خانه / زبان عربی / درس عربی مدارس / عربی مدارس (متن و ترجمه) / داستان عربی از زبان حیوانات با ترجمه فارسی : قصه الغراب والثعلب المکار

داستان عربی از زبان حیوانات با ترجمه فارسی : قصه الغراب والثعلب المکار

داستان عربی روباه و زاغ

داستان عربی از زبان حیوانات با ترجمه فارسی : قصه الغراب والثعلب المکار (داستان روباه و زاغ که در فارسی آمده به زبان عربی)

این شعر در واقع ترجمه‌ی منظوم حبیب یغمایی است از شعر شاعر فرانسوی قرن هفدهم یعنی «ژان دو لافونتن»، که البته در کتاب درسی به نام شاعر اصلی آن اشاره‌ای نشده است.

فی احد الایام وقف غراب اسود الریش ذو منقار اصفر رفیع وجسم ممتلئ،تبدو علیه علامات الطیبه وقف على شجره عالیه کثیره الاغصان فی وسط حدیقه جمیلهاشجارها کثیفهوارضها فسیحه خضراء تکثر فیها الطیور المغرده و الزهور الملونه و قد و ضع فی فمه قطعه جبن صفراء و فی تلک الاثناء مر ثعلب رمادی الفراء عیناه غائرتن وفکه کبیر و اسنانه حاده و جسمه نحیل من شده الجوع یبدو علیه المکر و الحیله و الدهاء.
اراد الثعلب خداع الغراب للحصول على قطعه الجبن ولأنه یعلم ان الشجره عالیه،وهو لا یستطیع الطیران للوصول الى الغراب طلب منه ان یغنی لیستمتع بصوته الجمیل وما ان فتح الغراب فاه حتى وقعت قطعه الجبن فی فم الثعلب الذی جرى و هو یشعر بالفخر و الانتصار

این داستان به شعر عربی

الثعلب و الغراب

حطَ الغرابُ على شجرهٍ بهیه

یحمل فی منقاره جبنهً شهیه

جاءَ الثعلبُ یسعى خلف الرائحه الزکیه

لیکلم الغراب کلاماً فیه سوء نیه :

صباحُ الخیر سیدی الغراب ..

کم تبدو جمیلاً وجذاب ..

سأقول لک شیئا  و لست بکذاب

إن کان تغریدک مثل ریشک جذاب

فانک سید الطیور فی کل  هذا الغاب

لم یشعر بارتیاح لهذا الکلام الغراب

و لکی یُظهر محاسن صوته الخلاب

فتح منقاره کله لتسقط الجبنه البیضاء

التقطها الثعلبُ حالاً قائلاً بدهاء :

اعلم یا سیدی الطیب و بذکاء

أن کل محتال یخدع من یصغی له من الغُرباء

و أن هذا الدرس یعادل تلک الجبنه الخرقاء

ارتبک الغراب و اقسم بحیاء

أن لا یخدعه احد من الغُرباء…

شعر روباه و زاغ:

 این داستان به شعر فارسی

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمایی

زاغکی قالب پنیری دید

به دهان برگرفت و زود پرید

بر درختی نشست در راهی

که از آن می‌گذشت روباهی

روبه پرفریب و حیلت‌ساز

رفت پای درخت و کرد آواز

گفت به به چقدر زیبایی

چه سری چه دُمی عجب پایی

پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ

نیست بالاتر از سیاهی رنگ

گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان

نبودی بهتر از تو در مرغان

زاغ می‌خواست قار قار کند

تا که آوازش آشکار کند

طعمه افتاد چون دهان بگشود

روبهک جست و طعمه را بربود

 

درباره ی شرکت گردشگری سلامت ناسار

همچنین ببینید

متن به عربی د رمورد ابوالفتح بستی – متن عربی در مورد یک شاعر عرب با ترجمه فارسی

متن به عربی در مورد ابوالفتح بستی – متن عربی در مورد یک شاعر عرب با ترجمه فارسی

متن به عربی در مورد ابوالفتح بستی – متن عربی در مورد یک شاعر عرب …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *