خانه / دانلود مقالات ادبی / مقالات ادبیات فارسی / به کار بردن فعل مفرد یا جمع برای نهاد جاندار یا غیر جاندار جمع

به کار بردن فعل مفرد یا جمع برای نهاد جاندار یا غیر جاندار جمع

به کار بردن فعل مفرد یا جمع برای نهاد جاندار یا غیر جاندار جمع

منبع:http://virastari.persianblog.ir/post/115/

فهرست  :

نهاد جاندار

نهاد بی جان

نهاد پدیده

نهاد رستنی

نهاد اسم معنی

 

هرگاه نهاد جمله، جمع باشد، بسته به نوع نهاد، فعل آن جمع یا مفرد خواهد بود. گونه‌های نهاد با نگاه جمع یا مفرد بودن فعل به‌شرحی است که درپی می‌آید:

 

  1. ۲ـ گونه‌های نهاد

 

۱٫ ۱٫ ۲ ـ نهاد جان‌دار

 

منظور از «جان‌دار» هر چیزی است که جان و حرکت دارد، مانند انسان‎ها و حیوانات. پدیده‎هایی مانند کشورها، نهادها، سازمان‎ها، ائتلاف‎ها، قدرت‎ها و مانند این‌ها که از انسان‎ها تشکیل شده‎اند نیز به‎لحاظ قواعد دستوری این کتاب در دسته‎ی جان‌داران می‎گنجند.

 

برای نهاد جان‌دار جمع، چه فاعل باشد، چه مفعول، فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال ۱: ]اصحاب یمین[ در باغ‎های بهشتند و از مجرمان می‎پرسند: چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟ ]دوزخیان[ می‎گویند: ما از نمازگذاران نبودیم؛ و مستمندان را اطعام نمی‎کردیم؛ و پیوسته با اهل باطل هم‎نشین و هم‎صدا بودیم؛ و همواره روز جزا را انکار می‎کردیم. (سوره‎ی ۷۴، آیه‎ی ۴۶-۴۰).

 

مثال ۲: ]یوسف گفت:[ ای همراهان زندانی من! اما یکی از شما دو نفر، آزاد می‎شود، ولی ساقی شراب برای صاحب خود خواهد شد. و اما دیگری به دار آویخته می‎شود، و پرندگان از سر او می‎خورند… (سوره‎ی ۱۲، آیه‎ی ۴۲).

 

مثال ۳: گویی که انسان‎ها در برابر آماج وهم و تخیل نویسنده قرار گرفته‎اند.

 

مثال ۴: حیوانات بسیاری از این سرزمین به‎سوی سرزمین‎های خشک مهاجرت داده شدند.

 

مثال ۵: انسان‎های بی‎گناه فراوانی در دو جنگ جهانی اول و دوم کشته شدند.

 

مثال ۶: گنجشک‎ها از روی درخت پریدند و بر پشت‎بام نشستند.

 

(۱) برای اندام‎ها و اعضای بدن جان‌داران چه فاعل باشند و چه مفعول، در حالت جمع، فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال ۱: تا از میوه‎ی آن باغ‎ها و آن‎چه دستانشان عمل آورده است ]به‌ثمر رسانده است[ بخورند. (سوره‎ی ۳۶، آیه‎ی ۳۵).

 

مثال ۲: اگر اراده کنیم، از آسمان آیه‎ای بر آن‌ها نازل می‎کنیم که گردن‎هایشان در برابر آن خاضع گردد.

 

مثال ۳: ما به آن‌ها (قوم عاد) قدرتی دادیم که به شما ندادیم و به آنان گوش و چشم و دل دادیم، ]اما به‌هنگام نزول عذاب[ نه گوش‎ها و چشم‎ها و نه دل‎هایشان، هیچ سودی برایشان نداشت… (سوره‎ی ۴۶، آیه‎ی ۲۶).

 

مثال ۴: … حتی پلک‎های چشمانشان از حرکت باز می‎ماند و دل‎هایشان تهی می‎شود. (سوره‎ی ۱۴، آیه‎ی ۴۳).

 

مثال ۵: … دل‎ها ]و افکار[ شان (دل‎ها و افکار افراد نادان) مانند هم است. (سوره‎ی۲، آیه‎ی ۱۱۸).

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۱) را نگاه کنید.

 

استثنا: برای نهادهای جمع ذره‌ای مانند «سلول‌ها» فعل جمع می‌آوریم:

 

مثال: سلول‌های مغز می‌توانند از اجسام کِتونی نیز استفاده کنند.

 

 

 

(۲) هرگاه دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد ، با «و» به‌ هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال ۱: علی، احمد و رضا هر روز با مینی‎بوس به مدرسه می‎روند.

 

مثال ۲: وزیر صنایع و معادن، رئیس سازمان خصوصی‎سازی و رئیس سازمان بنادر و کشتی‎رانی در این نشست شرکت کردند.

 

مثال ۳: ریحانه، راضیه و سمیّه با رتبه‎های ممتاز به دانشگاه راه یافتند.

 

مثال ۴: اگر چین و ژاپن نتوانند حساسیت موجود درباره‎ی نگرانی‎های امنیتی طرف دیگر را بهبود بخشند، هر دوی آن‌ها و کل قاره‎ی آسیا به ابرقدرتی وابسته خواهند شد تا همواره بر اختلافات آن‌ها نظارت کند.

 

مثال ۵: علی و رضا دیروز به مشهد رفتند و فردا به تهران برمی‎گردند.

 

(۱٫ ۲) هرگاه دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد با «هم … (و) هم» یا «نه … (و) نه» به هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‌آوریم:

 

مثال۱: در آن مقطع، هم «اوباما» از حزب دموکرات و هم «مک‌کین» از حزب جمهوری‌خواه، وعده‌ی ایجاد تغییر در سیاست‌های بحث‌برانگیز مقابله با تروریسم دولت بوش را داده بودند.

 

مثال۲: هم محمدی و هم اصفهانی به نظرخواهی رأی مثبت دادند.

 

مثال۳: کوهیار خود را به بی‌اطلاعی زد تا نه دختر و نه کنیزش به چیزی پی نبرند.

 

مثال۴: او چنان قیافه‌ی خود را تغییر داده بود که نه دوست و نه آشنا نمی‌توانستند او را بشناسند.

 

 

 

(۳) هرگاه دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد و جمع با «و» به ‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال ۱: دانش‎جویان شبانه و یک دانش‎جوی روزانه در این همایش شرکت کرده بودند.

 

مثال ۲: گوسفندان عمورجب و گاو او به چرا رفته‎اند.

 

مثال ۳: بسیاری از حیوانات اهلی و به‎ویژه اسب، از این ویژگی برخوردارند.

 

مثال ۴: گربه‎سانان و نوع کم‎یابی از این پلنگ به‌فراوانی در این جنگل یافت می‎شوند.

 

مثال ۵: معلم دوره‎ی ابتدایی و همه‎ی معلمان دوره‎ی راه‎نمایی من در این محله زندگی می‎کنند.

 

(۴) هرگاه یک نهاد جان‌دار مفرد با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم جان‌دار مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال ۱: علی با رضا به مدرسه می‎رود.

 

مثال ۲: محمد هر جمعه به همراه دوستان و هم‎کلاس‎هایش به کوه می‎رود.

 

مثال ۳: ریحانه همیشه با مریم و راضیه به خوابگاه می‎رود.

 

مثال ۴: سگ گله با گوسفندان به چرا رفته است.

 

مثال ۵: مرغ کوکب‎خانم با بوقلمون‌هایش در یک قفس است.

 

 

 

(۵) هرگاه یک نهاد جان‌دار جمع با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم جان‌دار مفرد یا جمع  دیگر بیاید برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال ۱: دوستان و هم‎کلاس‎های محمد هر جمعه با او به کوه می‎روند.

 

مثال ۲: گوسفندان با سگ گله به چرا رفته‎اند.

 

مثال ۳: بوقلمو‎های کوکب خانم با مرغ او در یک قفس زندگی می‎کنند.

 

 

 

(۶) هرگاه میان دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد، «یا» بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال ۱: قرار است کریمی یا مهدوی قرعه‎کشی را انجام بدهد.

 

مثال ۲: آسیا یا اروپا[۱] نباید خود را وارد این دسته‎بندی‎ها کند.

 

مثال ۳: شیر یا فیل فرقی ندارد، می‎توانید هر کدام را که مجوز دارد به این باغ‎وحش بیاورید.

 

مثال ۴: شاید چین، روسیه، اتحادیه‎ی اروپا، یا ژاپن نتواند کار زیادی برای متوقف کردن این روند انجام بدهد.

 

 

 

(۷) هرگاه میان دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد و جمع «یا» بیاید، فعل جمله در مفرد یا جمع بودن، با نهاد نزدیک‎تر هم‎خوانی دارد:

 

مثال ۱: تنها فرد متقاضی یا بستگان درجه یک او می‎توانند مدارک را تحویل بگیرند.

 

مثال ۲: تنها بستگان درجه یک فرد متقاضی یا خود او می‎تواند مدارک را تحویل بگیرد.

 

مثال ۳: اگر فرد یا افرادی بخواهند با ما هم‎کاری کنند، دست آن‌ها را به‌گرمی می‎فشاریم.

 

مثال ۴: اگر افرادی، یا حتی یک فرد بخواهد با ما هم‎کاری کند، دست آن‌ها را به‎گرمی می‎فشاریم.

 

مثال ۵: اگر یک یا چند نفر بخواهند کار را متوقف کنند، از کارخانه اخراج می‎شوند.

 

مثال ۶: اگر چند نفر، یا یک نفر بخواهد کار را متوقف کند، از کارخانه اخراج می‎شود.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۲) را نگاه کنید.

 

 

 

(۸) هرگاه نهاد جان‌دار مفرد، با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال ۱: پادشاه گفت من در خواب هفت گاو چاق را دیدم که هفت گاو لاغر آن‎ها را می‌خورند. (سوره‎ی ۱۲، آیه‎ی ۴۳).

 

مثال ۲: پانصد کودک دوقلو در این جشنواره شرکت کرده‌اند.

 

مثال ۳: هر سال نزدیک به ده‎هزار نفر از این منطقه بازدید می‎کنند.

 

مثال ۴: نزدیک به هفتصد قلاده گرگ در این منطقه زندگی می‎کنند.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۳) را نگاه کنید.

 

 

 

(۹) هرگاه دو ضمیر فاعلی جدا (منفصل) نهاد جمله باشند که بین آن‌ها «و» یا «یا» آمده باشد، فعل جمله به‎صورت جمع‎ آورده می‎شود[۲] و ضمایر فاعلی چسبیده (متصل) نیز مانند صورت‎هایی که درپی می‎آید، آورده خواهند شد (فعل «رفتن» برای نمونه آورده شده است):[۳]

 

من و تو/ من یا تو می‎رویم.

 

من و او/ من یا او می‎رویم.

 

من و شما/ من یا شما می‎رویم.

 

من و آن‎ها/ من یا آن‌ها می‎رویم.

 

تو و من/ تو یا من می‎رویم.

 

تو و تو می‎روید/ تو یا تو می‎روی.

 

تو و او/ تو یا او می‎روید.

 

تو و ما/ تو یا ما می‎رویم.

 

تو و شما/ تو یا شما می‎روید.

 

او و من/ او یا من می‎رویم.

 

او و تو/ او یا تو می‎روید.

 

او و ما/ او یا ما می‎رویم.

 

او و شما/ او یا شما می‎روید.

 

او و آن‎ها/ او یا آن‌ها می‎روند.

 

ما یا من می‎رویم.

 

ما و تو/ ما یا تو می‎رویم.

 

ما و او/ ما یا او می‎رویم.

 

ما و شما/ ما یا شما می‎رویم.

 

ما و آن‌ها/ ما یا آن‌ها می‎رویم.

 

شما و من/ شما یا من می‎رویم.

 

شما و تو/ شما یا تو می‎روید.

 

شما و او/ شما یا او می‎روید.

 

شما و ما/ شما یا ما می‎رویم.

 

شما و شما/ شما یا شما می‎روید.

 

شما و آن‎ها/ شما یا آن‌ها می‎روید.

 

آن‎ها و من/ آن‌ها یا من می‎رویم.

 

آن‎ها و تو/ آن‌ها یا تو می‎روید.

 

آن‎ها و او/ آن‌ها یا او می‎روند.

 

آن‎ها و ما/ آن‌ها و ما می‎رویم.

 

آن‎ها و شما/ آن‌ها یا شما می‎روید.

 

آن‎ها و آن‎ها/ آن‌ها یا آن‌ها می‎روند.

 

۲٫ ۱٫ ۲ـ نهاد بی‌جان

 

منظور از نهاد بی‎جان هر چیزی است که دیده می‎شود، رشد و نمو ندارد و ‎خودبه‌خود نیز حرکت نمی‎کند.

 

هرگاه نهاد جمع، «بی‎جان» باشد:

 

(۱) اگر نهاد، فاعل باشد (یعنی خود نهاد انجام دهنده‎ی فعل یا پذیرنده‎ی حالت باشد)، برای آن فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال ۱: و ستارگان نیز به فرمان او مسخّر شما هستند. (سوره‎ی ۱۶، آیه‎ی ۱۱).

 

مثال ۲: سنگ‎ها از بالای کوه به‎سوی جاده سرازیر شدند.

 

مثال ۳: مخزن‎ها براثر پوسیدگی و مرور زمان پوسیده شده‎اند.

 

مثال ۴: برف‎ها و یخ‎ها آب شدند.

 

مثال ۵: کوه‎ها پر از برف شده‎اند.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۴ ) را نگاه کنید.

 

 

 

استثنا: در شعر مانند: خیمه‎ها می‎سوزد و شمع شب تار عزاست…

 

(۱٫ ۱) اگر نهاد بی‌جان در حالت فاعلی با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل مفرد می‌آوریم:

 

سه توالت و ۳ حمام در غرب، و۳ توالت و ۳ حمام در شرق اردوگاه بود.

 

(۲) اگر نهاد مفعول باشد (یعنی خود نهاد، انجام‎دهنده‎ی کار یا پذیرنده‎ی حالت نباشد، بلکه کاری بر آن صورت گرفته یا حالتی به آن داده شده باشد) برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: جام‎هایی از نقره و کوزه‎هایی از آبگینه به‌دور آن‌ها (بهشتیان) گردش داده می‎شود. آبگینه‎هایی به رنگ نقره که به‌تناسب اندازه داده شده است. (سوره‎ی ۷۶، آیه‎های ۱۵ و ۱۶)

 

مثال۲: در آن ]بهشت[ تخت‎هایی هست؛ و قدح‎هایی ]که در کنار چشمه‎ها[ نهاده شده است؛ و بالش‎ها و پشتی‎هایی که صف داده شده است؛ و فرش‎هایی فاخر که گسترده شده است. (سوره‎ی ۸۸، آیه‎های ۱۳ تا ۱۶)

 

مثال۳: امروز همه‎ی جاده‎های تهران به‌سمت شمال یک‎طرفه شده است. (پلیس آن‌ها را یک‎طرفه کرده است.)

 

مثال۴: هم‎زمان موشک‌های فراوانی به‎سوی دشمن پرتاب شد. (یگان‎های موشکی آن‌ها را پرتاب کردند.)

 

مثال۵: قلعه‎ها یکی پس از دیگری فتح می‎شد. (سربازان آن‌ها را فتح می‎کردند.)

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۵ ) را نگاه کنید.

 

 

 

(۱٫ ۲) هرگاه یکی از کلمه‌های «همه‌ی، همگی، باهم، به‌هم، کنار هم، دیگر، هم‌دیگر، یک‌دیگر، آن‌ها، این‌ها، بیش‌تر، بسیاری از، متقابل، باقی، بقیه‌ی و مانند این‌ها ـ‌که اغلب یا همیشه ضمیر، صفت یا قید جمع هستند‌ـ به نهاد بی‌جان جمع در حالت مفعولی نسبت داده شود، فعل جمله را به‌صورت جمع می‌آوریم:

 

مثال۱: بیش‌تر خطوط مرزی، در جهان، به‌ویژه در کشورهای جهان سوم، از رأس‌الخط کوه‌ها و پهنه‌ی بیابان‌ها عبور داده شده‌اند.

 

مثال۲: همه‌ی خودروها به پارکینگ هدایت شدند.

 

مثال۳: بسیاری از این کالاها از گمرک ترخیص شده‌اند.

 

مثال۴: دیوارهای درونی و بیرونی با عایق‌های پلاستیکی از یک‌دیگر جدا شده‌اند.

 

مثال۵: پس در کار گروهی جدا، این کتاب‌ها با هم مطابقت داده می‌شوند.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۶ ) را نگاه کنید.

 

 

 

(۲٫ ۲) اگر دو ضمیر «آن‎ها» یا «این‌ها» نیز به‎جای نهاد پیش‌گفته بنشینند، فعل جمله را به‎صورت جمع می‎آوریم:

 

مثال۱: آن‌ها (آن اشیای تاریخی) به موزه بازگردانده شدند.

 

مثال۲: این‌ها (این خودروها) هنوز شماره‎گذاری نشده‎اند.

 

(۳٫ ۲) هرگاه یک نهاد بی‌جان جمع، هم فاعل باشد و هم مفعول، در هر دو حالت برای آن، فعل جمع می‌آوریم:

 

مثال: تجهیزات بازتاب‌دهنده، هواپیماهای بدون سرنشینی هستند که برای گمراه کردن امواج الکترومغناطیسی دشمن مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

 

 

(۳) برای نهاد بی‎جان جمع در حالت اضافه فعل مفرد آورده می‎شود؛ چه نهاد فاعل باشد، چه مفعول:

 

مثال۱: بمب‎های دشمن خانه‎ها را بر سر مردم فرو ریخت.

 

مثال۲: مخزن‎های نفت سوراخ شد.

 

مثال۳: دکل‎های برق در این طرح نمی‎گنجد.

 

مثال۴: تانک‎های دشمن به‌گل نشست.

 

مثال۵: چرخ خودروها پنچر شد.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۷ ) را نگاه کنید.

 

 

 

(۴) هرگاه دو یا چند نهاد بی‎جان مفرد با «و» به‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: خورشید و ماه با حساب منظمی می‎گردد. (سوره‎ی ۵۵، آیه‎ی ۵)

 

مثال۲: میز، صندلی، کمد، تلویزیون و یخچال در جای خود بود.

 

مثال۳: تیر و ترکش، در و دیوار را سوراخ‎سوراخ کرده بود.

 

مثال۴: طبق این طرح، مدرسه، دانشگاه و خوابگاه دانش‌جویی از معافیت‎های مندرج در بند ۵ برخوردار می‎شود.

 

مثال۵: اره، چکش و رنده، سه ابزار اصلی نجاری است.

 

مثال۶: کامیون و وانت نباید وارد این جاده بشود.

 

مثال۷: کیف، کفش، کمربند و کاپشن چرمی از تولیدات اصلی این کارخانه به‎شمار می‎آید.

 

استثنا: در شعر مانند: ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند….

 

 

 

(۵) هرگاه دو یا چند نهاد بی‎جان مفرد و جمع با «و» به‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال۱: سیگار، مواد مخدر و مشروبات الکلی، یا هیچ سودی ندارند و یا ضررشان از نفعشان بیش‌تر است.

 

مثال۲: اره، چکش و میخ‎ها در جای خود نیستند.

 

مثال۳: ماشین‎های راه‎سازی و ماشین سوخت‎رسانی به آن‌ها، به محل فرستاده شده‎اند.

 

 

 

(۶) هرگاه یک نهاد بی‎جان مفرد با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، همراه با یک یا چند اسم بی‎جان مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: سردر این ساختمان با پنجره‎های آن هم‎خوانی ندارد.

 

مثال۲: تفنگ همراه فشنگ‎هایش در زیرزمین نگهداری می‎شود.

 

مثال۳: ماشین به‌همراه کامیون به پارکینگ انتقال داده شد.

 

 

 

(۷) هرگاه یک یا چند نهاد بی‎جان جمع با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها با یک یا چند اسم بی‎جان مفرد یا جمع بیاید، فعل جمله، در جمع یا مفرد بودن از قواعد پیش‌گفته‎ درباره‎ی نهاد بی‌جان جمع پی‌روی می‎کند:

 

مثال۱: پنجره‎ها با سردر ساختمان هم‌خوانی ندارند. (نهاد بی‎جان جمع، هنگامی‌که فاعل باشد.)

 

مثال۲: پنجره‎های ساختمان با سردر آن هم‎خوانی ندارد. (نهاد بی‎جان جمع در حالت اضافه)

 

مثال۳: فشنگ‎ها همراه با تفنگ در زیرزمین نگهداری می‎شود. (نهاد بی‎جان جمع در حالت مفعول)

 

مثال۴: ماشین‎ها به‌همراه کامیون به پارکینگ انتقال داده شد. (نهاد بی‎جان جمع در حالت مفعول)

 

استثنا: هنگامی‎که کلمه‎های «هر، همه‎ی، تمام، کلیه‎ی» و مانند این‌ها با نهاد بیایند:

 

مثال: هر دو باغ میوه آورده ]بودند[ و چیزی را فروگذار نکرده بودند. (سوره‎ی ۱۸، آیه‎ی ۳۳).

 

 

 

(۸) هرگاه نهاد بی‎جان مفرد با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: روزانه نزدیک به پنج‎هزار خودرو در این بزرگ‌راه در حال رفت و آمد است.

 

مثال۲: سه بمب به‎طور پی‎درپی در جنوب بغداد منفجر شد.

 

مثال۳: یک تیر و سه ترکش به بدن او اصابت کرد.

 

مثال۴: بیست‎وسه دستگاه بلوک‎زنی در این کارگاه مشغول به‎کار است.

 

مثال۵: شش‎ لوله از پانزده لوله‎ی مکش هوا در جای خود نیست/ قرار ندارد.

 

 

 

(۹) هرگاه در یک جمله،‌ شماری از نهادهای بی‌جان، با عدد و شماری دیگر با «و» (=واو پیوند) جمع بسته شوند:

 

(۱٫ ۹) در حالت فاعلی برای همه‌ی آن‌ها فعل جمع می‌آوریم:

 

سه توالت و ۳ حمام در غرب حیاط اردوگاه، ۳ توالت و ۳ حمام در شرق، و اتاقک‌های زندانبانان، سلمانی و آشپزخانه، در شمال آن بودند.

 

(۲٫ ۹) در حالت مفعولی برای همه‌ی آن‌ها فعل مفرد می‌آوریم:

 

سه توالت و ۳ حمام در غرب حیاط اردوگاه، ۳ توالت و ۳ حمام در شرق، و اتاقک‌های زندانبانان، سلمانی و آشپزخانه، در شمال آن ساخته شده بود.

 

 

 

‌(۱۰) در نوشته‎های علمی و فنی برای نهاد بی‎جان جمع، در همه‎ی حالت‎های پیش‎گفته، فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال۱: پمپ‎ها و لوله‎هایی که برای انتقال گاز هگزافلوئورید اورانیوم در تأسیسات فرآوری اورانیوم به‎کار می‎روند باید از آلومینیوم و آلیاژهای نیکل ساخته شوند. (مفعول)

 

مثال۲: نیروی گریز از مرکز ناشی از چرخش سیلندر باعث می‎شود که مولکول‎های سبک‎تری که حاوی اورانیوم ۲۳۵ هستند در مرکز سیلندر متمرکز شوند و مولکول‎های سنگین‎تری که حاوی اورانیوم ۲۳۸ هستند در پایین سیلندر انباشته شوند. (فاعل)

 

مثال۳: سانتریفیوژهای متعددی که به‎طور زنجیره‎ای به یک‎دیگر متصل شده‎اند بارها و بارها عمل خالص‎سازی اورانیوم را تکرار می‎کنند تا جایی که اورانیوم ۲۳۵ با درصد خلوص مورد نیاز به‎دست آید. (فاعل)

 

مثال۴: سوراخ‎های موجود در جسم متخلخل باید از قطر مولکول‎ هگزافلوئورید اورانیوم کمی بزرگ‎تر باشند. (فاعل)

 

مثال۵: راکتورهای هسته‎ای وسایلی هستند که در آن‌ها فرآیند شکافت هسته‎ای به‎صورت کنترل شده انجام می‎شود. (فاعل)

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۸ ) را نگاه کنید.

 

۳٫ ۱٫ ۲ـ نهاد پدیده

 

پدیده‎های طبیعی (مانند: زلزله، سیل، باد، طوفان و…) و صداها و بوها را «نهاد پدیده» می‌نامیم.

 

برای نهاد پدیده در حالت جمع فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: این طوفان‎ها/تندبادها سیلاب‎ها/زلزله‎ها/صاعقه‎ها خسارت‎های فراوانی به‎بار آورده است.

 

مثال۲: زلزله‎های ثبت شده در یکصدسال اخیر در این منطقه، کم‌تر از پنج ریشتر بوده است.

 

مثال۳: سیلاب‎های اخیر موجب قطع ارتباط روستاها با شهر شد.

 

مثال۴: باران‎های بهاری باریدن گرفت.

 

مثال۵: بادهای صبحگاهی وزیدن گرفت.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۹) را نگاه کنید.

 

۴٫ ۱٫ ۲ـ نهاد رستنی

 

منظور از «رستنی»، همان «نباتات» یا «گیاهان»، و اجزای آن‌ها مانند «میوه، ساقه، تنه، برگ، ریشه، پوست و…» است؛ یعنی چیزهایی که از زمین می‎رویند، دیده می‎شوند، رشد و نمو دارند، ولی از خود حرکت ندارند. علت این که نویسنده «رستنی‌ها» را از «جان‌داران» جدا کرده این است که قواعد این دو در برخی موارد، تفاوت دارد.

 

 

 

(۱) اگر نهاد رستنی جمع، مضاف و مضاف‎الیه نباشد، چه فاعل باشد چه مفعول، برای آن فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال۱: و گیاهان و درختان ]برای او[ سجده می‎کنند. (سوره‎ی ۵۵، آیه‎ی ۶)

 

مثال۲: درختان شکوفه کرده‎اند.

 

مثال۳: شکوفه‎ها خشکیدند.

 

مثال۴: برگ‎ها زرد و خشک شده‎اند.

 

مثال۵: درختانِ پربار شاخه‎هایشان را به‎سوی زمین خم کرده‎اند.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۱۰ ) را نگاه کنید.

 

 

 

(۲) هنگامی‎که بسته‌ی فعل «مضاف‎ و مضاف الیه»[۴] باشد:

 

(۱٫ ۲) اگر مضاف و مضاف‎الیه، یکی جمع و دیگری مفرد باشد، برای نهاد رستنی جمع، فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: میوه‎های بهشت در دسترس ]بهشتیان[ است. (سوره‎ی ۶۹، آیه‎ی ۲۳)

 

مثال۲: شکوفه‎های درخت/شکوفه‎ی درختان خشکیده است.

 

مثال۳: آوندهای درخت/آوند درختان مانند رگ‎های انسان است.

 

مثال۴: برگ‎های درخت/ برگ درختان خشک شده است.

 

مثال۵: میوه‎های این میدان معمولاً ارزان‎تر از جاهای دیگر فروخته می‎شود.

 

(۱٫ ۱٫ ۲) مگر هنگامی‎که فعل ویژه‎ی جان‌داران[۵] را به آن نسبت دهیم، که در این حالت برای آن فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال۱: درختان باغ سر به‌زیر افکنده بودند.

 

مثال۲: علف‎های دشت پاهایم را نوازش می‎کردند.

 

مثال۳: درختان باغ دست به‎سوی رهگذران دراز کرده]اند[ و میوه‎های خود را به آنان هدیه می‎کنند.

 

مثال۴: بادی در بیشه نمی‎وزید؛ درختان بیشه خوابیده ]بودند[ و برگ‎های درختان ساکت بودند.

 

مثال۵: آیا گیاهان دشت هم می‎توانند با هم حرف بزنند؟

 

(۲٫ ۲) اگر مضاف و مضاف‎الیه هر دو جمع باشند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال۱: درختان باغ‎ها شکوفه کرده‎اند.

 

مثال۲: شکوفه‎های درختان خشکیده‎اند.

 

مثال۳: آوندهای درختان مانند رگ‎های انسان هستند.

 

مثال۴: برگ‎های درختان خشکیده‎اند.

 

مثال۵: میوه‎های میدان‎های این استان نرخ‎های متفاوتی دارند.

 

 

 

(۳) هرگاه دو یا چند نهاد رستنی مفرد با «و» به ‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: درخت و سبزه و گیاه به محیط زندگی شادی و تازگی می‎بخشد.

 

مثال۲: در این منطقه کاج و سرو و صنوبر به‎خوبی رشد می‎کند.

 

 

 

(۴) هرگاه دو یا چند نهاد رستنی مفرد و جمع با «و» به ‎هم ربط داده شوند، در حالت اضافه‎ی ملکی برای آن‌ها فعل مفرد و در غیر آن، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:[۶]

 

مثال۱: تنه و شاخه‎های این درخت خشک شده است. (اضافه‎ی ملکی)

 

مثال۲: علف‎های بریده شده و تنه‎ی درخت در چاله‎ی ته باغ انبار شده بود. (اضافه‎ی ملکی)

 

مثال۳: درخت سیب و درختان گردو از این جوی آب، آب‎یاری می‎شوند. (اضافه‎ی بیانی)

 

مثال۴: گل‎های شمعدانی و گل اقاقیا در این محل خریداران فراوانی دارند. (اضافه‎ی بیانی)

 

 

 

(۵) هرگاه یک نهاد رستنی مفرد همراه ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم رستنی مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: نهال درخت سیب به‎همراه نهال‎های درخت گردو به محل کاشت فرستاده شد.

 

مثال۲: سیب قرمز با سیب‎های زرد در یک جعبه گذاشته شده است.

 

مثال۳: درخت بید با درختان کُنار منظره‎ی زیبایی به حیاط خانه می‎داد.

 

 

 

(۶) هرگاه یک یا چند نهاد رستنی جمع همراه ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم رستنی مفرد یا جمع دیگر بیاید، در حالت اضافه‎ی ملکی برای آن‌ها فعل مفرد و در غیر این‎صورت، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال۱: درختان باغ عمو رجب با درختان دیگر فرق دارد. (اضافه‎ی ملکی)

 

مثال۲: شکوفه‎های درخت سیب با شکوفه‎های درخت انار فرق دارد. (اضافه‎ی ملکی)

 

مثال۳: درختان بید با درخت کُنار منظره‎ی زیبایی به حیاط خانه می‎دادند. (اضافه‎ی بیانی)

 

مثال۴: شکوفه‎ها با برگ‎ها به‎طور هم‎زمان خشکیدند.

 

مثال۵: میوه‎ها به‎همراه برگ‎های خشکیده به بیرون باغ فرستاده شدند.

 

 

 

(۷) هرگاه دو یا چند نهاد رستنی مفرد با «یا» به‎ هم ربط داده شوند برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: سیب یا آناناس برای من فرقی ندارد.

 

مثال۲: درخت گردو یا درخت بادام در این منطقه نمی‎روید.

 

 

 

(۸) هرگاه دو یا چند نهاد رستنی جمع، با «یا» به ‎هم ربط داده شوند، در همه‎ی حالت‎ها برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال۱: درختان باغ بالا یا درختان باغ پایین، آب چندانی مصرف نمی‎کنند.

 

مثال۲: در این روستا، درختان یا شاخه‎های آن‌ها به‎عنوان سوخت استفاده نمی‎شوند.

 

 

 

(۹) هرگاه نهاد رستنی با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: شانزده نهال درخت گردو در این باغ کاشته شده است.

 

مثال۲: شش درخت سیب و ده درخت گردو از این جوی آب‎یاری می‎شود.

 

مثال۳: دو تنه‎ی درخت روی رودخانه گذاشته شد، تا مثلاً جای پل را بگیرد.

 

مثال۴: ده شکوفه از سی‎ شکوفه خشکیده است.

 

مثال۵: در طوفان دیشب پنجاه درخت شکست یا از ریشه کنده شد.

 

۵٫ ۱٫ ۲ـ نهاد اسم معنی

 

«اسم معنی» آن است که ـ برخلاف اسم ذات‌ـ مدلول آن وجودش بسته به دیگری و قائم به‌غیر باشد؛ مانند: هوش، خرد، دانش، دلیل، تحول، جنگ، صلح، توانمندی، چالش، مورد، اطلاع، اطلاعات، اختلاف، تلاش و جز این‌ها.

 

شیوه‎نامه‎ها و کتاب‎های دستور ـ ‌به‎طور ویژه‌ـ قاعده‎ای درباره‎ی‎ «نهاد اسم معنی»  نیاورده و جمع یا مفرد بودن فعل این نوع نهاد را در حالت‎های گوناگون مشخص نکرده‎اند. در بیش‌تر نوشته‎ها نیز جمع یا مفرد بودن فعل این نهاد از قاعده یا شیوه‎های مشخصی پی‎روی نمی‎کند؛ به‎گونه‌ای که گاهی در جمله‎های گوناگون یا حتی در یک جمله، بدون در نظر گرفتن قاعده‎ای مشخص، برای نهاد اسم معنی جمع، هر دو صورت فعل مفرد و جمع آورده شده است. مثال‎هایی که درپی آمده، نمونه‎ای از این موارد است:[۷]

 

مثال۱: این عوامل، تأثیر چندانی بر روند کنونی ندارد؛ ولی اگر شرایط تغییر کند خواهند توانست وضعیت را به‌سوی وخامت پیش ببرند.

 

مثال۲: مؤلفه‎هایی که هر نظام امنیت داخلی از جمله نیروهای انتظامی، امنیتی و دستگاه قضائی یک کشور را پی‎ریزی می‎کند باید وابستگی و ارتباط متقابل داشته باشند.

 

مثال۳: در حالی که جرایم سازمان‌یافته رایج هستند، برخی شاخص‎ها نیز وجود دارد که نشان‎دهنده‎ی جرایم بی‎اهمیت و معمولی هستند و برخی شاخص‎ها نیز نشانگر آن است که مردم تا حدی به توانایی پلیس در برقراری نظم و قانون اعتماد دارند.

 

مثال۴: در حالی که سطوح بالای درون‎دادها و برون‎دادها کارآمدی را تضمین نخواهند کرد، سطوح پایین‎تر نیز نبود امنیت داخلی را صرف‎نظر از اوضاع اولیه برای قدرت‎های بیرونی دشوار خواهد ساخت.

 

مثال۵: بدیهی است که عُلقه‎های اجتماعی و تاریخی که غرب یا جامعه‎ی آتلانتیک شمالی را به‎وجود می‎آورند هنوز هم چنان نیرومند است که بتواند اتحادیه‎ی اروپا را از این که به‎عنوان رقیب هم‎تراز در کانون توجه قرار گیرد، دور نگه دارد.

 

مثال۶: مشکلات ساختاری اقتصادی، باقی خواهند ماند و مطالبات کشورهای منطقه به‎دلیل افزایش انتظارات و رشد جمعیت افزایش خواهد یافت.

 

مثال۷: این اصلاحات باعث به‌خطر افتادن انحصار رژیم‎های حاکم نمی‎شود، ولی عوامل پیش‎گفته نیز در به‌خطر افتادن آن‌ها بی‎تأثیر نخواهند بود.

 

البته پدیدآورندگان جمله‎های پیش نیز بی‎تقصیرند؛ زیرا همان‎گونه که گفته شد، تاکنون قواعد مشخصی برای جمع یا مفرد بودن فعل این نوع نهاد نوشته نشده است. ولی از آن‎جا که این شیوه‎نامه بنا دارد تکلیف فارسی‌نویسان را در همه‎ی موارد مشخص کند، برای این نوع نهاد هم در حالت‎های گوناگون، قواعد مشخصی آورده است.

 

بنابر آن‎چه گفته شد، هرگاه نهاد جمله، اسم معنی جمع باشد:

 

 

 

(۱) اگر «فاعل» و بدون پیشْ‎ساژه یا پس‌ساژه[۸] باشد، برای آن فعل جمع می‎آوریم:[۹]

 

مثال۱: برون‎دادها به نتایج اولیه‎ی برنامه‎ی کمک اشاره می‎کنند و مواردی همچون سربازان و افسران آموزش دیده و تشکیلات قضایی کارآمد را دربر می‎گیرند.

 

مثال۲: برآیندها شرایطی هستند که به‎طور مستقیم حوزه‎های عمومی را تحت تأثیر قرار می‎دهند.

 

مثال۳: داده‎ها نشان می‎دهند که اقدامات مؤثر بوده‎اند.

 

مثال۴: آیا هدف‎ها اولویت‎بندی دارند؟ وظایف چه اموری را دربر می‎گیرند؟ چه‎گونه باید اولویت‎بندی شوند؟ و آیا اغلب بر کارکردهای اصلی متمرکز هستند؟

 

مثال۵: فعالیت‎ها حل مناقشه‎های مالکیت و اصلاح قانون ارضی را تسهیل کرده‎اند.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۱۱ ) را نگاه کنید.

 

(۱٫ ۱) هرگاه نهاد اسم معنی جمع، با پیش‌ساژه‌ی «این» یا «آن» بیاید، فعل وابسته به آن را به‌صورت جمع می‌آوریم.

 

مثال۱: پس از یک ماه، این وزن‌ها به‌طور چشم‌گیری کاهش می‌یابند.

 

مثال۲: این چالش‌ها مانع رشد چین یا صعود آن به جایگاه قدرت جهانی می‌شوند.

 

مثال۳: آن فرضیه‌ها هنگامی‌که برای ساختار تکثری به‌کار برده شوند، برجسته می‌شوند.

 

مثال۴: این ویرایش‌ها نباید نام یکسانی داشته باشند.

 

مثال۵: این چالش‌ها در سه دسته جمع می‌شوند که ستون‌های سه‌گانه‌ی سیاست، در خاورمیانه را تشکیل می‌دهند.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۱۲ ) را نگاه کنید.

 

(۲٫ ۱) هرگاه نهاد اسم معنی جمع، با ویژگی‌های پیش‌گفته، جمع عربی باشد، برای آن فعل مفرد می‌آوریم.

 

مثال۱: تحولات نشان می‌دهد که…

 

مثال۲: شواهد حاکی از آن است که…

 

مثال۳: گاهی معایب، محاسن را می‌پوشاند.

 

مثال۴: منافع، موضوع بحث و گفت‌وگوهای عمومی نیست؛ هر چند ممکن است به منافعی تبدیل شود که اثر خود را به‌عنوان منافع عمومی از دست بدهد.

 

مثال۵: مطالب پیش از مطرح شدن در جلسه، برای همه آشکار و روشن بود.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۱۳) را نگاه کنید.

 

 

 

(۲) هرگاه نهاد اسم معنی جمع، «مفعول»، یا دارای «پیش‎ساژه» و یا «پس‌ساژه» باشد، برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال برای پیش‌ساژه:

 

مثال۱: برخی از این ابهام‌ها موجب انتشار مطالبی در روزنامه‎ها گردید.

 

مثال۲: برخی شاخص‎ها خلاف این روند را نشان می‎دهد.

 

مثال۳: چنین تسلیم‎شدن‎هایی اعتبار دولت‎ها در نزد ملت‎ها را ازبین می‎برد و هنگامی روی می‎دهد که دولت‎ها زمام امور را از دست داده باشند.

 

مثال برای پس‌ساژه:

 

مثال۴: اقدام‌های این‌چنینی می‎تواند تأثیر فراوانی بر روابط دو کشور بگذارد.

 

مثال۵: مشکل‌های اجتماعی مهمی که قبلاً جوانان با آن روبه‎رو بودند، اکنون با ظهور فن‎آوری اینترنت تشدید شده است.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۱۴) را نگاه کنید.

 

(۱٫ ۲) هرگاه نهاد اسم معنی جمع، ویژگی‌های گفته شده در بند پیش (بند ۲) را داشته باشد، ولی فعل آن، «فعل ویژه‌ی جان‌داران» باشد، آن فعل را به‌صورت جمع می‌آوریم:

 

مثال۱: فرهنگ‌های تقسیم‌شده‌ای مانند کره، چین و ویتنام پیشین، یک آزمایشگاه فریبنده برای مطالعه‌ی هویت‌ها فراهم می‌کنند که…

 

مثال۲: معمولاً کاستی‌های مربوط به کم‌کاری، در این مرحله خود را نشان می‌دهند.

 

مثال۳: عواملی که از مقاصد اولیه‌ی بازیگران سیاست‌ها پیشی‌ می‌گیرند می‌توانند مانع پیشرفت کارها شوند.

 

مثال۴: رویکردهای لیبرال‌ تلاش می‌کنند که این هویت‌ها را تغییر دهند.

 

مثال۵: دیدگاه‌های ماتریالیستی با مشکل سنجش قدرت روبه‌رو بودند و هنگامی که قدرتی تجزیه می‌شد، نمی‌توانند به‌راحتی پاسخ‌های رضایت‌بخشی برای آن ارائه دهند.

 

مثال۶: هویت‌های جمعی باثبات، یکی از مشخصه‌های روابط بین‌الملل به‌شمار می‌آیند.

 

(۲٫ ۲) هرگاه نهاد اسم معنی جمع با ویژگی‌های گفته شده در بند (۲)، هم فعل ویژه‌ی جان‌داران و هم غیر آن را داشته باشد، همه‌ی فعل‌های وابسته به آن نهاد را به‌صورت جمع می‌آوریم:

 

مثال۱: حتی وقتی‌که نظام‌های قضائی و حقوقی در یک حکومت به‌طور کامل مستقل نیستند، می‌توانند فرصت‌های مهمی را برای سرمایه‌گذاران فراهم کنند تا…

 

مثال۲: هویت‌های مذهبی نیز می‌توانند انحصارگرا باشند، به‌ویژه هنگامی‌که با قومیت پیوند می‌خورند یا با یک سرزمین خاص ارتباط پیدا می‌کنند.

 

(۳٫ ۲) هرگاه فعلی در جمله‌ی وصفی، و متعلق به اسمی باشد که ویژگی‌های نهاد گفته شده در بند (۲) را داشته باشد (یعنی آن اسم، اسم معنی مفعول یا دارای پیش‌ساژه یا پس‌ساژه باشد)، آن فعل را به‌صورت جمع می‌آوریم:

 

مثال۱: چندجانبه ‌گرایی یکی از دلایل اصلی است که عوامل هویت را قادر می‌سازد تا پیش‌بینی‌های رفتاری را که کاملاً با واژه‌های نئورئالیستی تعریف شده‌اند، تحت تأثیر قرار دهد.

 

مثال۲: با افزایش اندازه و جزئیات دیگر نمونه‌گیری، تصمیم‌هایی گرفته می‌شود که با اصل هدف‌ها هم‌آهنگی ندارند.

 

مثال۳: در این مرحله، خطاهایی که ثبت شده‌اند باید اصلاح شوند.

 

مثال۴: می‌توان شاخص‌هایی را ملاحظه کرد که در زمره‌ی عوامل اقتصادی محسوب می‌شوند.

 

مثال۵: در این صورت تغییر ادراکاتی که در امتداد این خطوط قرار دارند باید یک شرط لازم محسوب شود.

 

مثال۶: فصل چهارم نیز به تغییراتی که از انواع مختلف هویت ناشی می‌شوند می‌پردازد.

 

مثال۷: انگلیس هم‌چنان در معرض خطر فعالیت‌های غیرنظامی محرمانه و گسترده‌ای قرار دارد که از سوی سازمان‌های اطلاعاتی انجام می‌شوند.

 

 

 

(۳) هرگاه نهاد اسم معنی جمع، هم فاعل باشد و هم مفعول، برای آن، فعل جمع می‌آوریم:

 

مثال: فرضیه‌ها هنگامی‌که برای ساختار تکثری به‌کار برده می‌شوند، برجسته می‌شوند. (فرضیه‌ها مفعول برای فعل «برجسته می‌شوند» فاعل است، و برای فعل «به‌کار برده می‌شوند»، مفعول است.

 

 

 

(۴) هرگاه دو یا چند نهاد اسم معنی مفرد با «و» یا «یا» به ‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: ارتباط تنگاتنگ اقتصاد آمریکا و ژاپن از یک‎سو، و خصومت تاریخی چین و ژاپن از سوی دیگر، گزینه‎هایی است که امکان تمایل ژاپن به چین را کاهش می‎دهد.

 

مثال۲: نیازشناسی و نوآوری دو ویژگی برجسته‎ی نخبگان است.

 

مثال۳: خنده و شادی دل ‎خوش می‎خواهد.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۱۵ ) را نگاه کنید.

 

 

 

(۵) هرگاه دو یا چند نهاد اسم‎معنی «جمع» یا «مفرد و جمع» با «و» به‎هم ربط داده شوند:

 

(۱٫ ۵) اگر همه‎ی آن‌ها جزو نهادهای اسم معنی پیش‎گفته‎ای باشند که فعل مفرد می‎گیرند (یعنی مفعول یا دارای پیش‌ساژه یا پس‌ساژه باشند) فعل جمله را به‎صورت مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: ساختارهای نهادینه و دوستی‎های عمیقی که صرفاً میراث تاریخی نیم‎قرن گذشته نیست بلکه بخشی از یک‎جانبه‎گرایی این کشور محسوب می‎شود، آن را به‎عنوان قدرتی برتر در میان قدرت‎های بزرگ نشان می‎دهد. (مفعول و دارای پس‌ساژه)

 

مثال۲: ارتباطات تنگاتنگ اقتصادی آمریکا و ژاپن از یک‎سو، و خصومت تاریخی چین و ژاپن از سوی دیگر، گزینه‎هایی است که امکان تمایل ژاپن به چین را کاهش می‎دهد. (دارای پس‌ساژه‎)

 

مثال۳: مباحث خاص کاپچان و مباحث عمومی والنس، در مقابل این تفسیر قرار دارد. (دارای پس‌ساژه)

 

مثال۴: محکومیت‎های خودسرانه یا سیاسی‎شده، تشکیلات قضائی ناکارآمد، و اوضاع نابسامان زندان‎ها، از مواردی بود که موفقیت‎های سیاسی این کشور را زیرپوشش برد. (دارای پس‌ساژه)

 

مثال۵: روش‎های تغییر رفتار در مخاطبان، اصول تقویت این رفتارها، و روش‎های نوظهور، از جمله مطالبی است که در این مقاله مطرح شده است. (مفعول و دارای پس‌ساژه)

 

(۱٫ ۱٫ ۵) هرگاه جمله، جمله‌ی اسنادی، و مسند آن صفت عالی (دارای «ترین») باشد، فعل جمله را به‌صورت جمع می‌آوریم:

 

مثال: در محیط داخلی نیز فرهنگ راهبردی، نظام سیاسی و اقتصادی، نقش ایدئولوژی و به‌طور کلی عناصر مادی و معنوی قدرت ملی، اصلی‌ترین عناصر هستند.

 

(۲٫ ۵) ولی اگر جزو نهادهایی باشند که فعل جمع می‎گیرند (یعنی «فاعل» و بدون پیش‌ساژه یا پس‌ساژه باشند) فعل جمله را به‎صورت جمع می‎آوریم:

 

مثال۱: در چنین شرایطی، دوستی‎ها و دشمنی‎ها شکل جدیدی به‎خود می‎گیرند. (فاعل و بدون پیش‌ساژه و پس‌ساژه)

 

مثال۲: معلوم شد که در مواردی، جرم‎ها و مجازات‎ها با هم تناسب نداشته‎اند. (فاعل و بدون پیش‌ساژه و پس‌ساژه)

 

(۳٫ ۵) و هرگاه برخی از آن‌ها فعل مفرد و برخی فعل جمع بگیرند، برای همه فعل جمع می‌آوریم:

 

مثال: این چالش‌ها و واکنش‌های راهبردی در برابر آن‌ها در سه دسته جمع می‌شوند که ستون‌های سه‌گانه‌ی سیاست ما در خاورمیانه را تشکیل می‌دهند.

 

 

 

(۶) هرگاه یک نهاد اسم معنی مفرد با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم معنی مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: این عامل با عوامل دیگر ارتباط چندانی ندارد.

 

مثال۲: این ویژگی به‎همراه ویژگی‎های دیگر، وضعیتی را پدید می‎آورد که ادامه‎ی کار را تقریباً غیرممکن می‎سازد.

 

مثال۳: وضعیت موجود با وضعیت‎های پیش، به پیش‎بینی وضعیت‎های آینده کمک خواهد کرد.

 

 

 

(۷) هرگاه یک یا چند نهاد اسم معنی جمع با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم معنی مفرد یا جمع دیگر بیاید:

 

(۱٫ ۷) اگر نهاد جمله جزو نهادهایی باشد که فعل مفرد می‎گیرند (یعنی مفعول یا دارای پیش‌ساژه یا پس‌ساژه باشد) برای آن فعل مفرد می‌آوریم:

 

مثال۱: عوامل تأثیرگذار بر جو، با عوامل تأثیرگذار بر زمین ارتباط تنگاتنگی دارد. (دارای پس‌ساژه)

 

مثال۲: در جدول ۲، تصمیم‎های گرفته شده در هر بخش، به‌همراه منافع احتمالی و محدودیت‎های هریک از عناصر دموکراتیک‌سازی و لیبرال‌سازی خلاصه شده است. (مفعول و دارای پس‌ساژه)

 

 

 

(۲٫ ۷) ولی اگر مفعول یا دارای پس‌ساژه یا پیش‌‌ساژه نباشد.

 

مثال: پیش‎بینی‎ها با اقدامات پیش‎گیرانه دست‎به‎دست هم دادند و خسارت‎ها را به‌حداقل رساندند. (بدون پیش‌ساژه یا پس‌ساژه)

 

 

 

(۸) هرگاه نهاد اسم معنی مفرد با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

 

مثال۱: دو عامل در پیدایش ساختار جدید نقش داشت.

 

مثال۲: سه‎ ویژگی، او را از هم‎کلاس‎هایش متمایز کرده است.

 

 

 

(۹) هرگاه کلمه‎های «همه‎ی، همگی، باهم، به‎هم، دیگر، هم‎دیگر، یک‎دیگر، آن‎ها، این‌ها، بیش‌تر، متقابل، بسیاری(از)، باقی، بقیه‎ی»، و مانند این‌ها را (که ـ‌اغلب یا همیشه‌ـ ضمیر، قید یا صفت جمع هستند) به نهاد اسم معنی جمع نسبت دهیم، برای جمله فعل جمع می‎آوریم، حتی اگر نهاد، مفعول یا دارای پیش‌ساژه یا پس‌ساژه باشد.

 

مثال۱: همه‎ی مأموریت‎های واگذار شده به این سازمان ماهیت مشتری‎محور دارند.

 

مثال۲: این‌ها نمونه‎هایی از شیوه‎های گوناگون برای ارجاع هستند که از همین کتاب برداشته شده‎اند.

 

مثال۳: این اصول به‎هم مرتبطند؛ گاهی هم‎دیگر را تقویت می‎کنند و گاهی نیز با یک‎دیگر در تعارض هستند.

 

مثال۴: نوآوری‎های موفق، آن‎هایی هستند که از نظر مشتریان، عامل افزایش ارزش‎ها هستند و به خلق ارزش‎ها کمک می‎کنند.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۱۶ ) را نگاه کنید.

 

 

 

(۱٫ ۹) در این موارد فعل آن بخش از جمله نیز که دربر دارنده‎ی کلمه‎های پیش‌گفته نیست، به‌پی‎روی از باقی جمله به‎صورت جمع می‎آید:

 

مثال۱: این قابلیت‎ها باید در زیرساخت‎های اطلاعاتی گنجانده شوند تا در تلفیق با یک‎دیگر بتوانند هم‎دیگر را تقویت کنند.

 

مثال۲: حتی با گسترش جنگ با تروریسم نیز این موضوعات گزینه‎های سیاسی نسبتاً پایداری برای آمریکا فراهم می‎آورند و بدین ترتیب، همه‎ی آن‌ها به‎طور بالقوه فعال باقی می‎مانند.

 

 

 

(۲٫ ۹) فعل‎های «وجود داشتن»، «ممکن بودن»، «امکان داشتن» و «احتمال داشتن» را نمی‌توان به‌پی‎روی از فعل‎های جمع دیگر جمله، به‎صورت جمع آورد:

 

مثال۱: اجزای دیگری نیز وجود دارد که این تغییرات را شکل می‎دهند.

 

مثال۲: متغیرهای بسیار زیادی وجود دارد که تلاش می‎کنند تا این اشتباهات را تا حد یک سری انتظارات کلیشه‎ای درباره‎ی چه‎گونگی رفتار آن‌ها تنزل دهند.

 

مثال۳: این اصول ممکن است یک دیگر را پشتیبانی کنند یا با هم در تعارض باشند.

 

 

 

(۱۰) هرگاه ضمایر «آن‌ها» یا «این‌ها» به‎جای اسم معنی جمع بنشینند، فعل جمله را به‎صورت جمع می‎آوریم:

 

مثال۱: آن‌ها (آن عوامل) از این نظر اهمیت دارند که ادعاهای آمریکا برای جایگاه ابرقدرتی، تا حد زیادی بر موقعیت اجتماعی این کشور استوار است.

 

مثال۲: آن‌ها (آن تجربه‎ها) به‎نحو چشم‎گیری موفقیت را افزایش می‎دهند.

 

مثال۳: این‌ها (این نمونه‎ها) نمونه‎هایی از شیوه‎های گوناگون بیان ارجاع هستند که از همین کتاب برداشته شده‎اند.

 

مثال۴: برخی از آن‌ها (آن وضعیت‎ها) به‎شدت تحت تأثیر افراد بانفوذ قرار دارند.

 

 

 

(۱۱) هرگاه اسم معنی جمع به‎جای اسم ذات جمع به‎کار رود، برای آن فعل جمع می‎آوریم. بنابر این، نام‎هایی مانند «قدرت‎ها = کشورهای دارای قدرت»، «ائتلاف‎ها = کشورهای ائتلاف‎کننده»، «نهادها»، «سازمان‎ها»، «مؤسسه‎ها» و جز این‌ها، که وجودشان قائم به‌ذات نیست و بسته به چیز یا چیزهای دیگری است، از آن‌جا که به‌غیر اسم معنی (به چیزهای تشکیل‎دهنده‎ی خود) اشاره دارند، اسم معنی به‎شمار نمی‎آیند و از قواعد اسم معنی پی‌روی نمی‌کنند.

 

مثال۱: ائتلاف‎هایی (= کشورها یا نیروهای ائتلافی) که در این جنگ روبه‎روی عراق قرار گرفتند…

 

مثال۲: قدرت‎های بزرگ (= کشورهایی که قدرت بزرگ هستند) نمی‎توانند به‎راحتی از این تغییرات چشم‎پوشی کنند.

 

 

 

(۱۲) هرگاه دو یا چند نهاد اسم معنی و اسم ذات مفرد با «و» به ‌هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل مفرد می‌آوریم:

 

مثال۱: طبیعت و آفرینش پیرو خواست‌های انسان و مرزهای سیاسی نیست و به هر ملت و ناحیه‌ای گونه‌ی ویژه‌ای از منابع را ارزانی کرده است.

 

مثال۲: خانه‌ی بزرگ و توان مالی فراوان جزء شرایط عضویت در آن جمع، نوشته شده بود.

 

مثال۳: جسم سالم و توان ذهنی بالا می‌تواند به پیشبرد این خواسته کمک کند، اما شرطِ کافیِ تحقق آن نیست.

 

 

 

(۱۳) هرگاه به‎کار بردن فعل مفرد موجب اشتباه در اسناد فعل به نهاد شود، برای نهاد اسم معنی جمع ـ‌تنها در جای مورد نیازـ فعل جمع می‎آوریم:

 

مثال۱:

 

ننویسید: ساختارها، کاربردها و تدابیر عملیاتی گروه‎های رزمی دریایی و تکامل هر روزه‎ی آن‎ها، نیازمند مهندسی مشترک دریایی است، تا بتواند به‌اندازه‎ی کافی نیازهای مختلف را برآورده کند و گروه‎های رزمی دریایی را قادر سازد که در هم‎کاری با نیروهای متحد و ائتلافی به‌اجرای عملیات بپردازند.

 

زیرا به‎کاربردن فعل‎های مفرد («بتواند»، «برآورده کند» و «قادر سازد») برای نهادهای جمع (ساختارها، کاربردها و تدابیر عملیاتی … و تکامل … آن‎ها) ممکن است موجب ‎شود که خواننده به‌اشتباه، این فعل‌ها را به مفعول جمله (مهندسی مشترک دریایی) نسبت دهد. بنابر این، برای پرهیز از اشتباه، لازم است در جاهایی که ممکن است اشتباه پدید ‎آید، فعل جمع به‎کار ببریم؛ پس:

 

بنویسید: ساختارها، کاربردها و تدابیر عملیاتی گروه‎های رزمی دریایی و تکامل هر روزه‎ی آن‎ها، نیازمند مهندسی مشترک دریایی است، تا بتوانند به‎اندازه‎ی کافی نیازهای مختلف را برآورده کنند و گروه‎های رزمی دریایی را قادر سازند که در هم‎کاری با نیروهای متحد و ائتلافی به‌اجرای عملیات بپردازند.

 

مثال۲:

 

ننویسید: حفظ بقا و امنیت، انگیزه‎های اصلی این تلاش را تشکیل می‎دهد.

 

زیرا به‎کار بردن فعل مفرد «تشکیل می‎دهد» برای نهاد «حفظ بقا و امنیت» ممکن است موجب ‎شود تا خواننده تصور کند که «حفظ بقا و امنیت» یک نهاد یا فاعل است، در حالی‎که جمله دارای دو نهاد «حفظ بقا» و «حفظ امنیت» است که هریک از دیگری جدا و مستقل است. بنابر این برای پرهیز از اشتباه و برداشت نادرست، برای جمله فعل جمع می‎آوریم؛ پس:

 

بنویسید: «حفظ بقا» و «امنیت»، انگیزه‎های اصلی این تلاش‎ها را تشکیل می‎دهند.

 

 

 

مثال۳:

 

ننویسید: رویکردهای ماتریالیستی با مشکل قدیمی و حل نشدنی سنجش قدرت مواجه بود و وقتی که قدرت تجزیه می‎شد نمی‎توانست به‎راحتی پاسخ‎های رضایت ‎بخشی برای آن ارائه کند.

 

زیرا اگر فعل‎های «نمی‎توانست» و «ارائه کند» به‎صورت مفرد به‎کار روند، خواننده ممکن است به‌اشتباه، این فعل‎ها را به «قدرت» نسبت ‎دهد، نه به «رویکردهای ماتریالیستی». بنابر این برای پرهیز از اشتباه، دو فعل «نمی‎توانست» و «ارائه کند»، و به‌تبع آن، فعل «مواجه بود» را به‎صورت جمع به‎کار می‎بریم؛ پس:

 

بنویسید: رویکردهای ماتریالیستی با مشکل قدیمی و حل‎نشدنی سنجش قدرت مواجه بودند و وقتی قدرت تجزیه می‎شد، نمی‎توانستند به‎راحتی پاسخ‎های رضایت‎بخشی برای آن ارائه کنند.

 

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت ۱۷ ) را نگاه کنید.

 

 

درباره ی شرکت گردشگری سلامت ناسار

همچنین ببینید

آشنائی زدائی چیست ؟ آشنائی زدایی به چه معناست

آشنائی زدائی چیست ؟ آشنائی زدایی به چه معناست

آشنائی زدائی چیست ؟ آشنائی زدایی به چه معناست آشنایی زدایی در اصطلاح به معنی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *