خانه / زبان عربی / بررسی ماجرای کتاب های درسی و کمک درسی/ کتاب کمک درسی به خلاقیت دانش آموزان کمک نمی کند

بررسی ماجرای کتاب های درسی و کمک درسی/ کتاب کمک درسی به خلاقیت دانش آموزان کمک نمی کند

بررسی ماجرای کتاب های درسی و کمک درسی/ کتاب کمک درسی به خلاقیت دانش آموزان کمک نمی کند
عصر ایران؛ یوسف ناصری- در سال های اخیر انتشار کتاب های کمک درسی، روند فزاینده ای به خود گرفته است. بازار این کتاب ها در سال ۱۳۹۵ به بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان رسید و طبق آخرین آمارها بهای کل کتاب های کمک درسی که در خرداد ماه ۱۳۹۶ منتشر شده بالغ بر ۱۵ میلیارد و ۸۲۲ میلیون تومان بوده است.
در سال ۹۵ خانواده های ایرانی با خرید کتاب های کمک درسی  مبلغ ۵۷۶ میلیارد تومان از جیب خودشان را روانه جیب انتشاراتی هایی کرده اند که کتاب کمک درسی چاپ می کنند.

از طرفی وزارت آموزش و پرورش، ایده «معلم پژوهنده» و «دانش آموز پژوهنده» را مطرح و پیش بُرده است تا معلمان و دانش آموزان، با انجام پژوهش های نسبتا ساده، مسائل و مشکلات خود را حل کنند و در حد خود به پژوهشگر تبدیل شوند.

از آنجا که ذهنیت پژوهشگری و خلاقیت با استفاده از کتاب های کمک درسی، همخوانی ندارد، عصر ایران با دکتر اقبال قاسمی پویا گفت و گو کرد که مشخص شود که واقعا معلم و دانش آموز پژوهنده با کتاب های کمک درسی چه سنخیتی دارند. قاسمی پویا، دکترای تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش از دانشگاه تهران دارد.
گفت و گوی عصر ایران با این صاحب نظر در حوزه آموزش و تعلیم و تربیت در ادامه می آید.
***

*از سال ۱۲۳۰ شمسی که دارالفنون در تهران افتتاح شد در همان زمان کتاب هایی برای دانش آموزان دارالفنون تالیف و ترجمه شد. با وجود این سابقه طولانی در تالیف کتاب های درسی چرا هنوز در مورد نوشتن و تالیف کتاب های درسی مدارس بحث و مجادله وجود دارد؟

-در ان زمان هدف از تاسیس دارالفنون، دبیرستان به آن معنا نبود. در حقیقت یک آموزش عالی و آمیزه ای با مدرسه جدید دبیرستانی بود. دارالفنون، بیش تر برای جنبه های نظامی و بعد پزشکی بود. کتاب های درسی با هدف خاصی که وجود داشت نوشته شده بود و با آن اهدافف نسبتا همخوانی درستی داشت.

اولا عمده معلمان دارالفنون، خارجی بودند و کتاب هایی مثل فیزیک و شیمی و آناتومی که در دارالفنون تدریس می شد اقتباس از آنها بود. اما ایرانی ها کتاب هایی مثل ادبیات فارسی و عربی را نوشته بودند. بعد از تاسیس دارالفنون، میرزا حسن رشدیّه در سال ۱۳۶۳ شمسی در محله ششگلان تبریز اولین مدرسه به معنای ابتدایی را تاسیس کرد.

آن موقع اولین کتاب های درسی را ایشان نوشتند. فاصله تاریخ این مدرسه با تاریخ افتتاح مدرسه دارالفنون حدود ۳۳ سال است. مدرسه رشدیه چند دهه بعد از افتتاح دبیرستان یا مدرسه عالی دارالفنون، افتتاح شد. این نشان می دهد تاسیس این مدرسه ابتدایی، به منظور و با هدف خاصی بوده است.

رشدیه، نام مدارس ابتدایی عثمانی آن زمان و ترکیه امروز بود. میرزا حسن رشدیه به بیروت که در قلمرو عثمانی بود، به بیروت رفته و دوره دیده بود و بعد از سفر به ارمنستان، به ایران برگشت. مدرسه ای که در تبریز راه اندازی کرد به اسم رشدیه معروف شد. میرزا حسن فرزند حاجی مهدی بود. چون در آن زمان نام خانوادگی وجود نداشت اسم او میرزا حسن رشدیه شد. الان نام خانوادگی نتیجه و نبیره میرزا حسن رشدیه، همان خانوادگی رشدیه را دارند.

کتاب های مدرسه رشدیه، بیش تر با هدف خواندن و حساب کردن بود تا این که مهارت زندگی باشد. آن نوع فعالیت ها ادامه پیدا کرد و تا کنون ادامه پیدا کرده است. در دوره رضاشاه، بیش از گذشته به آموزش توجه شد چه آموزش دختران و چه آموزش پسران.

*حدودا ۱۶۵ سال تجربه تالیف کتاب های درسی را در ایران داریم. مدارس جدید هم که متفاوت از مکتب خانه هستند در ایران ساخته شدند. ما تجربه تالیف و چاپ این کتاب ها را داریم. اما همچنان جای بحث هست و الان به این موضوع اشاره می شود که کتاب های درسی که منتشر می شوند به خلاقیت توجه نمی کنند و انتقادات مختلفی بر کتاب های درسی وارد است.
چطور است که ما در عمل نمی توانیم و نتوانسته ایم کتاب هایی را که می تواند کاملا موثر باشد و در تربیت دانش آموز نقش خوبی ایفا کند تالیف و انتشار بدهیم و هنوز اشکال وجود دارد؟

-به نظر من، هر دوره تحلیل خودش را دارد. در دوره مدرنیته رضاشاه، هدف خودش را می طلبید و سعی می کرد کتاب هایی نوشته شود در حد و حدود مباحثی مثل عِرق ملی و دوران باستان و نظام شاهنشاهی، کتاب ها نوشته شود.
در کتاب های تاریخ، جغرافیا، محیط شناسی و ایران شناسی، در چارچوب این قضایا بود. کلا کتاب درسی، یک عنصر وابسته به نظام است. ما نمی توانیم کتاب درسی را بدون توجه به اهداف آن نظام در نظر بگیریم.

هر نظامی برای القا یا برای نفوذ یا برای اجرای اندیشه های خودش، بازوهای انسانی آن اگر معلمان باشد ولی محتوا همان کتاب درسی است.

* از سال ۱۳۲۰ شمسی به بعد تالیف کتاب های درسی آزاد شد و هر فردی می توانست این کتاب ها را بنویسد و منتشر کند. حدود ۲۰ سال آزادی نوشتن کتاب های درسی ادامه داشته است. در دوره وزارت فرهنگ آقای دکتر خانلری هست که انسجام و تمرکز در تالیف کتاب درسی به وجود می آید و در تالیف کتاب های درسی به دولت اختیار کامل داده می شود.
چرا در این دوره دو دهه ای تالیف و انتشار کتاب های درسی در ایران آزاد شده بود و متولی خاصی نداشت؟

-در این زمینه مطالعات محدودی انجام شده است ولی تا جایی که من اطلاع دارم و از آنجا که حدود ۵۲ در آموزش و پرورش بوده ام، آن هم ناشی از آزادی ای بود که از غرب می آمد. آن موضوع اثر داشت.

از نظری هم در داخل کشور گروه های سیاسی و اجتماعی، خواهان این قضیه بودند. ضمنا انسجام اجتماعی به معنایی که نهادینه شده باشد و استقرار یافته باشد وجود نداشت. اما از زمان آقای خانلری به بعد، انسجام در جامعه بیش تر شد. به نظرم، دولت نفوذش را بیشتر توانست القا کند. من در سال ۱۳۴۳ در سپاه دانش بودم.

از آن زمان به بعد، جامعه یک انسجام پیدا کرده بود و آن موقع دوست داشتند همه چیز را به سوی تک صدایی ببرند. حزب سراسری رستاخیز هم تاسیس شد. یعنی می خواستند تکثر گرایی نشود و همه چیز در خدمت خودشان باشد.
*در سال ۱۳۴۵ با توجه به یافته های جدید علمی، نظام آموزشی ما از دو دوره ابتدایی و دبیرستان تغییر کرده و سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان برقرار شده است. دوره راهنمایی اضافه شده. گفته شده دانش آموزان چون در سن نوجوانی و بلوغ به خاطر غددی که در درون بدن است و فعال می شود نیاز به راهنمایی دارند.

در نتیجه دوره راهنمایی ایجاد شده است. طی چند دهه گذشته چند بار تغییر در نظام اموزشی ایجاد شده و در آخرین اقدام، دوره راهنمایی حذف شده است و قبلا دوره پیش دانشگاهی ایجاد شده بود. اینهمه تغییر و تحول اتفاق افتاده ولی همچنان از نظام آموزشی نارضایتی وجود دارد.

-دقیقا همین طور است. در سال ۱۳۴۵ من دانشجوی سال اول علوم تربیتی بودم و معلم هم بودم. بعدا فوق لیسانس مشاوره و راهنمایی خواندم برای همین موضوع. علت آن، تحولاتی بود که در اقتصاد ایران و شرایط اجتماعی ایران به وجود آمده بود.
بعد از انقلاب سفید، تحولاتی در جامعه به وجود آمد. صنعت وابسته در ایران تا حدودی رشد پیدا کرد و نیاز به نیروی انسانی در سطوح گوناگون پیدا شد. به آموزش های فنی و حرفه ای توجه خاصی شد.

از آنجا بود که دوره راهنمایی به وجود آمد. از آنجا این نیاز احساس شد که ما برای یان که بتوانیم افراد را از اول برای مشاغل گوناگون رهبری کنیم لازم است بعد از دوره ۵ ساله ابتدایی، یک دوره ۳ ساله راهنمایی ایجاد شود و در انجا استعدادها کشف شود.

ما هم در دوره مشاوره و راهنمایی فوق لیسانس گرفتم که ما نیز افراد را برای مشاوره و راهنمایی آماده کنیم. اما برای اجرای این برنامه، نیروی انسانی به تعداد کافی وجود نداشت. در ان زمان هم تعداد دانش آموزان در هر کلاس، زیاد بود. به طور میانگین حداقل ۳۵ دانش آموز در یک کلاس بود.

تعداد معلمان زیاد بود و تعداد مشاوران کم بود. در نتیجه در عمل، هیچ اتفاقی نیفتاد. من ۹م مشاور بودم و هم در دبیرستان تدریس می کردم.

*در این چند دهه چند بار تغییر در نظام اموزشی اتفاق افتاده است و اخیرا باز نظام آموزشی ما به دو دوره ابتدایی و دبیرستان تقسیم بندی شد. اما به هر حال نقد اصلی این است که دانش آموزان خلاقیت ندارند. اشکال از کجا شروع شده؟

-برنامه های ما در چندین دهه اخیر، نه مبتنی بر تحقیقات واقعی است و نه مبتنی بر واقعیت های اجتماعی و نیازهای اجتماعی و اقتصادی. در حالت بسیار خوشبینانه باید گفت در اتاق های بسته، کارشناسانی در سطح بالا و نه از پایین که معلم باشد، تصمیم گیری می کنند.

ما زمانی در دبیرستان ها، طرح کاد[کار و دانش] داشتیم که دانش آموزان برای کارورزی به واحدهای صنعتی یا کارگاه ها می رفتند. بعدها در دهه ۷۰ نظام جدید آموزش و پرورش آمد.
در یک دوره نظام آموزشی به صورت پنج سال ابتدایی، سه سال راهنمایی، سه سال دبیرستان و یک سال پیش دانشگاهی بود ولی وقتی آقای حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش شد آن را به شش سال ابتدایی، سه سال راهنمایی و سه سال دبیرستان تبدیل کرد.

من آن موقع در پژوهشکده تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش فعالیت می کردم. ما شب خوابیدیم و صبح دیدیم آقای حاجی وزیر آموزش و پرورش، نظام آموزش جدید ابداع کرده است که وقتی آقای فانی وزیر آموزش و پرورش شد چند سال سعی کرد آن خراب کاری را درست کند بدون مطالعات.

الان هم علت آن، نگاه ایدئولوژیک و سیاسی به آموزش و پرورش است. در هشت سالی که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور بود و آقای حاجی بابایی هم در یک دوره وزیر آموزش و پرورش بود، کاملا و صددرصد به همه چیز به صورت ایدئولوژیک نگاه می شد . دانشگاه فرهنگیان و کتاب های درسی و همه چیز بر این مبنا بود.

ما همیشه در فضای برنامه ریزی و طرح ریختن هستیم. هیچ موقع عمل صورت نمی پذیرد. علت اصلی هم این است که آموزش و پرورش ما، سیاسی و ایدئولوژیک است. نهادهای دیگر و خارج از وزارت آموزش و پرورش، تعیین استراتژی می کنند و بعد وزیر هم کار چندانی نمی تواند انجام بدهد.

در میان وزرایی که در دوره بعد از انقلاب  داشته ایم فقط یک وزیر آموزش و پرورش به طور نسبی توانسته است کار کند و آن هم آقای محمدعلی نجفی بوده است. در مدت ۹ سالی که آقای نجفی وزیر آموزش و پرورش بود توانست کارهایی انجام بدهد. از آن به بعد اقدام خاصی انجام نشده است.

الان ما سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را داریم. تمام اقدامات باید بر مبنای این سند انجام بگیرد. آقای فانی که حدود ۳ سال وزیر آموزش و پرورش بود اصلا به این سند تحول بنیادین اعتقاد نداشت. قبل از وزارتش به این سند اعتقاد نداشت. قبل از وزارت، آقای فانی گفت ۱۰۰ سال دیگر این تحول بنیادین در این مملکت پا نمی گیرد.

وقتی بعدا آقای فانی وزیر آموزش و پرورش شدند گفتند کار ما بر مبنای طرح تحول بنیادین آموزش و پرورش خواهد بود. در حالی که آقای فانی به این طرح تحول اعتقاد نداشت ولی سوال این است که ایشان که طرح تحول بنیادین را قبول نداشت چرا وزارت را پذیرفت؟
بعد از آن هم آقای دانش اشتیانی وزیر آموزش و پرورش شد. در حالی که نمی تواند کاری انجام بدهد. من هم که الان انتقاد می کنم اگر در چنین شرایطی وزیر آموزش و پرورش شوم کاری نمی توانم انجام بدهم.

*در همین فضایی که وجود دارد و انتقاد به نظام آموزشی مطرح است و گفته می شود دانش آموزان حافظه محور هستند و فقط مطالب درسی را حفظ می کنند، فقط در سال ۹۵ تعداد ۳۳ میلیون کتاب کمک درسی چاپ شده است. شما چه تحلیلی  نسبت به این کتاب های کمک درسی دارید؟

-این کتاب ها همان طور که از اسم آنها مشخص است به درد درس می خورد و به درد نمره می خورد. دانش آموز می خواهد کارنامه بگیرد و در کنکور قبول شود در نتیجه این کتاب ها در این زمینه کتاب های بدی نیستند و خیلی خوب است. اما خلاقیت ایجاد نمی کند. در حالی که آموزش و پرورش خلاق و مبتنی بر خلاقیت، ویژگی های خاصی دارد.

*تعداد زیادی از این ۳۳ میلیون کتاب کمک درسی که در سال ۱۳۹۵ منتشر شده کتاب های مربوط به کنکور است. سایر کتاب های کمک درسی که برای مقطعی مثل ابتدایی تالیف شده است بررسی کرده اید که ببینید این کتاب ها به دانش آموزان در یادگیری درس ها کمک می کند؟

-من چون گاهی اوقات، نگاهی گذرا به این کتاب ها می کنم و با دانش آموزان و معلمان ارتباط دارم در این زمینه می توانم نکاتی را بیان کنم. می دانید که من پیش برنده طرح معلم پژوهنده هستم. بیش از ۴۰۰ هزار نفر تا تا حالا اموزش داده ام و الان هم با آنها ارتباط دارم.

درباره کتاب های کمک درسی می توانم بگویم این کتاب ها چیزی جز آماده کردن برای کنکور و برای نمره گرفتن و برای آمار و ارقام قبولی درست کردن، کار دیگر و وظیفه دیگری ندارند.

البته برخی استثناها وجود دارد و برخی معلمان به طور شخصی تلاش می کنند کارهای بزرگی انجام بدهند. این استثناها جدا هستند و ما چنین معلم هایی را داریم. این معلم ها نتیجه آن نظام آموزشی نیست. نتیجه خلاقیت های شخصی این معلمان است. این که امروزه با زبان قدیم، منطق ارسطو را بخواهند به دانش آموزان یاد بدهند کارساز نیست.

*به غیر از کتاب های مربوط به کنکور، کتاب هایی را که برای یاد گرفتن درس های مختلف است شما آن کتاب ها را هم قبول ندارید و فکر می کنید مفید نیستند؟

-من آن کتاب ها را بررسی نکرده ام. فقط قضاوت کلی می کنم. من در حدی نیستم که همه کتاب های کمک درسی را دیده باشم و یک نظر کلی بدهم. می توانید با معلم هایی که در رشته های گوناگون این کتاب ها را تدریس می کنند صحبت کنید.

*به هر حال بیش از ۳۰ میلیون کتاب کمک درسی در سال گذشته منتشر شده. در خرداد ۱۳۹۶ حدود ۸۲۶ هزار کتاب کمک آموزش دیگر باز منتشر شده. چه کسانی تاثیر دارند در این که این کتاب ها توسط خانواده ها خریداری شود؟

-اولا خانواده ها جستجوگر هستند. خانواده ها برای این که بچه ها در مدرسه و کنکور موفق شوند این کتاب ها را خریداری می کنند تا این کتاب ها، یار و یاور بچه ها باشند. بازار وجود دارد و خانواده ها نیز به اینترنت دسترسی دارند.

با انواع تبلیغات هم کتاب های کمک درسی را معرفی می کنند. در فضای مجازی، کتاب های کمک درسی پایه های مختلف و مثلا کتاب کمک درسی ریاضی چهارم ابتدایی یا کتاب کمک درسی فارسی دوم ابتدایی را تبلیغ می کنند.

انتشارات مدرسه وابسته به آموزش و پرورش است. این انتشارات برخی کتاب های کمک درسی را منتشر می کند. برخی کتاب ها را موسسات کنکور یا آموزشی چاپ می کنند.

وزارت آموزش و پرورش هم گاهی دستور صادر می کند و گاه، قدغن می کند و می گوید معلمان حق ندارند از این کتاب ها استفاده کند. اما گوش افراد مختلف به این صحبت ها بدهکار نیست.

*ایده معلم پژوهنده و دانش آموز پژوهنده که بر اساس آن معلمان و دانش آموزان کارهای پژوهشی مرتبط با عمل و فعالیت خودشان انجام بدهند از کجا شکل گرفت و چطور مطرح شد؟

-این موضوع در پژوهشکده تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش از سال ۱۳۷۲ که آقای دکتر مهرمحمدی رئیس پژوهشکده بودند. فکر این موضع از طرف اقای دکتر مهرمحمدی مطرح شد ولی ریشه آن در انگلیس بوده و  مربوط به ۶۰ سال پیش بوده است. این موضوع بعدا هم در آمریکا مطرح شده است.

طرح معلم پژوهنده، اقتباسی از آنها بود. در این زمینه کتابی با نام «پژوهش در عمل» نوشتم و دومین کتاب را تحت عنوان «راهنمای معلمان پژوهنده» نوشتم. سومین کتاب را در سال ۱۳۹۲ نوشتم تحت عنوان «پژوهش در عمل: راهنمای تغییر و تحول در کلاس درس و مدرسه».
اگر آغازگر این موضوع را بخواهید پژوهشکده تعلیم و تربیت است و ترویج دهنده آن آقای دکتر محمود مهرمحمدی بودند و بنده، خانم دکتر زهرا گویا و آقای دکتر عباس بازرگان و کسانی دیگر که با پژوهشکده همکاری می کردند.

*تصورتان این بود که با پژوهش در عمل و اقدام پژوهی، این امکان فراهم شود که معلمان و دانش آموزان افرادی خلّاق باشند و دقیقا دنبال تحقق این هدف بودید؟

-تصور ما این بود. خلاصه بحث معلم پژوهنده این است که پژوهش هایی که خارج از مدرسه و خارج از حوزه معلم و مدیر، به صورت دانشگاهی انجام می شود به دلایل گوناگون، گاهی اوقات یا همیشه، برای معلمان قابل استفاده نیست.

در کتاب هایی که من نوشتم این پیام را مطرح کردم. هر معلم، هر مدیری، هر کارکُن مدرسه ای یا هر کارکُن یک نهاد، خود و گروه او باید پژوهشگر مسائل خودشان باشند. این کل قضیه و داستان است.

بنابراین به جای این که ما چشم بدوزیم که دانشگاهیان یا پژوهشگران حرفه ای، با زبان حرفه ای پژوهش کنند و به ما تحویل بدهند، ما با در پیش گرفتن مراحل پژوهش در عمل، کار بررسی را انجام می دهیم. پژوهش در عمل را شامل ۶ مرحله آورده ام و با مذاق معلم ایرانی هم سازگار است.

*این معلم و دانش آموز پژوهنده در ارتباط با بحث تحصیل و مدرسه، چه چیزی را باید بررسی و پژوهش کنند؟

-آنچه که در ارتباط با کلاس درس مدرسه است. معلمان و مدیران، تحقیق می کنند. هنوز تعداد دانش آموزان پژوهنده، کم است. معلم پژوهنده جا افتاده است. اینها باید مسائلی را که در کلاس درس و مدرسه است بررسی کنند.

برای مثال معلمی متوجه می شود بچه های کلاس او به درس انشا علاقه ندارند. برای خودش سوال مطرح می کند که چرا دانش آموزان من به درس انشا علاقه مند نیستند. برای پاسخگویی به این سوال، مراحلی را پیشنهاد کرده ایم که معلم برود بررسی کند، اطلاعات را گردآوری کند، تجزیه و تحلیل کند و راه حل های موقتی پیدا کند.
همچنین راه های موقتی را به اجرا بگذارد. آنها را ارزیابی کند و نتیجه بگیرد. نتایج را اگر مثبت است منتشر کند.

*سال های زیادی است که ایده معلم پژوهنده و دانش آموز پژوهنده مطرح شده. در کنار این نوع بحث ها، به هر حال کتاب های کمک درسی هم وجود دارد. آیا وجود کتاب های کمک درسی در مدرسه با معلم و دانش آموز پژوهنده هیچ تعارضی ندارند؟

-تعارض دارند. یعنی کسانی که معلم پژوهنده است، تلاش خواهد کرد از کتاب های کمک درسی، یا به صورت منطقی استفاده کند یا اصلا استفاده نکند. چون در کتاب های کمک درسی، تاکید بر حفظیات و حافظه محوری است و پژوهشگری، ضد آن است. پژوهشگری، مبتنی بر خلاقیت است.

*حمل کتاب های کمک درسی برای دانش آموزان دوره ابتدایی یا دبستان سخت است و این کتاب ها به خاطر وزنی که دارند به بدن دانش آموزان آسیب وارد می کند. به هر حال شما که در حوزه تعلیم و تربیت فعالیت داشته و دارید واقعا خانواده ها مخصوصا برای دانش آموزان دوره دبستان از این کتاب های کمک درسی استفاده کنند یا نه؟

-نظر شخصی من که نظر یک معلم بازنشسته است و کارش همین بوده و هست، این است که نباید از کتاب های کمک درسی استفاده کنند. اما واقعیت چیز دیگری است. ما به صورت دستوری نمی توانیم این کتاب های کمک درسی را اشاعه بدهیم یا جلوی آنها را بگیریم.

با صدور دستورالعمل، چیزی درست نمی شود. ما باید نظام آموزش و پرورش مان، این کتاب ها را رد کند. در هنگام انجام عمل کلیه، یک بدن کلیه فرد دیگر را نمی پذیرد. نظام آموزشی ما دردسر دارد. برای این که با دستورالعمل نمی توان با کتاب های کمک درسی مقابله کرد و نه با دستور وزیر.

درباره ی شرکت گردشگری سلامت ناسار

همچنین ببینید

اعراب کامل سوره شمس - اعراب قرآن - تجزیه ترکیب قرآن

اعراب کامل سوره شمس

اعراب کامل سوره شمس – اعراب قرآن – تجزیه ترکیب قرآن سورة الشمس: بِسْمِ اللَّهِ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *