مرگ در شعر توللی و شکری

مرگ در شعر توللی و شکری

برای دانلود فایل کامل مقاله اینجا کلیک کنید

مرگ به عنوان یکی از جلوه های مکتب رمانتیسم در شعر توللی و شکری
چکیده:
مکتب رمانتیک (رمانتیسم ) از مکاتب ادبی تأثیرگذار در ادبیات عربی و فارسی به شمار می‌رود. شاعران بسیاری در ادبیات فارسی و عربی پیرو این مکتب بوده اند. شکری شاعر معاصر عربی و فریدون توللی از شاعران معاصر فارسی از جمله پیشگامان شعر رمانتیک در ادبیات عربی و فارسی به شمار می روند. هر چند مکتب رمانتیک ریشه در ادبیات غرب دارد و در ادبیات فارسی و عربی این مکتب، یکی از مکاتب وارداتی به شمار می‌رود اما این مکتب در ادبیات فارسی و عربی عینا یکی نیستند و تفاوت‌هایی دارند. یکی از مهم‌ترین جلوه‌های مکتب رمانتیک موضوع عشق به مرگ است که این موضوع با دیدگاه شاعران گذشته به مرگ متفاوت است. در این مقاله با روش تحلیلی – توصیفی به مقایسه نگاه به مرگ در شعر این دو شاعر می پردازیم. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که شکری نگاهی فلسفی به مرگ دارد اما توللی مرگ را مایه آرامش می‌داند و از آن استقبال می‌کند
کلمات کلیدی: مکتب رمانتیک، ادبیات فارسی، ادبیات عربی، توللی، شکری.
فریدون توللی درسال ۱۲۹۸ه.ش در شیراز به دنیا آمد و در سال ۱۳۶۴ در شیراز درگذشت. (توللی، ۱:۱۳۷۶). ایام حیات فریدون توللی با فراز و نشیب¬های زیادی همراه بود. روح و روانی بی¬آرام و پر دغدغه داشت. و مدتی در انزوا به سر برد و گوشه¬گیری اختیار کرد. لب فرو بست و در خاموشی بود. چند سال از عمرش بدین منوال گذشت. لکن  بر اثر آشنایی با نیما یوشیج باغ خزان زده طبعش به بهار گرائید و بار دیگر به سخنوری پرداخت و در شعر به ‌شیوه¬ی جدید گرایش یافت و به یکی از پیشروان آن تبدیل شد. (تبریزی شیرازی،۲۵:۱۳۷۶).
در میان شاعران معاصر از جمله شاعرانی که با خیام هم اندیشی دارند می¬توان از فریدون توللی نام برد. توللی مجموعه آثاری دارد: رها، نافه، شگرف و بازگشت و پویه. که بازتاب چهره اندوه بار مرگ و ناکامی را به ویژه در مجموعه¬های رها و نافه می¬توان باز جست. (فلاح، ۲۴۲:۱۳۷۸).

دیدگاهتان را بنویسید