ترجمه شعر عربی به فارسی – ترجمه شعری از محمود درویش

ترجمه شعر عربی به فارسی – ترجمه شعری از محمود درویش شاعر معاصر فلسطین

البنتُ/ الصرخة

على شاطئ البحر بنتٌ. وللبنت أَهلٌ

 

وللأهل بيتٌ. وللبيت نافذتان وبابْ…

 

وفي البحر بارجةٌ تتسلَّى

 

بصيدِ المُشاة على شاطئ البحر:

 

أربعةٌ، خمسةٌ، سبعةٌ

يسقطون على الرمل، والبنتُ تنجو قليلاً

 

لأن يداً من ضباب

يداً ما إلهيةً أسعفتها،

فنادت:

أَبي

يا أَبي!

قُم لنرجع،

فالبحر ليس لأمثالنا!

لم يُجِبْها أبوها المُسجَّى على ظلهِ

في مهب الغياب

دمٌ في النخيل،

 

دمٌ في السحاب

يطير بها الصوتُ

أعلى وأَبعد من

 

شاطئ البحر. تصرخ في ليل برّية،

لا صدى للصدى.

فتصير هي الصرخةَ الأبديةَ في خبرٍ

 

عاجلٍ،

 

لم يعد خبراً عاجلاً

عندما

عادت الطائرات لتقصف بيتاً بنافذتين وباب!

دختر/ فریاد

بر   ساحل دریا/ دخترکیست،

دخترک را خانواده ای ست

و خانواده را خانه ای

وخانه را / دو پنجره و یک در …

و در دریا ناوچه ایست/که تفریح میکند

با صید آدمهای ساحل    ؛/چهار نفر…/پنج نفر …/هفت نفر

بر شن میافتند

و دخترک دمی در اَمان می مانَد   ؛

زیرا دستی از مه به یاری اش آمد،/ دستی خدایی،

آن گاه دخترک فریاد زد   :

«بابا…

بابای من   !

بلند   شو، تا برگردیم،

دریا برای امثال ما نیست   !  »

پدر امّا پاسخ نداد

که بر سایه اش فرو  غلتیده بود ،

در کوران غیاب،

خونی در  نخل،

خونی در ابر،

صدا او را به پرواز در می آورد،

بالاتر و دورتر از ساحل دریا،

در شب صحرا فریاد     می زند     ؛

پژواک را پژواکی نیست،

و آن گاه

دخترک ـ خود ـ

فریادی جاودانه می شود

در خبری فوری،

که دیگر خبری فوری نماند،

وقتی هواپیماها باز آمدند

تا بمباران کنند؛

خانه ای را

با دو پنجره و یک در…

***

برگرفته از«تابستان عاشقان»/ فصل پنجم/ ۱۳۹۰

شاعر: محمود درویش

برگردان: عبدالرضا رضایی نیا

 

ترجمه شعر عربی به فارسی – ترجمه شعری از محمود درویش

ترجمه برخی اشعار نزار قبانی به فارسی

 

شرکت ناسار - تجارت با عراق

دکتر حبیب کشاورز عضو هیأت علمی دانشگاه سمنان - گروه زبان و ادبیات عربی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.