معانی حروف جر عربی

معانی حروف جر عربی

معانی حروف جر عربی

برای دانلود فایل کامل مقاله اینجا کلیک کنید

«تعلیل» در معانی حروف جرّ عربی و حروف اضافه فارسی
نویسندگان

سیّد محمّد ابن الرّسول ۱ سمیّه کاظمی نجف‌آبادی ۲

۱ استادیار گروه زبان و ادبیات عرب، دانشگاه اصفهان

۲ دانشجوی زبان و ادبیات عربی، دانشگاه اصفهان

چکیده
در پژوهش حاضر نگارندگان با تکیه بر دستور زبان عربی و فارسی و نیز بر اساس مطالعات دستورپژوهان و فرهنگ‌نویسان دو زبان، به بررسی مفهوم تعلیل به عنوان یکی از مهم‌ترین معانی مشترک حروف جرّ عربی و حروف اضافه فارسی پرداخته، با اتخاذ روش تحلیلی ـ تقابلی، حروف جرّ و اضافه بیانگر این مفهوم و ویژگی‌های آن‌ها را گزارده‌اند.از دستاوردهای قابل توجه این پژوهش آن است که حروف جرّ و اضافه همیشه در بیان یک معنی خاص، رابطه یک به یک ندارند به گونه‌ای که گاه یک حرف در‌ یک زبان با رکن دستوری متفاوتی از زبان دیگر برابر‌یابی می‌شود. این مطلب در ترجمه متون عربی و فارسی حائز اهمیت است، ضمن آن که برای زبان‌شناسان و زبان‌آموزان نیز سودمند خواهد بود.

کلیدواژه‌ها

حروف جرّ حروف اضافه معانی حروف تعلیل زبان عربی زبان فارسی
نتیجه

۱ ـ همیشه نمی‌توان ادات اصلی در بیان معانی حرفی را از بین حروف جرّ و حروف اضافه جستجو کرد. بر این اساس در بیان یک معنی حرفی، حروف جرّ و اضافه همیشه برابر یکدیگر واقع نمی‌شود؛ بلکه گاه حروف یک زبان در مقابل ارکان دستوری دیگری از زبان دیگر قرار می‌گیرد، مانند حروف جرّ تعلیلی که گاه با حروف ربط فارسی برابریابی می‌شود.

۲ ـ بیان تعلیل در زبان عربی عمدهً به عهده حرف جرّ است، خواه بصورت مستقیم و یا بصورت مقدر در اسلوب مفعولٌ له. هر چند ادواتی چون «فای سببیت», «إذ» و «إنّ» نیز در این زمینه به کار می‌رود. در زبان فارسی حروف ربط در درجه اول و حروف اضافه و گاه قیود علّت نمایانگر این مفهوم اند.

۳ ـ از میان حروف جرّ عربی، لام تعلیل بیش‌ترین نقش را در بیان تعلیل ایفا می‌کند، به گونه‌ای که آن را به عنوان نماد اصلی تعلیل برشمردیم. از میان حروف اضافه فارسی، «برای» و «از» کاربرد بیش‌تری دارند؛ ولی نه در حدی که به نماد اصلی تعلیل تبدیل شوند. البته باید به این دو حرف، گروه حرف اضافه‌ای را که با «به» ساخته می‌شود، افزود.

۴ ـ در زبان عربی جز «حتی» و «کی» که با شروط معینی تعلیل، معنی اصلی آن است، حروف جرّ «باء»، «علی»، «عن»، «فی» و «من» گاه مفید تعلیل‌اند؛ امّا این تعلیل که از سیاق کلام دریافت می‌شود، متأثّر از معنی اصلی حرف جرّ است. در تعلیل بقیه حروف جرّ یعنی «إلی» و «کاف» اختلاف است و تفسیر نمونه‌های آن با تکیه بر معنی اصلی حرف، صحیح‌تر می‌نماید.

۵ ـ در زبان فارسی جز «اندر» که کاربرد آن در فارسی معاصر متروک شده، استعمال حروف و گروه‌های حرف اضافه («با»، «بر»، «بهر»، «پی» و «را») در معنی تعلیل منحصر به فارسی قدیم است. در فارسی رایج امروز حروف «از»، «به»، «برای»، «در»، «کسره اضافه» و «واسه» در بیان تعلیل به کار می‌روند. از میان این حروف «برای» و «از» کاربرد بیش‌تری دارد. البته گروه‌های حرف اضافه‌ای که با «به» و «برای» ساخته می‌شود، نظیر «به جهت»، «به خاطر»، «به سبب»، «به علّت»، «برای خاطر» و امثال آن غالباً جایگزین این دو حرف شده است. گروه‌های حرف اضافه‌ای چون «در اثر»، «در راه» و «در نتیجه» که با «در» ساخته می‌شود نیز در فارسی معاصر کاربرد دارد.

۶ ـ در زبان عربی، تعلیل حصولی مانند «عاقبتُه لإساءته إلی فلان» که نمایانگر علّت و سبب انجام فعل است و تعلیل تحصیلی مانند «جئت للاطلاع» که نمایانگر هدف و مقصودی است که فعل به خاطر آن انجام می‌شود، غالباً با لام جرّ بیان می‌شود؛ امّا تعلیل حصولی در زبان فارسی غالباً با گروه‌های حرف اضافه «به دلیل»، «به سبب»، «به علّت»، «در اثر»، و مانند آن و تعلیل تحصیلی با حروف اضافه «برای» و گروه‌های «به خاطر»، «به منظور»، «برای خاطر»،
«در راه» و امثال آن بیان می‌شود.

۷ ـ در نیابت حروف، «بر» با «علی»، «در» با «فی»، «از» با «مِن» و «به» با «باء» و «برای» با «لام» جرّ قابل مقایسه است.
قرآن کریم

۲-               ابن عقیل، عبد الله بن عبد الرحمن. (۱۳۸۴هـ. ش). شرح ابن عقیل علی ألفیه ابن مالک، ۲ ج، تهران: استقلال، چاپ سوم.

۳-                 ابن هشام، عبدالله بن یوسف. (۱۹۹۷م). مغنی اللبیب عن کتب الأعاریب، تحقیق حنا الفاخوری، ۴ ج، بیروت: دار‌الجیل.

۴-                 اربلّی، علاء الدین بن علی. (۱۹۹۱م). جواهر الأدب فی معرفه کلام العرب (معجم للحروف العربیه)، بیروت: دار النفائس.

۵-                 انوری، حسن؛ و حسن احمدی گیوی. (۱۳۷۰). دستور زبان فارسی ۲، تهران: فاطمی، چاپ ششم.

۶-                 انیس، ابراهیم و دیگران. (۱۳۷۸هـ. ش). المعجم الوسیط، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هشتم.

۷-                 بهار، محمد تقی. (۱۳۷۳). سبک شناسی، ۳ ج، تهران: امیر کبیر، چاپ هفتم.

۸-                 حسن، عباس. (۱۴۲۵هـ). النحو الوافی، ۴ ج، تهران: ناصر‌خسرو، چاپ هفتم.

۹-                 خانلری، پرویز. (۱۳۸۲). دستور تاریخی زبان فارسی، به کوشش عفت مستشار‌نیا، تهران: توس، چاپ پنجم.

۱۰-            خضری، محمد. (بی‌تا). حاشیه الخضری علی شرح ابن عقیل، تهران: استقلال.

۱۱-            خطیب رهبر، خلیل. (۱۳۶۷). دستور زبان فارسی (کتاب حروف اضافه و ربط)، تهران: سعدی، چاپ دوم.

۱۲-            خیام‌پور، عبد‌ الرسول. (۱۳۵۲). دستور زبان فارسی، تبریز: کتاب‌ فروشی تهران، چاپ هفتم.

۱۳-            دهخدا، علی اکبر. (۱۳۵۲). لغت نامه دهخدا، تهران: سازمان لغت نامه.

۱۴-            رضی الدین‌ استرآبادی، محمد بن حسن. (۱۳۶۶هـ.ش). شرح الکافیه فی النحو، تهران: مرتضوی، چاپ دوم.

۱۵-            زرکشی، محمد بن عبدالله. (۱۹۹۸م). البرهان فی علوم القرآن، تحقیق محمد ابو‌الفضل ابراهیم، ۴ ج، صیدا ـ بیروت: المکتبه المصریه.

۱۶-            زمخشری، محمود بن عمر. (بی‌تا). الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت: دار الکتاب العربی.

۱۷-            سامرائی، فاضل صالح (۲۰۰۷م). معانی النحو، ۴ ج، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

۱۸-            سیوطی، عبد الرحمن بن ابی بکر. (۱۳۲۷هـ). همع الهوامع فی شرح جمع الجوامع فی علم العربیه، مصر: بی نا.

۱۹-            صبّان، محمد بن علی. (بی‌تا). حاشیه الصبان علی شرح الأشمونی علی ألفیه ابن مالک، ۴ ج، قاهره: دار‌ احیاء الکتب العربیه.

۲۰-            صغیر، محمود احمد. (۲۰۰۱م). الأدوات النحویه فی کتب التفسیر، دمشق: دار ‌الفکر.

۲۱-            عبد المسیح، جورج متری؛ و هانی جورج تابری. (۱۹۹۰م). الخلیل: معجم مصطلحات النحو العربی، بیروت: مکتبه لبنان.

۲۲-            فرشید‌ورد، خسرو. (۱۳۶۷). عربی در فارسی، تهران: دانشگاه تهران.

۲۳-            مدنی، علی‌خان بن احمد. (بی تا). الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه، قم: هجرّت.

۲۴-            مشاوری، زهره. (۱۳۸۲). «بررسی دستوری حروف در گلستان سعدی» پایان نامه، دانشگاه اصفهان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی.

۲۵-            مطهری، مرتضی. (۱۳۶۰). هدف زندگی، تهران: حزب جمهوری اسلامی، چاپ دوم.

۲۶-            معین، محمد. (۱۳۷۰). اضافه، تهران: امیر کبیر، چاپ پنجم.

۲۷-            همایون‌فرّخ، عبد الرحیم. (۱۳۶۴). دستور جامع زبان فارسی، تهران: مؤسسه مطبوعاتی علمی.

۲۸-            یعقوب، امیل بدیع. (۱۹۹۵م). موسوعه الحروف فی اللغه العربیه، بیروت: دار‌ …

معانی حروف جر عربی

همچنین بخوانید : زیبایی شناسی تکرار حروف در قرآن

You may also like

You may also like

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و سئو و طراحی قالب توسط : شرکت نوین پرداز گستر پارسیان