بغداد و قرطبه در ادبیات عربی

مبتدای وصفی در عربی

آموزش زبان عربی و قواعد

مبتدای وصفی در عربی
مبتدا بر دو قسم است:

۱- مبتدایی که دارای خبر است.

۲- مبتدایی که دارای فاعل بوده و آن فاعل جانشین خبر است.

مثال قسم اول مانند(زیدٌ عاذرٌ مَن اعتَذَرَ) در این مثال زید مبتدا و عاذر خبر و من اعتذر مفعول عاذر محسوب می‌شود. قسم دوم مانند:(أسارٍذانِ) که همزه برای استفهام و سارٍ مبتدا و ذان فاعل و جانشین خبر است.

و آنچه که به مانند همین مورد باشد بر آن قیاس می‌شود وآن هر وصفی است که بر استفهام یا نفی اعتماد کند. مانند: (أقائمٌ زیدان) و (ما قائمٌ زیدان)

بنابراین هرگاه وصف برنفی یا استفهام تکیه نکند نمی‌تواند مبتدا واقع شود.وصفی که فاعل را رفع می‌دهد و مستغنی از خبر است، دارای سه شرط می‌باشد:

۱- بر استفهام یا نفی اعتماد نماید.

۲- مرفوع آن، اسم ظاهر و یا ضمیر منفصل باشد.

۳- کلام با عنوان نمودن مرفوع، کامل شود.

بنابراین اگر کلام باعنوان نمودن مرفوع کامل نگردد وصف مبتدا نخواهد بود مانند: (أقائمٌ اَبُواهُ‌زیدٌ) ‌در این مثال با وجود اسم مرفوع (أبَواهُ) کلام کامل نیست و از این رو قائمٌ مبتدا نخواهد بود. بلکه (زید) مبتدای مؤخَّر و(قائمٌ) خبر مقدم و (أبواهُ) فاعل برای قائم است و هرگز نمی توان قائم را مبتدا شمرد، زیرا با وجود (ابواهُ) به عنوان فاعل قائم کلام تام محسوب نمی‌شود. همچنین هر گاه وصف ضمیر مستتر را رفع دهد مبتدا نخواهد بودواز این رو صحیح نیست در (ما زیدٌ قائمٌ ولا قاعدٌ) قاعد را مبتدا و ضمیر مستتر در آن را فاعل و مستغنی از خبر دانست هر چند که در ضمیر منفصل نیز وصف مبتدا نیست بلکه به عنوان خبر مقدم و ضمیر منفصل به عنوان مبتدای مؤخّر گرفته می‌شود مانند«أمسافرٌ أنت» (طبق قولی)

مبتدای وصفی که بر استفهام تکیه می‌کند را فرقی در حرف بودن استفهام مانند (أقائمٌ الزیدان) و یا اسم بودن آن نمی‌کند مانند (کیف جالسٌ العَمُران) و در مورد نفی نیز فرقی بین اسم و فعل و حرف نیست:

۱- حرف، مانند: ( ما قائمٌ الزیدان)

۲- اسم، مانند: (غیر قائمٍ الزیدان) که در اینجا (غیر) مبتدا و مضاعف و (قائمٍ) مضاف‌إلیه و (الزّیدان) فاعل قائم و جانشین خبر غیر است چرا که (غیرُ قائمٍ الزّیدان) به معنای (ما قائمٌ الزیدان) است.

۳- فعل، مانند: (لیس قائمٌ الزّیدان) که در اینجا (لیس) فعل ماضی و ناقص « قائم» اسم آن و(الزیدان) فاعل و جانشین خبر لیس است.

و شاهد مثال در بیت زیر نیز از همین مبتدای وصفی است.

غیرُ مأسوفٍ علی زَمَنٍ یَنقَضِی بالهَمِّ و والحُزنِ

در این بیت (غیر) مبتدا و مضاف، (مأسوفٍ) مضاف‌إالیه،(علی زمنٍ) جارومجرور و محلاً مرفوع به مأسوف است؛ زیرا (علی زمَنٍ) نائب فاعل برای مأسوف و جانشین خبر غیر است.

البته گروهی بر این نظرند که اصلاً لازم نیست مبتدای وصفی بر استفهام یا نفی تکیه کند. مثل:(فائزٌ اُولُو الرَّشَدِ) که در این مثال وصف (فائز) بر نفی یا استفهام تکیه نکرده است. کما که هیچ‌کس منکر سماعی آن نیست.

شرکت ناسار - تجارت با عراق

دکتر حبیب کشاورز عضو هیأت علمی دانشگاه سمنان - گروه زبان و ادبیات عربی

http://www.naasar.ir/habib-keshavarz/

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *