هزینه ویرایش عربی
248{icon} {views}

ترجمه شعر معری به فارسی

ترجمه قصیده ابوالعلاء معری به نام غیر مجد فی ملتی و اعتقادی

۱٫ غیر مجدٍ فی ملتـی واعتقـادی نـوح بـاکٍ ولا ترنُّـم شــادِ
در دین و اعتقاد من کسی که مرده است و از این دنیا رفته تفاوتی نمی کند کسی از بر او مویه کند و گریه کند یا با خوشحالی از خوبی های او بگوید.
۲٫ وشبیهٌ صـوت النّعـی إذا قـیــس بصوت البشیر فی کل نـادِ
همچنین به نظر من اگر بخواهیم مقایسه کنیم صدای کسی که خبر مرگ می دهد و صدای کسی که بشارت تولد فرزند می دهد شبیه هم است
۳٫ أبکـت تلکـم الحمامـه أم غـنّــت على فرع غصنهـا المیـادِ
یا اینکه آن کبوتر بر آن شاخه درخت گریه کند یا اینکه آواز بخواند

همچنین بخوانید: ترجمه قصیده بوان متنبی

۴٫ صاح ، هذی قبورنا تملأ الرُّحــب فأین القبور من عهد عـادِ ؟
ای دوست من این قبرهای ماست که همه زمین را فرا گرفته است قبرهای دوره عاد کجاست
۵٫ خففِ الوطء ماأظـنُّ أدیـم الأرض إلا مـن هــذه الأجـسـادِ
زمانی که روی زمین گام بر می داری آهسته قدم بردار چرا که به نظر من خاک روی زمین چیزی جز این جسدها نیست
۶٫ وقبیحٌ بنـا ، وإن قـدم العـهـد ، هـوان الآبـاء والأجــدادِ
خوار و خفیف کردن پدران و اجداد برای ما ناپسند است هر چند زمان زیادی گذشته باشد
۷٫ سر إن استطعت فی الهواء رویداً لا اختیالاً علـى رفـات العبـادِ
اگر می توانی در هوا آهسته حرکت کن نه این که با غرور بر روی استخوان های پوسیده بندگان خدا حرکت کنی
۸٫ ربَّ لحدٍ قد صار لحـداً مـراراً ضاحکٍ مـن تزاحـم الأضـدادِ
چه بسا قبری که بارها قبر دیگری شده است و روزگار از این امور متضاد می خندد
۹٫ تعبٌ کلها الحیـاه فمـا أعجـبُ إلا مـن راغـبٍ فـی ازدیــادِ
زندگی چیزی جز خستگی نیست و من در عجبم از کسی که به دنبال افزون است
۱۰٫ إنَّ حزناً فی ساعه الموت أضعـاف سرورٍ فـی ساعـه المیـلادِ
اندوه در زمان مرگ چندین برابر خوشحالی در زمان تولد است
۱۱٫ ضجعه الموت ، رقدهٌ یستریح الــجسم فیها ، والعیش مثل السهادِ
خواب مرگ، خوابی است که در آن بدن راحت می شود و در آسایش است و زندگی مانند بی خوابی است.
۱٫ ألا فی سبیل المجد ما أنا فاعل **** عفاف وإقدام وحزم ونائل
آنچه من در راه بزرگواری انجام می دهم، پاکدامنی، شجاعت ، دوراندیشی و بخشندگی است.
۲٫ أعندی وقد مارست کل خفیه**** یصدق واش أو یکذب سائل
آیا نزد من که از همه چیزهای پنهان اطلاع دارم یک سخن چین تصدیق می شود یا یک گدا تکذیب می شود
۳٫ أقـل صــدودی أنــی لــک مبـغـض .. وأیسـر هجـری أنـی عنـک راحــل
کمترین روی گردانی من از تو این است که نسبت به تو خشمگین باشم و بدترین هجران من این است که از نزد تو برم
۴٫ إذا هـبـت النکـبـاء بیـنـی وبیـنـکـم .. فـأهـون شــئ مـاتـقـول الـعــواذل
زمانی که بین من و شما فراق حاصل شود (باد هجران بین ما بوزد) ساده ترین چیز آن چیزی است که سرزنشگران می گویند. (حرف سرزنش گران برایم ارزشی ندارد)

ترجمه شعر معری به فارسی

۵٫ تعد ذنوبی عند قوم کثیره **** ولا ذنب لی الا العلا والفضائل
برخی گناهان من را زیاد می دانند در حالی که من گناهی جز بزرگی و فضایل بسیار ندارم
۶٫ کأنی إذا طلت الزمان وأهله **** رجعت وعندی للأنام طوائل
به دلیل اینکه از زمانه و مردمان زمانه پیشی گرفتم و از آنها برتر شدم، بر من خشم گرفتند و گویا همیشه دنبال انتقام گرفتن از من هستند
۷٫ وقد سار ذکری فی البلاد فمن لهم **** بإخفاء شمس ضوؤها متکامل
نام و یاد من در سرزمین پیچیده است آیا آنها می تونند خورشیدی که نور کامل دارد را پنهان کنند.
۸٫ یهم اللیالی بعض ما أنا مضمر **** ویثقل رضوى بعض ما أنا حامل
اگر شب بخشی از آنچه در درون دارم را داشته باشد به هم می ریزد و اگر بخشی از آنچه من حمل می کنم را به کوه رضوی بدهند برایش سنگین خواهد بود

ترجمه شعر معری به فارسی

۹٫ وإنی وان کنت الأخیر زمانه **** لآت بما لم تستطعه الأوائل
من هر چند زمانی متولد شده ام که بعد از گذشتگان است اما کارهایی را انجام می دهم که گذشتگان نتوانستتند
۱۰٫ وأغدو ولو کان الزمان صوارم **** وأسری ولو کان الظلام جحافل
اگر در روز همه شمشیرها آخته باشد من صبحگاهان راه می افتم و اگر تاریکی زیاد باشد (مانند سپاهی متراکم) نیز توجهی نمی کنم و در شب راه خودم را می روم.
۱۱٫ وإنی جواد لم یحل لجامه **** وسیف یمان أغفلته الصیاقل
من اسب اصیلی هستم که لگامش نزده اند و شمشیر یمنی هستم که مدتهاست صیقل داده نشده است
۱۲٫ فإن کان فی لبس الفتى شرف له **** فما السیف إلا غمده والحمائل
اگر لباس خوب برای انسان شرف می آورد شمشیر چیزی جز غلاف و حمائلش نبود
۱۳٫ ولی منطق لم یرض لی کنه منزلی **** على أننی بین السماکین نازل
هر چند منزلگاه و جایگاه من در حال حاضر در بین سماکان است اما عقل من نمی پذیرد و جایگاهی بالاتر می خواهد. (هر چند در حال حاضر جایگاه بالایی دارم اما به دنبال جایگاه بالاتر هستم)
سماکان: دو ستاره بسیار بلند بالا
۱۴٫ لدى موطن یشتاقه کل سید **** ویقصر عن إدرکه المتناول
من منزلگاهی دارم که هر شخصی آرزوی رسیدن به آن دارد و دستش از رسیدن به آن کوتاه است
۱۵٫ ولما رأیت الجهل فی الناس فاشیا **** تجاهلت حتى ظن أنی جاهل
زمانی که دیدم جهل و نادانی در بین مردم منتشر شده من نیز خودم را به نادانی زدم تا جایی که گمان کردند من جاهلم (در حالی که نیستم)
۱۶٫ فوا عجبا کم یدعی الفضل ناقص **** و واأسفا کم یظهر النقص فاضل
عجسب است چه بسیار انسان های ناقص که ادعای فضل دارند و متأسفانه انسان فاضل اظهار نقص و کمبود می کند.
۱۷٫ وکیف تنام الطیر فی وکناتها **** وقد نصبت للفرقدین الحبائل
پرنده چطور در آشیانه خود می خوابد حال آنکه برای فرقدین نیز دام گسترده شده است.
فرقدین . دو ستاره ٔ درخشان در صورت دب اصغر و به فارسی دو برادران گویند.
۱۸٫ ینافس یومی فی أمسی تشرفا **** وتحسد أسحاری علیّ الأصائل
امروز من برای رسیدن به شرافت با دیروز من در رقابت است و سحرگاهان من بر غروب من حسادت می ورزد
۱۹٫ وطال اعترافی بالزمان وصرفه **** فلست أبالی من تغول الغوائل
من مدت هاست که زمانه و حوادث آن را می شناسم و به همین دلیل از مرگ هراسی ندارم
۲۰٫ اذا وصف الطائی بالبخل مادر **** وعیر قسا بالفهاهه باقل
اگر مادر، حاتم طائی را به بخل توصیف می کند و باقل بر قس عیب می گیرد که خوب صحبت نمی کند.
مادر: شخصی که معروف به بخل بوده
حاتم طائی: شخص معروف به بخشندگی
قس: شخص معروف به سخنوری
باقل: شخص معروف به لکنت زبان
۲۱٫ وقال السهى للشمس أنت ضئیله **** وقال الدجى للصبح لونک حائل
سهی به خورشید می گوید نور تو کم است و تاریکی به صبح می گوید رنگ تو پریده است
۲۲٫ وطاولت الأرض السماء سفاهه **** وفاخرت الشهب الحصى والجنادل
و زمین بر آسمان فخر می فروشد و سنگ و ملخ بر شهاب های آسمان فخر می فروشد
۲۳٫ فیا موت زر إن الحیاه ذمیمه **** ویا نفس جدی ان دهرک هازل
ای مرگ به دیدار من بیا که زندگی چیزی جز صفات نکوهش شده نیست، و ای نفس من همه چیز را جدی بگیر که روزگار گویا جدی نیست

 

ترجمه شعر معری به فارسی

همچنین بخوانید: زندگی نامه ابوالعلاء معری

You may also like

You may also like

Related Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

PHP Code Snippets Powered By : XYZScripts.com