امروز : یکشنبه, ۲۵ آذر , ۱۳۹۷ - 8 ربيع ثاني 1440
شناسه خبر : 8258
  پرینتخانه » مقالات حوزه ترجمه تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۹۶ - ۲۱:۲۴ | 114 بازدید | ارسال توسط :

ترجمه و شکلات: وانمايي و لذت در متن ترجمه

ترجمه و شکلات: وانمايي و لذت در متن ترجمه برای دانلود فایل کامل مقاله اینجا کلیک کنید نویسندگان: اكسيري فرد محمود* چکیده: ترجمه هويتي يگانه دارد. از يک سو متن ترجمه معنايي را بازنمايي مي کند که وابسته به يک شبکه متني بيرون از متن ترجمه است. از سوي ديگر ترجمه ناچار است همچون هر […]

ترجمه و شکلات: وانمايي و لذت در متن ترجمه

ترجمه و شکلات: وانمايي و لذت در متن ترجمه

برای دانلود فایل کامل مقاله اینجا کلیک کنید

نویسندگان: اكسيري فرد محمود*

چکیده:

ترجمه هويتي يگانه دارد. از يک سو متن ترجمه معنايي را بازنمايي مي کند که وابسته به يک شبکه متني بيرون از متن ترجمه است. از سوي ديگر ترجمه ناچار است همچون هر متني به ساختن شبکه اي بپردازد که معنا را درون خود سازمان مي دهد. تنش زباني و معنايي ميان دلالت هاي دروني ترجمه (که وابسته به يک ساختگاه فرهنگي زبان مقصداند) و شبکه هاي معنايي و زباني (که از خاستگاه فرهنگي ديگري زبان مبدا سر بر آورده اند) هرگز ترجمه را رها نمي کند. ترجمه در فضاي اين تنش نمي تواند با هيچ يک از اين شبکه هاي معنايي به پيوندي پايدار برسد. ترجمه درگير کشمشکي دروني ميان مولفه هاي ناهمگون زباني فرهنگي است و همين کشمش است که ترجمه را ميان اين دو منظومه در تعليق دائمي قرار مي دهد. معنا در ترجمه گداخته مي شود. ترجمه که ((در واقع)) از آشتي دادن دلالت هاي معنايي ناسازگار بازمانده به يک وانمايي سهمگين روي مي آورد تا در بستر زباني مقصد معناي اصيل متن را آن گونه که در زبان اصلي نمايان شده شبيه سازي کند. ترجمه هيچگاه نمي تواند به چنين معنايي دست يابد. با اين همه در اين ميان شبکه اي از معنا ساخته مي شود که تصاوير ناپايداري از دو بستر زباني را وانمايي مي کند. يک ((ديگري نيرومند)) درون ترجمه پي ريزي مي شود که در فضايي حادواقعي نظم موجود را به چالش مي کشد.
در اين وانمايي لذت راديکالي نهفته که به ترجمه جذابيت مي دهد. وانموده هايي که در ترجمه مي زيند فضايي اثيري و نامتعارف مي سازند که گويا بي شباهت به طعم شکلات نيست. اين وانمايي است که ترجمه را مانند يک فانتزي حادواقعي براي سرکشي از دلالت هاي واقعي پايدار مي کند که هيچگاه از فرارفتن باز نمي ماند. از سوي ديگر اما نشانه هايي که در متن ترجمه پرسه مي زنند پيوسته به واقعيت هاي انضمامي باز مي گردند و نشانه هاي واقعي را وارد يک بازي راديکال مي کنند تا مناسبات واقعي را در فضايي حاواقعي دگرگون کنند.
ترجمه هرگز يک تبادل معنايي ساده ميان دو زبان يا دو فرهنگ نيست، بلکه پيچيدگي هايي دارد که آن را به بيرون از نظم نمادين پرتاب مي کند و به سوي يک وانمايي تمام عيار مي برد. ترجمه واسطه نيست، بلکه خود بنيانگذار است؛ ترجمه فضايي براي آشوب و برآشفتگي بنيادين واقعيت مي سازد. سوژه در اين فضا گريزگاهي براي سرپيچي از نمادهاي حاکم مي بيند که در عين حال نماينده ساختگاهي براي پرداخت دوباره بازنمايي و بنيان نهادن (امر) ناممکن است.
در اين مقاله با رويکردي پساانتقادي به ترجمه مي کوشم مفهوم وانمايي را در ترجمه واکاوي کنم و دلالت هاي ترجمه را از منظر زباني و فرهنگي بررسي کنم. به ويژه براي ما که ترجمه حامل افق فرهنگي مدرنيته بوده و ترجمه ها بيش از همه بر متن هايي از اروپا و آمريکا متمرکز شده اند ترجمه به شبح مدرنيته بدل شده است. از اين رو است که مي توان با تامل بر ترجمه ايراني از پاره اي ابعاد پنهان مدرنتيته ايراني پرده برداشت. اين مقاله به نوبه خود مي کوشد دلالت هاي ترجمه را در متن اجتماعي و سياسي معاصر تفسير کند.

كليد واژه: ترجمه، وانمايي، واقعيت، ديگري

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.