره شد

٥-… در کتاب جغرافیای سرزمین های خـلافت شـرقی بـه مسمومیت کریمه اهل بیت ، حـضرت فـاطمه مـعصومه (ع) اشاره نموده است.

٦- در کتاب خصائص السیده فاطمه المعصومه آمده است: السیده فاطمه المعصومه – علیها سلان – قضنت نحیها مسمومه شهیده وفی بـلاد غـربه.

٧- و دیگـری نیز به شهادت حضرت معصومه (ع) اشاره نمودند

٨- در کـتاب حـضرت معصومه نیز آمده است: با توجه به نقل برخی از مورخان و قرائتی که در طول مسیر از ساوه تا قم مشهود اسـت کـه مـردان کافران را به شهادت رساندند، حضرت فاطمه معصومه (س) و بانوان به دسـت عوامل بنی عباس مسموم شدند. در طی مسافت هریک یک از بانوان با تاثیر سم به شهادت رسیدند و در شهرها و روستاهای مـسیر حـرکت بـه خاک سپرده شدند. (یوسفی، ١٣٩٢)

مراسم دفن حضرت فاطمه معصومه (س): هنگامی کـه قـبر فاطمه معصومه دختر موسی بن جعفر (ع) مهیا شد، در مورد این که چه کسی وارد قبر شود به بـحث و مـشورت پرداخـتند. پیرمرد پرهیزکاری به نام “قادر” مطرح شد و همه بر او اتفاق نظر داشـتند. کـسی را بـه دنبال او فرستادند، پیش از آنکه قادر بیاید دو تن سواره، نقاب به صورت، از جانب ریگزار پیدا شدند بـه سـرعت نـزدیک آمدند یکی وارد قبر شد و دیگری جسد پاک و مطهر حضرت معصومه (س) را برداشت و به دست او داد تـا در دل خـاک نهان سازد. دو نفر پس از پایان مراسم دفن، بدون اینکه با احدی سخن بگویند بر اسـب هـای خـود سوار شده و از محل دور شدند. به نظر می رسد که این دو بزرگوار، دو حجت پروردگار حضرت امـام رضـا و امام جواد (ع) باشند که بر طبق ضوابط باید پیکر معصومه به دست مـعصوم تـجهیز و تـدفین شود . (میر عظیمی ، ١٣٧٦)
شعر عربی:

شعر: در عیون اخبار الرضا آمده است مردی شامی از امام رضـا (ع) پرسـید: اول کسی که شعر گفت چه کسی بود؟ فرمود: آدم گفت: آن شعر چـه بـود؟ فـرمود: وقتی از آسمان به زمین آورده شد و خاک و وسعت و هوای آن را دید و قابیل، هابیل را کشت، آدم گفت:

تغیرت البلاد و مـن عـلیها / فـوجه الارض مغیر قبیح

متغیرشد بلاد و آنان که بر اویند/ پس روی زمین سیاه و ناخوش اسـت

تـغیر کل ذی لون و طعم/ و قل بشاشه الوجه الملیح

تغییر کرد هر چه طعم و لونی داشت / و اندک شد بـشاشت روی نـیکو.

فلولا رحمه الجبار اضحی / بکفک من جنان الخلد ریحُ

اگر رحمت از خـدای جـبار بارز نمیشد / به دست تو از جنات خـلد بـادی بـود (شیخ صدوق ، ١٣٩٣)

شعر در اسلام: دین اسلام، در سرزمینی ظـهور کـرد، شعر پرور و شاعر خیز؛ قوم عرب در سخن و سخنوری چیره دست بود، در سخن شناسی تـوانا بـود و به شعر و شاعری قدر فـراوان مـی نهاد. شـاعرانی کـه مـقارن ظهور اسلام در جزیره العرب میزیستند از اهـمیت شـایانی بهره مند بودند و در نزد قوم خویش گرانمایه و عزیز روزگار میگذراندند. چون اسـلام پیامـد این خصلت و این طبع لطیف و ذوق حساس را از آنان نـستاند ، بلکه آن را بپیراست، جهت بـخشید و بـه تعهد باز آورد. قرآن کریم سـخندانان و شـاعران پر احساس عرب را شیفته ساخت و دگرگون کرد. در نظام تربیتی اسلام، هر امری و کاری بـه دو رده تـقسیم شده است. یکی آنکه نـا پایدار اسـت و فـانی و دیگر آنکه پایدار اسـت و بـاقی. نخستین هر امر غـیر خـدایی و نا متعهد است که برای خواسته های فردی زودگذر و خواهانی های نفس انجام پذیرد. دوم: هـر امـر خدایی و متعهد که انسان آن را به پژواک سـرشت و زمـان تلکیف انـجام دهـد و بـا عنصر تعهد و ادبیت بـی آمیزد. اینگونه کار و تلاش را ستوده اند و به اجر های جاودان نوید داده اند . و شعری را که حـاصل این عـنصر باشد و شاعری را که سازنده چنان شـعری، بـس بـزرگ داشـته انـد. پیامبر اکرم، جـامه خـویش بر دوش شاعری افکند که چنین شعری سروده بود، شعری در مدح فضیلت و نشر تعهد و گسترش حماسه و اگـر مـدح او بـود به این ملاک بود. این را باید درک کرد و هـمین گـونه بـود رفـتار دیگـر بـزرگان دین با شاعران. شعر را می شنیدند و گرامی میداشتند. امام جعفر صادق (ع) در ایام حج که مردم برای عبادت در صحرای منا و عرفات گرد آمده بودند قصاید سیاسی و متعهد کمیت ابن زید اسـدی را می شنید و میفرمود تا همه ی مردم را برای شنیدن آن فراخوانند. (حکیمی، ١٣٦٨)

غنای شعر اسلامی: مرور در گروهی از دیوانهای شاعران شاعران مسلمان، غنای شعر اسلامی را بزودی آشکار میسازد. شعر اسلامی، از نظر لفظ ، دید تـخیل، تـبعیر، احساس، تنوع، ابداع، و دیگر عناصر و عوامل فنی دارای غنای کامل است . شاید کمتر احساسی و دریافتی و تعبیری یافت میشود که شعر اسلامی از آن تهی باشد. با توجه به محیط و زمان و عوامل گـوناگون کـه همه در پدید آمدن هر اثر هنری دخالت تام دارد، میتوانیم سرشاری و غنای آثار شعری مسلمین را حد بالا معرفی کنیم.

شاعران اسلامی هر مقوله ای را که سـروده انـد آن را غنی و سیراب سروده اند. نـمیخواهیم بـگوییم هر احساسی که در سراسر شعر هندی و چینی یا فرانسوی دیده میشود، همه ی آن احساسها در دیوان شاعران مسلمان دیده میشود. این ادعا را نمی کنیم، بلکه میگوییم شعر اسلامی ، چه عـربی، چـه فارسی چه به زبـانهای دیگـر در حوزه خویش واحد غنی ترین مایه های شعری بشر است و دارای پر باری ژرفی از احساس و دریافت خاص خویش است. این موضوع ، با سرزدن و آگاهی از نمونه های معتبر چندی از آثار شاعران آشکار مـیگردد و اینـکه بسیاری از دیوانهای شاعران مسلمان ترجمه شده است و برخی از درخشنده ترین چهره ها ی شعر و ادبیات جهانی زیر نفوذ این شاعران قرار داشته اند حاکی است از همین حقیقت. (حکیمی، ١٣٦٨)

سخنانی نغز و زیبا در باره ی شـعر:

قـال النبی العـظیم سیدنا محمد (ص): ان من الشعر لحکمه . البته زبان شعر را حکمتی است شایان

قال الامام امیرالمونین (ع): خیر شعر مـاکان مثلا و خیر الامثال ما کان شعرا. بهترین شعر آن است که ضـرب المـثل جـاری بین مردم باشد و بهترین ضرب المثل ها آن است که در ظرف و قالب شعر باید. (محمدی ، ١٣٩٠)

سرودن و خواندن شـعر : در کـتاب وسائل به طور مستند روایت گردیده که حضرت امام صادق (ع) فرمود: “هرکس درباره مـا یک بـیت شـعر بگوید خداوند برای او خانه ای در بهشت خواهد ساخت. ” و در روضه کافی به سند خود از کمیت بن زید اسـدی آورده که گفت: بر حضرت ابو جعفر باقر (ع) وارد شدم، آن حضرت به من فرمود : “بـه خدا قسم ای کمیت اگـر مـال دنیا نزد ما بود از آن مقداری به تو میدادیم و ولی برای تو است آنچه رسول خدا (ص) به حسان ثابت فرمود: پیوسته روح القدس با تو خواهد بود تا هنگامی که از ما دفاع کنی. ” (مـوسوی اصفهانی، ١٣٨١)
رثاء:

تعریف رثاء: رثاء از صادق ترین اعراض شعری به حساب می آید و از جاودانه ترین آثار شعر از جاهلیت تا کنون است، چرا که از دلهای سوخته و عواطف سرشار سرچشمه گرفته است. از یکی از اعـراب پرسـیدند: چرا رثاء را صادقانه ترین شعر خویش میدانید؟ گفت: زیرا رثاء را از دلهای آتش گرفته میسراییم و کسی که بر فقیدی نوحه می سراید نه به امید اجر و پاداش است – چنانچه مداحان می چینند – کـه بـرای تسلی درون و بیان شدت مصیبت مناقب عزیز از دست رفته را میشمارد و بر آن میگرید. تعریف ناقدان در بیان رثاء نارساست، چرا که برخی فرق بین مدح و رثاء قائل نشده اند. اولی را در ذکر مناقب انـسان زنـده و دومی را بیان فضائل مرده دانسته اند. در حالی که مطلب بسیار مهمی را نادیده گرفته اند و آن عنصر وفاست که وجه تمایز مدح و رثاء میباشد ، علاوه بر جنبه های تحسر، درد، اه و آتشی کـه از دل مـرثیه سـرا بر میخیزد. مشخصه عام رثـاء را ذکـر از دسـت رفتن محبوب، شماره فضائل او، تن به تقدیر سپردن و در نهایت شکوه از روزگار دانسته اند. برخی از این خصائص در دوره های گوناگون ادب شکوفا گشته یا به ضـعف گـراییده اسـت. خصائص دیگری نیز در شرایط مساعد و متفاوت از شرایط پیدایش رثـاء جـوانه زده و به مرور باور گردیده است. جنبه ی غالب در رثای جاهلی، سیادت روح یأس، عدم بازگشت به زندگی و دل کندن از عزیز فقید است، در عـصر هـای بـعدی از جنبه ی نا امیدی آن کاسته میشود و رضای به تقدیر جایگزین آن مـی شود، در دوره ی معاصر تاکید بر زنده داشت راه و پیروی از مسلک فقید مرسوم میشود. (شفیعی، انوار، و حریرچی، ١٣٨٥ -١٣٨٦)

انواع رثاء: اول مراثی مذهبی مـانند مـرثیه هـایی که در مصائب اهل بیت سروده شده و بهترین آنها را شعرای عهد صـفوی مـانند محتشم و صباحی و غیره (در ایران) ساخته اند و در ادبیات عربی: ابودهبل الجمحی و کمیت و سید حمیری – بعد از واقعه عاشورا سـروده انـد.

دوم: مـرثیه هایی که به مناسبت در گذشت سلاطین و امرا و بزرگان سروده میشود، مانند قـصیده فـرخی در مـرگ محمود قصیده معزی در مرگ ملکشاه و قصیده خاقانی در مرگ امام محمد یحیی وغیره. (در ادبیات فـارسی) و مـرثیه مـتنبی در مرگ مادر سیف الدوله ( در ادبیات عربی)

سوم: مراثی خصوصی که هر شاعر در مرگ بستگان و نـزدیکان و دوسـتان خود سروده است. مانند رثاء فردوسی در مرگ فرزند خویش و رثاء سعدی در ماتم پسـرش و غـیره. (و در ادبـیات عربی رثاء خنساء در مرگ برادرانش صخر و معاویه) (محمدی،1390)

تحلیل اشعار رثاء فاطمه معصومه (ع): بـیشترین مـیراث ادبی ما مفقود شده و مورد سهل انگاری واقع شده و دست جهل و تعصب و تـحجر گـرایی در دوره هـای اموی و بعد از آن روی این چنین اشعار نابی پرده کشیده و آنها را از مردم پوشاند. کافی است ما از تاریخ سـوال کـنیم: چرا بیشترین اشعار ابراهیم بن العباس الصولی در اوائل دوره ی بنی عباس مفقود شد ؟ و چـرا تـمام اشـعار وی که در بر دارنده ی مدح و ثنای اهل البیت (ع) بود جمع شد و سوزانده شد؟! و چرا قصیده دویست بـیتی او کـه آن را در مـقابل حضرت امام علی بن موسی الرضا سروده بوده گم شد و مردم چـیزی جـز مطلع آن قصیده را نتوانستند حفظ کنند که ما در مطلع آن میخوانیم:

أزال عزاء القلب بعد التجلد/ مصارع أبناء النـبی مـحمد

یعنی: کشته ها و اجساد به زمین فرزندان بی گناه پیامبر بزرگ مـحمد (ص) در کـربلا پس از تحمل درد و رنج و صبر و شکیبایی تلخ و سوز و گـداز قـلبی، طـاقت و توان ما را از میان برد.

و از تاریخ باید پرسـید: چـرا در زمان هارون الرشید قبر المنصور النمری نبش میشود؟ زیرا اشعار زیر را سروده بود؟

آل النبی و من یحـبهم/ یتـطامومنون مخافه القتل

آمنوا انصاری و الیهـودو هـم/ من امـه التـوحید فـی ازل

یعنی: خاندان پیامبر مکرم (ص) هرکس کـه بـه آنان عشق می ورزد از خوف کشته شدن آرامش می یابند.

حتی پیروان دین مـسیح و یهـود ، به پیامبر اسلام ایمان آوردند در حـالیکه ایشان از ابتدا و از ازل جزء امـت تـوحید بشمارند (شگفتا که قوم عـرب بـا اینکه تعصب عربی داشتند فرزندان پیامبر عربی خود را کشتند!) (محمدی، ١٣٩٠)

جملات فوق، نـظر مـؤلف کتاب تجلی نهضت حسینی در شـعر عـربی اسـت که در خصوص کـریمه اهـل بیت (ع) نیز صدق مـیکند.

بـا وجود عظمت و کرامت این شخصیت ادبیات عرب سهم کمی از سروده های ویژه ایشان را نصیب خـود کـرده است.
صاحب ناصر – سعید الباقر:

آه لفـاطمه قـدشدی کلمی / آه الغـریب و مـا بـالاه من ظلمی (حقگو ، ١٣٨٤)

اشـاره به غربت فاطمه معصومه (س) و ظلمهایی که بر وی رفته دارد. اوج واقعی این غربت ، هنگامی بر اذهان متبادر مـیشود کـه بدانیم او در فراغ برادر جان سپرده اسـت . (یوسـفی ، ١٣٩٢)

هـذا البـکاء للعـتره الأحرار /حباً لآل المـصطفی الأبـرار (حقگو، ١٣٨٤)

اشاره به این نکته میکند که گریه کردن بر عترت پیامبر به خاطر حبی است کـه شـیعیان نـسبت به خاندان ایشان دارند و مصائب وارده بر آنـها قـلب آنـها را بـه درد مـی آورد و از چـشمانشان اشک ماتم سرازیر میشود.
شیخ محمد محسن النجفی:

ذکری ورود الجاره الجلیله/ فاطمه المعصومه النبیله

لقم یوم الثالث والعشرین / من الربیع الاول البلد زین

بطلعه شمس محیاها الغر / قره عـین آل یس الغرور

بورکتموا یا اهل قم فیها / صلو علیها و علی ذویها

تلک التی قد حوت المناقب / حیاتها قرینة المصائب

تیتمت اذ فقدت ابوها / روحی فداها و هی فی صباها

قام برعیا شقیققها الرضـا / امـامنا الثامن راض بالقضا

حتی اذا فارقهما ماض الی / مرو خراسان علیها حملا

طال علی السیدة الفراق / هام بها الوجد و الاشتیاق

فغادرت موطنها المدینه / و هی مع اخوه لها حزینه

جائت الی ایران ضمن قافله / و أعـین الأعـدا غیر قافله

فحاصرتهم تلکم الأنذال / اعقبها هناک الاقتتال

فاستشهدت اخوتها فی ساوه / بعد دفاع بالغ الضراوه

و ما أتت أنباؤها القمیین / شـیعه آل البـیت الأشعریین

حتی انبروا بها الی هـذا البـلد / مکرمه و هی بغایه الکمد

و أُنزلت بیتا بخیر الدور / و یعرف الیوم ببیت النور (تاج الدین ، ١٤٣٦ ه -ق)

شاعر در ابیات فوق به موارد زیر اشاره میکند:

١-تاریخ ورود حضرت معصومه (س) به قـم در ٢٣ ربـیع الاول

٢- تبریک به اهل قـم بـه خاطر ورود آن حضرت به آنجا

٣-علی رغم داشتن مناقب همراه بودن مصائب با زندگی ایشان

٤- از دست دادن پدر در کودکی (در سن ١٠ سالگی) (سید کباری، جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)، ١٣٧٦)

٥- سرپرستی وی توسط امام رضا بـعد از شـهادت پدرش

٦- فراق برادر و تبعید امام رضا به خراسان

٧- ترک مدینه با دلی محزون

٨- دشمنان در کمین قافله ی او بودند

٩- محاصره کاروان توسط دشمنان

١٠- جنگ و خونریزی در کاروان

١١- شهادت برادران

١٢- همدردی قمی ها با ایشان

١٣-سـکونت در بـیت النور

١٤-داشـتن عمر کوتاه همچون مادرش حضرت زهرا(س)

١٥- عزا و ماتم در قم پس از رحلت ایشان
شیخ جمعه الحاوی البحرانی:

رِیــاحُ الخُطُوبِ علی العَــــالَمِ / تَهُبُّ لِمـَوْتِ اْبنَۀِ الکَـــــاظِمِ

وَقـَدْ هـَیجَتْ فـی القُلُوبِ الشَّجَا / عَلَیهاِ بدَمْعِ الأَسَی السَّاجِمِ

وَتَرْمِی النُّفُوسِ بَجَمْرَاتِهَـــــا / عَلَیهَا اْبنَۀُ الطَّاهِرِ العَاِلمِ

وَقَدْ أَصْبَحَتْ جُمْلَۀُ الکـاِئناتِ / تَفِیضُ دُمُوعَـــاً عَلَی فَاطِـمِ

عَلَی عُشِّ آلِ بَنی المُصْطَفَی / وَأُخـْتِ الإِمَامِ الرِّضَا الفَاهِمِ

فَجَمْــرُ الفـَجِیعَـۀِ فـی مـَوْتِهَــا / یقَطِّعُ فی القَـــْلبِ کَـالصَّـارِمِ

قَضَتْ وَهْی لَمْ تَلْتَقِی بالرِّضَا / أَخِیهــا حَبِیبِ بَنِی هَـــاشِمِ

فَعَنْــهُ بَـعِیــدًا عَـلَی حَسْرَةٍ / تَمُوتُ بِقَـــْلبٍ لَـهُ هَـــاِئمِ

فَفِی أَرْضِ قُمٍّ قَضَتْ وَهْوَ فی / خُرَاسَانَ یقْضِی مِنَ الظَّـاِلمِ

وَ نِـسْوَانُ قـُمٍّ لَهَـا أَعْوَلـَتْ / کـَدَمْــعٍ کَبَحْرٍ لَهَــا لاطِــمِ

وَتَنْدُبُهَـــا صـارِخــــاتٌ وَفِی / ضَمَائِرِهَـــا لَسْعَـۀُ الشَّـــاتِمِ

بَکَتْهَــــا المَلاِئکُ فِی فَجْعَـۀٍ / بـِــأَمْـرِ المُهَیمِنِ وَالحَـــــاکِمِ

لَقَدْ نَصَبَتْ فِی السَّما مَأْتَماً / لِیبْقَی العَزَی لهــَا فِی المَـأْتَمِ

فَفِیهِ النـِّیاحُ عَلَی فَقْدِهَا / یعَزُّونَ طَـــــهَ أَبَا القَــاسِمِ

یبُثُّونَ بِالحُزْنِ شَکْوَی لــهُ / وِلَلآلِ وَالصَّــاحِبِ القـــاِئمِ

یقُولـُونَ فِی قُمَّ بِنْتٌ لَـکُمْ / تَمُـــوتُ بِهَمٍّ بـِــلا رَاحِمِ

فَیا عَینُ سُحِّی عَلَیها الدُّمُوعَ / بِقَـــــْلبِ المُؤَیدِ والنَّـــادِمِ

فـَـــإِنْ لَمْ تُـجِیبِی إِلَی مـَطْلَبِی / فَفِیکِ الجَفــــاءُ إِلی الهـاشِمِی

وَلَمّـا قَضَتْ فــاطِمٌ نَحْبَها / عَلَی جَمْرَةِ الحـــــاسِدِ الآثِمِ

قَرَارُ الـــوَرَی عَزَّ فِی مِحْنۀٍ / وَمِنْ جَمْرَةِ الخَطْبِ کَـالهَــاِئمِ

فطُوَبی لأَرْضٍ حَوَتْ جِسْمَهَا / وَطُوبَی لِزَاِئرِهَـــا القَـــــادِمِ

جَنَــازَتُهاِ بالأَسَی مُذْ سـَرَتْ / بِجُثَّتِهـــاِ للثَّرَی النَّــــاعِمِ

ضَجِیجٌ تَعَاَلی کَمِثْلِ الحَجِیجِ / یضـِجُّونَ لِلْخَــــاِلقِ الدَّاِئمِ

وَقَدْ خَطَّتِ النَّاسُ مِنْ دَمْعِها / عَــَلی الأَرْضِ نَــوْحَ بَنِی آدَمِ

لَقَدْ أَوْصَلُوهَـــا إِلَی رَوْضَۀٍ / وَفِیهــا النَّجَــــاةُ إِلَی اللَّاثِمِ

إِذَا جِئْتَ لِلْقَبرِ فـِی خـَشْعَۀٍ / فَهِلْ دَمْعَۀَ الفــاقِــدِ الحَــاِئمِ

قَضَتْ عُمْرَهَا وَهْی مَظْلُومَۀٌ / سَــلِیلـۀُ کَـاظِمِنَــا الحَــازِمِ

سَـــلامٌ عَلَی رُوْحِهـا داِئــماً / بـِـلا عَتْبِ فَرْدٍ وَلا لاِئــمِ

(حاوی، ١٣٨٥)
نکته ها:

١- رحلت حضرت معصومه (س)

٢- جاری شدن اشک ها در مصیبت ایشان

٣- عزادار شـدن هـمه ی کـائنات در رحلت ایشان

٤- مصیبت وی به شـمشیری تـشبیه شـده که قلب را تکه تکه میکند

٥- جان سپردن در فراق برادر

٦- شهادت در شهر قم درحالی که برادرش در خراسان در ظلم بود

٧- عزاداری زنان قـم بـرای ایشـان

٨- گریه ی ملائک در مصیبت شهادت ایشان

٩- برپایی مجلس عـزا در آسـمان

١٠- تسلیت به پیامبر به خاطر شهادت ایشان

١١- شکایت به پیامبر از مصیبت هایی که بر ایشان رفته

١٢- گریه نکردن بـر ایشـان جـفاست

١٣- غبطه بر زمینی که جسم او را در بر گرفته
شیخ محمد سـعید المنصوری :

لَهْفَ نَفْسِی لبِنْتِ مُوسَی سَقاها / الدَّهْرُ کَأْساً فَزَادَ مِنْهُ بَلاها

فَارَقَتْ وَاِلدًا شَفِیقاً عـَطُوفاً / حَارَبَتْ عَینُها عَلَیهِ کَراها

أَوْدَعَتْهُ قَعْرَ السُّجونِ أُناسٌ / أَنْـکَرَتْ رَبـَّها اَّلذِی قَدْ بَراها

وإِلی أَنْ قَضَی سَمِیماً فَرَاحَتْ / تُثْکِلُ النَّاسَ فِی شَدِیدِ بُـکَاها

وَأَتَی بعْدَهُ فِراقُ أَخِیها / حِینَ فِی مَرْوَ أَسْکَنَتْهُ عِدَاها

کـُلُّ یَوْمٍ یَمُرُّ کَانَ عَلَیها / مِثْلَ عَامٍ فَأَسْرَعَتْ فـِی شـَرَاها

أَقْبَلَتْ تَقْطَعُ الطَّرِیقَ اشـْتِیاقاً / لأَخِیها الرِّضا وَحَامِی حِماها

ثمَّ لَمَّاِ بها الظَّعِینَۀَ وَافَتْ / أَرْضَ قـُمٍّ وَذَاکَ کَانَ مُناها

لهَاِ بحُسْنِ صـَنِیعٍ قـَامَ مـُوسَی / إِذْ وَلَاءُ الرِّضَا أَخِیها وَلَاها

نزَلَتْ بَیتَهُ فَقَامَ بِمَا إسْـ / ـطَاعَ مِنْ خِدْمَۀٍ لَهَا أَسْدَاها

مَا مَضَتْ غَیرُ بُرْهَۀٍ مِنْ زَمانٍ / فَاعْتَرَاها مِنَ الأَسَی مـَا اعـْتَراها

وَإلی جَنْبِهِ سَقامٌ أَذَابَ الـ / ـجِسْمُ مِنْها وِثَقْلُهُ أَضْنَاها

فقَضَتْ نَحْبَها غَرِیبَۀَ دَارٍ / بـعْدَ مـَا قَطَّعَ الفِراقُ حَشَاها

أَطْبَقَتْ جَفْنَها إِلی المَوْتِ لَکـِنْ / مَا رَأَتْ وَاِلدَ الجَوَادِ أَخَاها (مـحمد بیگی، ١٣٨٤)
نکته ها:

١- فراق پدر

٢- زندانی شدن پدر توسط مردم

٣- مسموم شدن و شهادت پدر

٤- فراق بـرادر

٥- طـولانی شـدن روزها در ایام دوری از برادر

٦- مهاجرت به ایران برای دیدار برادر

٧- گرفتار شدن به مصائب

٨- بیماری

٩- رحلت غریبانه و نرسیدن بـه وصـال برادر
استاد معروف عبدالمجید محمد:

جَرْحُ الأَحِبَّۀِ فاغِرٌ مَا الْتَامَاَ / یفْرِی وَلاَ نـدْرِی لَهُ إِیلامـا

نارُ الصَّباَبۀِ لاُ تحَرِّقُ عَاشِقاً / وَتَکُونُ بَرْدًا فَوْقَهُ وَسَلَاما

أَنا طَاِئرٌ فَوْقَ الجِبَالِ مُقَسَّمٌ / إِرْباً فـَمَنْ ذَاَ یجـْمَعُ الأَقْسَاما؟

لمْ یَمْضِ عَصْرُ المُعْجِزَاتِ فَعَاوِدِی / عَهْدَ الوِصَالِ وَجَدِّدِی الأیَّامَا

بعْثِی وَنَشْرِی مِنْ یَدَیکِ وَجـَنَّتِی / عَینَاکِ طَاباِ لْلمُحِبِّ مُقَاما

رَکْبُ الفَوَاطِمِ مَاَ یزالُ مُسَافِرًا / مَرْوًاُ یرِیدُ وَ رَوْضَۀً وَ إِماما

یمْضِی فَلا الأَیَّامُ تَقْطَعُ سـَیرَهُ / وَیَزِیدُهُ طُولُ النَّوَی إِقْدَاما

وَ عَلَیهِ مِنْ أْلقِ النُّبُوَّةِ مَسْحَۀٌ / أَضْفَتْ عَلَیهِ المَجْدَ وَالإِعـْظَاما

وَمـنَ الحُسَینِ بَقِیۀٌ لِدِماِئهِ / صَبَغَتْ بِحُمْرَةِ لَوْنِها الأَعـْلَاما

یا ایّهَـا الحـَادِی حِدَاؤُکَ هَدَّنِی / لمَّا ذَکَرْتَ الأَهْلَ وَالأَرْحاما

عـَرِّجْ عـَلَی قُمّ فَإِنَّ لَناِ بهاَ / قبْرًا عَلَی کُلِّ القُبُورِ تَسَامَی

شَهِدَ الحَوَادِثَ مُنْذُ أَوَّلِ عـَهْدِهِ / وَمـِنَ الحَوَادِثِ مَاَ یکُونُ جِسَاما

ظـَهَرَتْ بِـهِ لِلْعاَلمِینَ خـَوَارِقٌ / تَـسْبِی العـُقُولَ وَتُدْهِشُ الأَفْهاما

حُطُّوا الرِّحَالَ فَإِنَّ لِلْثـَاوِی بـهِ / عَهْدًاُ یصَانُ وَ حُرْمَۀً وَذِمَاما

یا قَبْرَ فَاطِمَۀٍ بِقُمَّ تَحِیۀً / مِنْ مُدْنَفٍ یا قَبْرَها وَسـَلَاما

طـَابَ الضَّرِیحُ وَضَاعَ مِنْ شُبَّاکِهِ / أَرَجُ النـُّبُوَّةِ یَغْمُرُ الآَکَاما

وَاصْطَفَّتْ الأَمـْلاکُ فـِی ظِلِّ الحِمَی / زُمَرًاُ تسَبِّحُ سـُجَّدًا وَقـِیاما

وَأَتَی الحَجِیجُ مِنَ الفِجاجِ قَوَافِلاً / تَسْعَی إِلَیهِ وَقَدْ نَوَتْ إِحْراما

حَرَمٌ أَتَاهُ الخـَاِئفُونَ فـَأَبْدَلُوا / أَمْناً وَنالَ الطَّاِلبُونَ مَرَاما

عـُشٌّ لِآلِ مـُحَمَّدٍ یَهـْفُوَ لهُ / أَهْلُ الوِدَادِ مـَحَبَّۀً وَغـَرَاما

یاِ بنْتَ مُوسَی وَالمِناقِبُ جـَمَّۀٌ / لاَ یسـْتَطِیعُ بِها الوَرَی إِلْمَاما

أُخْتَ الرِّضَا إِنِّی أَتَیتُکِ نَاشِرًا / صُحُفاً تَفِیضُ خَطِیئَۀً وَأَثَاما

یا عَمَّۀَ الجَوادِ کـَفُّکِ وَالنـَّدَی / وَأَناِ ببَاِبکِ أَسْأَلُ الإِنْعَاما

أَنَا زَاِئرٌ یَرْجـُو الشـَّفاعَۀَ فَاشْفَعِی / لی فـِی الجـِنانِ فـَقَدْ قَصَدْتُ کِرَاما

(الحسینی ، ١٤٣٢هـ -ق)
نکته ها:

١:هجرت حضرت معصومه (س) به قم به قصد دیدار برادر

٢: شاهد حوادث مصیبت بار در زنـدگی

ابـراهیم غلوم :

حتی قضت کمدا به (قـم) لیتـنی / مـن دونـها روحـی یحین خروجها

و لفـقدها بـکت العیون بحسره / فعلا علی بنت النبی ضجیجها

(تاج الدین ، ١٤٣٦ ه -ق)

رحلت در قم همراه با درد و رنج و جاری شدن اشـکها در فـقدانش و بـلند شدن فریاد در فراغش

آیت الله محمد جـواد شـیرازی:

حـتی م تـجفو رسـول الله فـی ابنته / ألم تکن لرسول الله من رحم

(محمد بیگی،١٣٨٤)

اشاره دارد به جفاهایی که بر خاندان پیامبر شده و سوال میکند : که تاکی ادامه دارد؟

روش تحقیق : کتابخانه ای

بحث و نتیجه گیری: بررسی در ادبـیات عرب به خصوص متون نظم ما را به این نکته رهنمون می کند که شخصیت فاطمه معصومه یا مورد غفلت ادبا قرار گرفته و یا اگر متونی بوده به سرنوشت اکثر متون شیعی دچار شـده و دسـترسی به آنها میسر نمی باشد.

پیشنهاد: 1- ایجاد زمینه برای تحقیق بیشتر در متون مکتوب در خصوص شخصیت کریمه اهل بیت (س)

٢- معرفی ایشان و کرامتهایشان از طریق ابزار های نوین فرهنگی
مـنابع:

١- حاوی ،س. (١٣٨٥). دیوان دم الشهادة. قم: دارالانصار.

٢- حقگو ،م. (١٣٨٤). ستایشگران کوثر قم. قم: زائر آستان مقدسه قم.

٣- حکیمی ،م. (١٣٦٨). دانش مسلمین. تهران: دفتر نشر اسلامی.

٤- سودانی ،ف. (١٣٨٤). قم المقدسه عش التـشیع و قـیادة الامۀ . قم : زائر آستان مـقدسه.

٥- سـید کباری ،س ،١٣٧٦). فروردین. (جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه. ماهنامه کوثر.

٦- سید کباری، س. (١٣٧٦، تیر). هجرت امام رضا به ایران. ماهنامه کوثر، سال اول.

٧- شفیعی ،م ،.انوار ،س ،.و حریرچی ،ف. (١٣٨٦ -١٣٨٥). امام رضا (ع) در شعر عربی. تهران.

٨- شیخ صدوق ، م. (١٣٩٣). عـیون اخـبار الرضا (ع). (م. روغنی قزوینی، مترجم) قم: مسجد مقدس جمکران.

٩- عباسی فردویی ،غ. (.n.d). پرتوی از جلالت عظمت فاطمه معصومه. آستان مقدس فاطمه معصومه.

١٠- عبدی ،ع. (١٣٩٣). در عصمت، نگاهی بر زندگانی حضرت فاطمه معصومه. قم: زائر آستان قـدس.

١١- مـحمد بیگی ،م. (١٣٨٤). مـشک فشان: اشعار علما و بزرگان درباره حضرت فاطمه معصومه. . قم: زائر -آستان مقدسه قم.

١٢- محمدی ،م. (١٣٩٠). تجلی نهضت حسینی در شـعر عربی.

١٣- موسوی اصفهانی ،س. (١٣٨١). مکیال المکارم)در فوائد دعا برای حضرت قائم . حـائری قـزوینی (.Trans ،قـم: ایران نگین.

١٤- میر عظیمی ،س. (١٣٧٦). بارگاه فاطمه معصومه(ع) تجلیگاه فاطمه زهرا. قم: نهضت.

١٥- یوسفی ،ی. (١٣٩٢). شهید غربت. قم: زائر آستان مـقدس.

16- الحسینی ،م. س (١٤٣٢. ه -ق.) کریمه اهل البـیت فـاطمه المعصومه بنت الکاظم(ع). جمعیه المعارف الاسلامیه الثقافیه.

17- آشوری ،ا (خرداد ١٣٧٧). پاکیزه گوهر صدف اعتبار قم. ماهنامه کوثر.

18- تاج الدین ،م (١٤٣٦. ه -ق.) المجالس المعصومیه عن حیاة السیده فـاطمه بـنت موسی بن جعفر(ع). کربلاء المـقدسه.

درباره ی شرکت گردشگری سلامت ناسار

همچنین ببینید

تأثیر امام خمینی بر شعر معاصر عربیمتن عربی در مورد پیروزی انقلاب اسلامی : الثورة الإسلامية في إيران - 22 بهمن - دهه فجر

امام خمینی در شعر معاصر عربی

سیمای امام خمینی(س) در آیینۀ شعر معاصر عرب عسگری محمدی سیف آباد اشاره: آنچه به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *