فرق بین لام جزم (امر) و لام نصب (تعلیل)

فرق بین لام جزم (امر) و لام نصب (تعلیل) :  گاهی ممکن است در جمله فعل مضارع با لام بیاید و برای دانش آموزان تشخیص این دو نوع لام از هم دشوار باشد.

برخی معلمان شیوه هایی را برای تشخیص این نوع لام پیشنهاد می کنند که کامل نیست و ممکن است دانش اموز را دچار اشتباه کند
قبل از این که سراغ راهی برای تشخیص این دو نوع لام برویم توضیح مختصری در مورد هر دو می آوریم

لام امر چیست ؟
لام امر حرفی است که برای طلب استفاده می شود یعنی از کسی بخواهی کاری را برایت انجام دهد.
به فعل مضارع با این لام، امر غائب نیز گفته می شود چون این نوع لام بیشتر زمانی به کار می رود که نتوانیم از صیغه امر استفاده کنیم
برای مثال می گوییم لیجتهد : باید تلاش کند
این لام فعل مضارع را مجزوم می کند و تشخیص آن زمانی که فعل حرکت گذاری شده باشد یا معتل یا ضیغه هایی باشد که نون آن حذف شده باشد آسان است

لام تعلیل :
این لام بر سر فعل مضارع می آید و آن را منصوب می کند و به معنای تعلیل است و معادل (کی) است
مثلا می گوییم أجتهد لأنجح : تلاش می کنم تا موفق شوم
معمولا در فارسی این لام را (تا) ترجمه می کنیم و بعد از آن از مضارع التزامی استفاده می کنیم
أقرأ لأتعلم: می خوانم تا یاد بگیرم

شیوه تشخیص این دو نوع لام از هم:
برای تشخیص این دو نوع لام از هم ابتدا به حرکت فعل دقت کنید و در صورت مجزوم بودن لام امر است و در صورت منصوب بودن لام نصب خواهد بود
همچنین اگر فعل حرکت نداشت با ترجمه عبارت به راحتی می توان نوع آن را تشخیص داد
لام نصب معمولا  (تا ب…) ترجمه می شود و معمولا قبل از آن اتفاقی رخ داده است که لام برای بیان علت آن ذکر می شود مثال: أجتهد لأنجح: تلاش می کنم تا موفق شوم یعنی برای موفق شدن تلاش می کنم

لام امر معمولا باید و می بایست ترجمه می شود مثال : لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ : توانگر باید از دارایی خود هزینه کند

فرق بین لام جزم (امر) و لام نصب (تعلیل)

فعل امر در داستان کوتاه عربی با ترجمه فارسی

اقسام لام در زبان عربی :

۱- لام إبتدا : همان حرف إبتدا است که فقط در ابتدای کلام می آید تا بعد از خود را تأکید کند موارد آن عبارت است از :

الف – هرگاه مبتدا پیش از خبر بیاید مانند:( لأنتم أشدُ رهبهً )

ب- خبر پیش از مبتدا آمده باشد 🙁 لعالمٌ علیٌّ )

۲- لام إستغاثه :در إستغاثه غالباً مستغاثٌ به با( لََ )مفتوح ومستغاث له یا لأجله با(لِ) مجرور به کار می رود مانند 🙁 یا لَرجال الأمن لِلحریقِ)

(لَ) حرف استغاثه للمستغاث به، عامل جرّ، مبنی علی الفتح

(لِ) حرف استغاثه للمستغاث له، عامل جرّ، مبنی علی الکسر

۳- لام تأکید : این لام برای تأکید نفی پیش از خود می آید وبه آن حرف جحد نیز گفته اندو به شرطی عمل می کند که پیش از آن کان منفی (ماکان،لم یکن و…) بیاید.

مانند: ( ماکان اللهُ لِیظلم العبیدَ، لم یکن اللهُ لِیغفرَ لَهم) که لام تأکید با فعل مضارع پس از خود جارّ ومجرور خواهد بود.

۴-لام تعلیل : همان لام ناصبه است که در حقیقت بعد از آن (أن) مقدر است و علت وقوع فعل را می رساندمانند 🙁 أُدرس لِتنجحَ) أی لِنجاحکَ.

۵- لام أمر :برای ساختن فعل أمر از صیغه های غائب ومتکلم وتمام صیغه های فعل مجهول(غائب،مخاطب ،متکلم) از لام أمر استفاده می شود مانند:

( لِِیکتب، لِیکتبوا،لِنکتب لِیُکتَبوا، لِتُکتَب)

*حرکت لام أمر کسره ولی جایز است بعد از ( واو،ثُمّ،فاء و…)ساکن شود .مانند: (فلیُنصف الأبریاءُ)

۶- لام موطئه للقسم :هرگاه جواب قسم با (لام وإن شرطی ) ویا (لام وقد )بیاید مانند:

(لَئن شکرتم لَأزیدنّکم )-(لقد قام علیّ)که در این صورت لام موطئه للقسم گفته می شود زیرا جواب را برای قسم خوردن آماده می کند.

۷-لام جرّ: اسم ظاهر وضمیر را مجرور می کند مانند: ( لَکَ الحمد)(وُضع للنّاسِ)

لام جردر معانی زیر استعمال می شود:

الف – إختصاص: (المالُ لزیدٍ )

ب- تعلیل: (ضربتُه للتأدیبِ )

ج – زائده : (ردف لکم )النمل /۷۲

د- به معنی« عن» درصورتی که با ماده ی قول همراه باشد : (و قال الذین کفروا للذین امنوا لو کان خیرا ما سبقونا الیه ) أحقاف/۶

و- به معنی «واو» در قسم برای تعجب : (لله لا یوخر الاجل )

۸- لام جواب : که در جواب (لو ،لولا) می آیدمانند (لولاکَ لَما خلقتُ الأفلاکَ)

(لَ) =حرف جواب، غیر عامل، مبنی بر فتح

۹- لام الفارقه :برای تشخیص (إن) مخففه از (إن) شبیه به لیس باید به خبر إن مخففه از مثقله (لَ) إضافه کرد که به آن لام فارقه گویند . مانند : ( إن هذان لَساحران)

(لَ) = حرف الفارقه، غیر عامل ، مبنی بر فتح

۱۰- لام تقویه: حرف زایدی که برای تقویت میآید مانند :(أنت فعّالٌ لِما ترید)

۱۱:لام مزحلقه:برسرإسم وخبر إنّ می آید به شرطی که إسم آن مؤخر باشد مانند: ( إنَّ عندی لَقلماً ) و خبر آن نیز باید شروط زیر را داشته باشدتا لام مزحلقه برسر آن بیاید:

الف- خبرآن مؤخر ومثبت باشد (إنّنا لَََمقیمون علی الوفاءِ)

ب- خبر آن فعل ماضی جامد باشد (إنَّ زیداً لَنعمَ الرجلُ )

ج- خبر آن فعل ماضی متصرف مقرون به قد باشد ( إنّکَ لَقد أصبتَ إلی المرضِ)

د- خبر آن فعل مضارع باشد (إنّکَ لَتَقول الصوابَ )

*- لام مزحلقه بر سر ضمیر فصل هم داخل می شود مانند : (إنّ هذا لَهو الحقُ)

۱۲- لام زاید :(هیهات هیهات لِما توعدون ) لَ = حرف جرّ زائد، عامل ، مبنی برکسر

شرکت ناسار - تجارت با عراق

دکتر حبیب کشاورز عضو هیأت علمی دانشگاه سمنان - گروه زبان و ادبیات عربی

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. کبرا گفت:

    افرین افرین افرین ????

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *